مجله ارمون - نوستالژی عید سعید نوروز

ماهنامه ارمون

آخرین خبرها :

نوستالژی عید سعید نوروز


لیلا مشفق:اگر چه درباره ي سال نو، عید و آغاز بهار طبیعت، هرچه بنویسیم احتمالا هنوز چیزی نگفته ايم و گستره ي این اتفاق، که خود مثنوی هفتاد آیین و ملت است، نهفته! اما  پنهان نمی کنم که هر سال سخن های تکراری و کلیشه ای نیز به وفور در رسانه های نوشتاری چاپی و مجازی درج می شود.
این بار فکر کردیم به نوعی گردشگری در حوزه ي فرهنگ ملل ديگر بپردازيم، تا به خودمان برسيم. بي شك بسیار حرف های ننوشته باقی خواهد ماند اما تردیدی نداریم که اغلب خوانندگان، با ما هم عقیده اند که باید چنين شیوه هایي نيز به آزمایش گذاشته شود. امیدواریم سال نو با رویدادهای قشنگ و تازه اش سرفصل جدیدی در فرایند زندگی امروزتان باشد.
سال نو و دیگر فرهنگ‌ها
زمین که یک دور کامل حول خورشید بچرخد، یک سال سپری می شود و هربار آغاز دور جدید این چرخش در جای جای کره ی خاکی با شیوه های مختلف و آداب و رسوم متنوع جشن گرفته می شود. نوع جشن و زمان آغاز سال نو در کشورهای مختلف، مطابق با فرهنگ و تاریخ هر جامعه متفاوت است که شناخت این آداب و رسوم خالی از لطف نیست.
کریسمس، سال نو میلادی
در کشورهایی که از تقویم میلادی استفاده می کنند، سال نو معمولا در اول ژانویه برگزار می گردد و بیشترین استفاده را در کشورهای دنیا دارد. در اول ژانویه ۱۶۰۰ میلادی، اسکاتلند اولین کشوری بود که این روز را به عنوان اولین روز سال انتخاب کرد.
در حال حاضر، جشن گرفتن سال نو، یکی از بزرگترین رویدادهای جهانی محسوب می شود. در شب ۳۱ دسامبر هر سال، آخرین روز یک سال میلادی و روز قبل از روز سال نو، در بسیاری از کشورهای جهان، عموما قاره‌‌های اروپا، آمریکا، استرالیا و بخش هایی از آسیا و آفریقا مراسم سال نو برگزار می شود. در فرهنگ جدید غرب، این روز با گردهمایی هایی در مجالس و مهمانی‌ها برگزار می گردد که ورود به سال نو را ساعت ۱۲شب جشن می‌گیرند.
مرسوم است که از این فرصت و تعطیلات، برای سفر و گردش سالانه بهره گرفته می شود و با این که شرایط جوی در چنین فصلی، در اغلب مواقع، بسیار نامساعد است اما ظاهرا مردم این کشورها تمام سعی شان را می کنند تا این مسافرت را از دست ندهند.

روش هشانا، سال نو یهودی
«روش هشانا» یا «روش‌هشنه» (به معنای سرِ سال یا رأس‌ السنه)، در روز اول و دوم ماه عبری «تیشری» واقع می‌شود و این عید، نمود شروع سال یهودی است. این عید بنا به معانی مختلفی که به آن داده شده، به نام های روز داوری یا روز یاد بود یا روز نواختن شوفار نیز معروف است.
بنا به روایات یهودی این عید روز آفرینش حضرت آدم (ع) را خاطر نشان می‌کند که در آن تقدیر هر موجودی در سال جدید تعیین می‌شود. خداوند در این روز، زندگیِ سالِ جدیدِ جامعه و افراد را بر اساس اعمال سال گذشته ي آن ها تعیین می‌نماید. از این رو برای کلیمیان، دو روز روش‌هشانا، تعطیل است و آنان با حضور در کنیسه ها و اجرای مراسم ویژه، سرنوشت نیک و سعادتمندانه را از خداوند تقاضا می‌کنند.

سال نو چینی
سال نوی چینی، از مهم‌ ترین تعطیلات سنتی مردم چین است. گاه شماری چینی، ترکیبی شمسی- قمری است و حرکت خورشید، ماه و ستارگان، تعیین کننده ی روزها، ماه‌ها و سال‌ها هستند. سال نو، با پدیدار شدن ماه در نخستین روز سال، آغاز می‌شود و به همین علت گاه به آن سال نوی قمری نیز گفته می‌شود.
جشن سال نو، عموماً پانزده روز به طول می‌انجامد و با جشن فانوس پایان می‌یابد. در بیشتر کشورهایی که چینی‌ها اکثریت را تشکیل می‌دهند یا اقلیت قدرتمندی هستند، سال نوی چینی جشن گرفته می‌شود. از آن جمله می‌توان به چین، هنگ کنگ، تایوان، کره، مغولستان، نپال، بوتان، ویتنام، سنگاپور، اندونزی، مالزی، فیلیپین و تایلند اشاره کرد. شروع سال نو چینی در ماه بهمن (فاصله ۲۱ ژانویه تا ۲۱ فوریه) است. در این بازه ی زمانی، حلول ماه جدید (روز نخست ماه قمری) روز اول سال نوی چینی است.
 
عید تت، سال نو بودایی
عید «تت» عید سال نو و مهم ترین جشن مردم ویتنام و اکثر بوداییان جهان است. این عید توسط مردم «آنام» (یکی از مستعمره‌های فرانسه در جغرافیای ویتنام کنونی) رسمیت یافت. تت در همان روز سال نوی چینی جشن گرفته می‌شود. نکته قابل توجه در این عید را باید چنین توصیف کرد که گاه به خاطر اختلاف ساعت میان هانوی و پکن، یک روز جا به‌ جا می