ماهنامه ارمون

آخرین خبرها :

فید کن غصه را از بعد عید!

کمیل قاسمی برای همه تجویزی دارد:

حسن عبدالهاشم پور

سر انتخابش به عنوان نماینده سنگین وزن کشتی آزاد در المپیک 2016 ریو چنان بلوایی به پا شد که پای نمایندگان ترک زبان در مجلس شورای اسلامی را هم به میان گشود. از همه حرف درآمد جز کسی که دوبنده تعیین کننده را در بزرگترین مسابقه سال بر تن داشت. کمیل قاسمی بر پرویز هادی در انتخابی ها پیروز شد ولی عجیب بود که تمکین نمی کردند تا دلاور جویباری مجبور شود نمایشی عجیب و غریب را رقم زند و بهترین کشتی هایش را بگیرد تا هیچکس رسول خادم را ملامت نکند.

خیره کنندگی این پهلوان با اخلاق جویباری در ریو به مذاق دل همه نشست و برتری هایش را صد چندان کرد. کمیل در قامت یک پهلوان کامل، دستاوردهایی بی نظیر داشته ولی این تمام توانش نیست. می خواهد تا المپیک توکیو بماند، اگر چه سال 95 را به یادماندنی خاتمه داد. نقره اش رفت کنار برنز المپیک لندن و او را هم به جرگه پر مدال ترین های ورزش اضافه کرد.

رسیدیم به سال 96، بگوییم آخیش یا حیف؟

هیچ وقت دوست ندارم حسرت قبل را بخورم و بگویم چه حیف که تمام شد و یا بهتر شد که به پایان رسید. می گویم خدایا شکرت و انشالله باز هم از این بهتر زندگی کنم.

پس از سال کهنه راضی هستی؟

بله قطعا. به هر حال نتیجه زحماتم را گرفتم و توانستم به خواسته هایم برسم و در المپیک صاحب مدال شدم.

 

اما چه سال سختی بود. مرتب جنگ و عرق و عذاب و درد. سرانجام نقره المپیک.

یک بار شما گفتی که کمیل با درد مرد شد. فکر کنم کاملا تعریف درستی بود. اینقدر زجر کشیدم که وقتی به آن فکر می کنم در خلوتم بغضم می گیرد. خدا خیلی کمکم کرد. رسول خادم، والدینم و مردم هم خیلی یاری ام دادند. (آه بلند)

عجب المپیکی بود. تا شرف شکست مقابل پتریاشویلی گرجستانی اما رسیدن به فینال از گروهی مرگبار و باختن به طاها آکگول ترکیه ای. عالی بودی.

زیاد به آن روزها فکر می کنم. بخاطر اتفاقاتی که افتاده بود مسئولیتم بیشتر شده بود. می دانستم که چه فشاری روی فدراسیون هست. خودم را به آب و آتش زدم و خوشبختانه به آنچه که می خواستم نزدیک شدم اما هدفم طلا بود و هست.

برای همین تا المپیک بعدی کشتی می گیری؟

در خودم دیدم که برای توکیو هم بیایم. آن وقت دیگر واقعا به خط پایان کشتی ام رسیدم ولی تا آن موقع ادامه خواهم داد و تلاش می کنم که طلا بگیرم اما می دانیم که المپیک را نمی توان پیش بینی کرد و فقط باید منتظر بود و مصمم.

وقتی در فینال به طاها باختی، نه شاد بودی و نه غمگین.

مسیر من برای رسیدن به فینال خیلی بد بود و سخت. قرعه خوبی نداشتم و فشار زیادی به من آمد اما شکر خدا از سد رقبایم گذشتم ولی بدون شک کشتی گیر ترکیه بهترین در جهان است و از نیروی جوانی بهره می برد و توانست شکستم دهد. اما شکست ناپذیر نیست، سعی می کنم با بهبود وضعیت جسمانی ام این باخت را جبران کنم.

زندگی سالم کمیل زبانزد است. خسته نشدی از تمرین و مسابقه؟

 

گاهی چرا، ولی مثل یک تکلیف می ماند. من سربازم و باید تا جایی که می توانم ادامه بدهم و نتیجه بگیرم. وقتی هم که دچار خستگی روحی شدم اندکی استراحت می کنم و اینگونه نیست که فقط به آن بپردازم.

منتظر عید هم بودی؟

بله دوستش دارم و با خانواده حسابی خوش خواهد گذشت. امیدوارم برای همه خوب باشد و سال 96 را در خوشی محض بگذرانند.

برای سال جدید چه نقشه هایی کشیدی؟

عمده روزهای سال که در خانه کشتی تهران هستم. به شکل کاملا معمولی بدون رزق و برق تمرین می کنم و زحمت می کشم تا به جهانی فرانسه بروم.

فکر می کنم یکی از رویاهایت طلای جهان هم باشد که نگرفتی.

یکی از دلایل آن همین می تواند باشد اما قبل از آن می خواهم از عید لذت ببرم و خوش بگذرانم. نیاز دارم به آن و هم و غم خودم را هم گذاشتم تا پس از عید بی وقفه تمرین کنم.

از کسی دلخور نیستی؟

من؟ نه. امیدوارم که کسی از من دلخور نباشد!

رسول خادم شما را اسوه اخلاقی کشتی نامید.

لطف شان شامل حال من و خانواده ام است. از ایشان زیاد یاد گرفته ام و باز هم باید بیاموزم.

عید برایت چه مزه ای دارد؟

چیزی بین ترشی و شیرینی. به عید نوروز نمی توان بی توجه بود. همه سن و سالشان کم می شود و به کودکی های خود برمی گردند و حس و حال خاصی دارند که

  نوستالژی است، زندگی است و یک شروع دوباره. من سال هاست که زندگی طبیعی نداشته ام اما عید که می رسد لذتی به من دست می دهد که وصف ناشدنی ست، می توانم کمی بیشتر غذا بخورم و شکلات و آجیل و همه مجازهای ویژه  عید!

به مردم بگو چه کار کنند که لذت بیشتری از زندگی می برند؟

 فید کن غصه را از بعد عید! همین یک جمله کافیست دیگر.

منتظر خبرهای بهتری هستیم.

ممنونم. پشتم گرم است به بودن شما و دعای مردم. دعایم کنید تا موفق باشم، هنوز باید خیلی تلاش کنم تا شادتان کنم.

 

 

 

 

 

طراحی و ساخت : شرکت تحلیلگران ایده طبرستان