ماهنامه ارمون

آخرین خبرها :

از دل خوش اخلاقی ها، شادی منتج می شود

حر رشیدی، مدرس دانشگاه در گفتگو با ارمون:

بی شک آرزوی بشر سعادت و کمال است و این حقیقت که من باید بدانم تا سعادتمند شوم دغدغه وی بوده است. اما این دلالت التزامی را نباید فراموش کنیم که دانستن مبتنی ست بر کوشش و تلاش ذهن و رسیدن به مقصد روشنایی و سعادت. درباره خوشحالی و فرآیند آن با "حر رشیدی"، مدرس دانشگاه و مولف کتاب "      " گفتگو کردیم:

چراجوانانماامروزتعریفیازیکزندگیخوشبختوخوشحالندارند؟

این سوال را اینگونه هم می توان مطرح کرد، راههای کسب خوشبختی و خوشحالی زندگی برای یک جوان چیست؟! باید گفت، جوانان گاهی مسیر دانایی را در پیش نمی گیرند و از مسیر اصلی زندگی منحرف می شوند. اگر جوان خودش را به عنوان نیروی محرک اجتماع فرض کند و با اتکا به خدا، توانایی و استعداد ذاتی تلاش کند، قطعا، قله های پیشرفت را فتح می کند . اگر جوان امروز تعریف درستی از خوشبختی و خوشحالی در زندگی ندارد قطعا یا در مسیر درست نیست و حتی به خودش زحمت پیدا کردن راهنما و هم گام شدن با آن را هم نداده بلکه یا در جوار نیروی های منفی همنشین شده یا به عنوان فردی منفعل منتظر شروع کردن دیگری ست. معضل بسیاری از جوانان این است که منتظر ناجی اند! کسی که بیاید و آن ها رانجات بدهد. اما یقینا نمی دانند که تنها ناجی زندگی فقط و فقط خودشان هستندولا غیر ...

ازنظرشمابهترینمدلرفتاریبرایتطبیقبامشکلاتزندگیچیست؟

بهترین مدل رفتاری برای تطبیق با مشکلات زندگی، داشتن مدلی مبتنی بر هدفمندی ست." آدمی نباید مثل قطار شهر بازی باشد ". یعنی بی هدف از نقطه ای شروع و دوباره بعد از چرخیدن بدور خودش به نقطه اول برگردد! به نظر من بهترین مدل برای تطبیق با مشکلات زندگی، روبرو شدن با حقیقت و مشکلات و به شیوه حل مساله پیدا کردن کوتاه ترین و بهترین راه حل از بین راه حل های بیشمار است. شیوه ای که "جان دیویی" دانشمند و فیلسوف آمریکایی قرن بیستم از پیشروان مکتب فکری کارکرد گرایی مطرح کرده بود . problem solving الگویی بود که او در روش تربیتی در کتاب خودش بنام شیوه های تربیت ارائه کرده بود. یعنی فرد با کنکاش ذهنی و تلاش فکری و کنترل هوش هیجانی به دنبال راه حل منطقی مشکلات زندگی بهترین راه حل را پیدا می کند.

راههای تحقق اهداف در بستر چالش ها چیست؟

هر انسانی برای تحقق اهداف و رسیدن به مقصد آرمان هایش ناگزیر با چالش هایی روبروست. قطعا برای رسیدن به هدف ها، راههای بیشماری در زندگی وجود دارد. بی شک داشتن مسیر هموار برای رسیدن به آرزوها و هدف ها انتظار بی مورد، خواب و خیالی بیش نیست. بي شك گاه اين سیر شتاب گونه و گاهی بطئی خواهد بود. به تعبیری برای نیل به هدف برخی حرکت لاک پشتی و برخی حرکت خرگوشی دارند، از این رو سرعت پردازش اطلاعات هر فرد به زمان مورد نیاز برای پاسخگویی وی بستگی دارد. هر چه زمان پاسخگویی کوتاه تر باشد، رسیدن به اهداف با شتاب بیشتری حاصل می شود.این حقیقت برای بشر در طول تاریخ تجربه شده که" پنیر رایگان فقط در تله موش یافت میشه "! یعنی اگر جایی چیزی مفت و ارزان می دهند باید به آن شک کرد. بقول این ضرب المثل که: هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد

راهکارهایلازمبرایآموزششادمانیاجتماعیبهافرادجامعهبهویژهکودکانونوجوانانچیست؟

برای ایجاد شادمانی اجتماعی به افراد جامعه بویژه کودکان و نوجوانان راهکارهای خوبی وجود دارد. در حال حاضر دو خلاء رفتاری در جامعه ما احساس می شود؛ فقدان اخلاق و شادی که در بین ما ایرانی ها مشهود است. داشتن فضیلت های اخلاق در همه ی موقعیت ها و شئون زندگی اعم از موقیعت های شغلی و زندگی خصوصی با خانواده، هم سن و سال، مدرسه و دانشگاه و ... باعث ایجاد آرامش، ثبات و امنیت خاطر می شود. جامعه ای که در آن اخلاق در تمامی شئون وجود داشته باشد جامعه ای ایده آل با مردمانی متمدن منظم به نگرش هایی مثبت و با ثبات است. از دل خوش اخلاقی ها، شادی هم منتج می شود. اخلاق و شادی با هم همبستگی مستقیم دارند. جامعه ای با اخلاق، مطمئنا جامعه ای شاد خواهد بود. اگر راننده تاکسی با اخلاق باشد، اگر کارمند یا کارگر یا فروشنده فروشگاه با اخلاق حرفه ای و مثبت باشد، یقینا این رضایت مندی با شادی اجتماعی همراه می شود. ما باید در ابتدا در محیط خانواده و سپس در مدارس و دانشگاهها به نوجوانان و جوانان مان خوش اخلاقی و اخلاق حرفه ای توام با آرامش را آموزش دهیم تا جامعه ای شاد و با ثبات داشته باشیم.

نقش رویدادها و افرادی که به نوعی می توانند ما را خوشحال کنند را چگونه تحلیل می کنید؟

بسیار با اهمیت است. بارها دیده ایم که برد یک مسابقه فوتبال یا والیبال چطور می تواند جامعه ای را به وجد بیاورد. مخصوصا اگر برد مسابقه تیم ملی کشور باشد می بینیم چطور نشاط اجتماعی همه گیر ایجاد می کند! مطمئنا مسئولین و کارگزاران حکومت ها و کشورهای پیشرفته سالها پیش به این حقیقت دست پیدا کردن که رویدادها می توانند در جامعه نشاط ایجاد کند. هر چه این رویدادها بیشتر باشه نشاط اجتماعی بیشتر و شادی در کل جامعه تسری پیدا می کند. 

جامعه مهربان با مردمانی بانشاط چطور محقق می شود؟

جامعه ای شاد با مردمانی بانشاط جز در بستر امنیت و آرامش بوجود نمی آید. یعنی شادی با امنیت خاطر دلالت التزامی دارد. جامعه ی امن، تحرکات اجتماعی پویا و سازنده ایجاد می کند. در کشورهای پیشرفته هر روز دلیل شادی ایجاد می کنند. روزهای تعطیل موسسات حمایت از خانواده به دنبال بچه ها می آیند و آنها را با خودشان می برند تا زن و شوهر اندکی فارغ از کار و مشغله های زندگی هفتگی، تنها با یکدیگر لحظه های خوشی داشته باشند. میشود با اقدامات حتی کوچک و به ظاهر ناچیز هم دلیل شادی ایجاد کرد. باید بخواهیم تا بشود. در بعضی از کشورها به والدین و بچه ها یشان مهارت آداب درست زندگی کردن می آموزند. مادری که بیسواد و فاقد هرگونه مهارت باشد چطور می تواند فرزندی با سلامت جسم و روان به جامعه تحویل دهد؟ پدری عصبی مزاج چطور می توان فرزندانی با نشاط داشته باشد؟ بنابراین راههای ایجاد نشاط در جامعه مسئولیتی خطیر و همه جانبه است. کارگزاران هر حکومت با تدوین استراتژی های مناسب در کنار آموزه های خانواده ها با هم باید در موازات هم و در مسیر مشترک هدفگذاری کنند، برنامه ریزیی کنند، سرمایه گزاری کنند و دغدغه داشته باشد. متاسفانه ایران در حوزه شادی رتبه ۱۱۴ام را در رده بندی سازمان جهانی بهداشت دارد. بر اساس بررسي هاي بعمل آمده افسردگی در ایران آمار نسبتاً بالایی دارد.براي عوامل فردی، خانوادگی مي شود عواملی چون اشکال در سلامت جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی، دستمزد پایین و مشکلات اقتصادی، کمبود وسایل تفریحی و رفاهی، ضعف در مهارتهای ارتباطی با دیگران و انزوا و گوشه¬گیری، مشکلات خانوادگی و کاهش روابط خانوادگی و اجتماعی مثال زد و براي عوامل محیطی-اجتماعی: عواملی چون بافت شهر و محله  که با استانداردهای روحی و روانی و فرهنگی در تعارض باشند، آلودگی‌های صوتی و سروصدای شدید و خشن و از بین رفتن صدای طبیعت مانند صدای آب جاری، نغمه دلنشین پرندگان و وزش باد در شاخسار درختان، تنش‌های عصبی و پایین بودن نقطه جوش افراد و گلاویز شدن افراد به دلایل بسیار ساده، ترافیک، عدم ثبات اقتصادی و تورم و دسترسی سخت و دشوار به امکانات لازم و اولیه برای یک زندگی ساده، بزهکاریهای اجتماعی و نگرانی از برخوردهای خشن در جامعه، بی¬نظمی و هنجارشکنیهای اجتماعی، تعارض بین فرهنگ و باورهای دینی با رفتارهای اجتماعی و بروز، شکل¬گیری و نهادینه شدن بعضی ضدارزشها مانند کم شدن روحیه تعاون و همدلی و نوع-دوستی یا زیاد شدن ریا و دروغ، کم شدن فضای سبز و محدود شدن زیبایی فضای سبز به پارکهای دور از دسترس که اکثر افراد به صورت بسیار گذرا و با فاصله زمانی زیاد می¬توانند از این فضاها استفاده کنند و در عوض از بین رفتن فضای سبز متصل به زندگی روزانه مانند حیاط خانه و یا تراس و ایوان منازل و درختان خیابانها و گذرگاهها و یا آرایش بسیار نازیبای آنها، جدا شدن انسان از طبیعت و پرندگان و سایر مخلوقات زیبای خداوند، کم شدن جلوه زیبای شهری با بکارگیری رنگهای سرد و کدر مانند رنگهای خاکی، خاکستری و رنگهای تیره با درخشندگی کم، عدم استفاده از جلوه¬های ویژه و زیبا از نمادهای هنری و استفاده بسیار محدود از موسیقی آب روان، خرابیها و زشتیهایی راهها، پیاده¬روها، جویهای خیابانها، دیوارهای منازل و سایر عناصر شهری و ....

نقش خانواده را در کاهش استرس چگونه تحلیل می کنید؟

خانواده مهمترین خاستگاه هر جامعه تلقی می شود. کمتر بی توجهی به این کلنی نتایج ناگواری در کل جامعه به بار می آورد. میشود گفت جامعه ی خوشبخت در بستر خانواده های خوشبخت شکل می گیرد.افراد اجتماع ابتدا در خانواده یاد می گیرند چطور بر مشکلاتشان فائق بیایند. یاد می گیرند چطور آستانه تحملشان را بالا ببرند. یاد می گیرند چطور ناکامی هاشان را جبران کنند. یاد می گیرند چطور در کانون مشکلاتشان راه حل منطقی پیدا کنند و مدیریت احساس و هوش هیجانی  EQدر عین حال شاد باشند.بنابراین برای داشتن فرزندانی با بهره هوش هیجانی معتدل و آرام بهتره در گام اول پدر و مادری باسواد با هوش هیجانی معتدل داشته باشیم و این جز در بستر آموزش مستمر و خانه به خانه توسط موسسات دولتی یا نیمه دولتی میسر نخواهد شد.

چهعواملیدرسندرمبیتفاوتیدرجامعهدخیلهستند؟برایبرونرفتازاینموضوعچهپیشنهادیدارید؟

سندرم بی تفادتی به آن دسته از رفتارهای ناشایست در جامعه اطلاق می شود که افراد نسبت به وضعیت ناگوار و مشکلات همنوعان خود بی تفاوت و بی خیال می شوند. این بداخلاقی نسبت به هم، در دراز مدت نتایج ناگواری به همراه خواهد داشت. و در بازه زمانی نه چندان کوتاه گریبان گیر همه ی آحاد جامعه خواهد شد. 

عواملی که در ایجاد سندرم بی تفاوتی در جامعه دخیل هستند بیشمار و گاه پنهانند. نداشتن مهارت های ارتباطی، افزایش بار بد اخلاقی در جامعه، فقدان آموزش های صحیح در خانواده یا داشتن والدینی بی تفاوت در محیط خانواده، عدم آموزش های صحیح در محیط های رسمی، وجود فشارهای اجتماعی و اقتصادی بر پیکره جامعه و اجبار هر فرد به پذیرفتن مسئولیت فردی نه مسئولیت اجتماعی، همه ی این عوامل پیدا و نهان باعث گسترش رفتار بد بی تفاوتی نسبت به هم در جامعه می شود. برای برون رفت از این بد اخلاقی باید با بسیج همه ی نیروها اعم از افزایش مهارت های خانواده ها، قبول مسئولیت سازمان ها و نهاد های دولتی و غیر دولتی، سندرم بی تفاوتی را مهار و درمان کنیم. به آحاد جامعه و افراد و سازمانها و نهادها و همه ی سیستمهای موجود در جامعه آموزش بدیم که باید نسبت به مشکلات هم حساس باشیم و در حل مشکلات به یکدیگر کمک کنیم . بنی آدم اعضای یک پیکرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

به نظر شما جنسیت در میزان آستانه تحمل و نیز شادمانی تاثیرگذار است؟  

جنسیت به عنوان متغییری که از دیرباز ذهن روانپزشکان و روانشناسان را به خود معطوف ساخته، قطعا در کیفیت و چگونگی ضریب آستانه تحمل و شادمانی مبتنی بر آن با یکدیگر تفادت دارند. خداوند بزرگ، موجودیت زن را بر مدار مهربانی، عطوفت و دل رحمی بنا نهاده است و آفرینش مرد را در قالب پذیرفتن سختی های بیرون از خانه، جنگیدن با مشکلات و مصائب روزگار قرار داده است. بی شک کیفیت آستانه تحمل این دو مخلوق هستی را نمی توان با یکدیگر مقایسه کرد. وقتی این دو از نظر ترشحات هورمونی با یکدیگر متفاوت هستند، لاجرم از حیث تحمل مصائب نیز تفاوت فیزیولوژیک دارند. بنابراین از ابتدا و آموزش های نخستین در تربیت این دو باید بسیار دقت کرد. گاهی آنچه موجب شادی زن می شود، بی تفادتی مرد را همراه دارد و آنچه موجبات شادی مرد بوده برای زن بی اهمیت است. زنان را برای آینده طوری تربیت کنیم که باید مادرانی مهربان و با اخلاق با مهارت های اجتماعی رشد و نمو کنند و مردان آینده را طوری تربیت کنیم که دارای مهارت های اجتماعی توام با مهارتهای فنی و علمی که هم برای اجتماع مفید باشند و هم برای آینده خانواده شان تکیه گاهی امن و حمایت گری فهیم تلقی شوند.

 

 

 

 

 

طراحی و ساخت : شرکت تحلیلگران ایده طبرستان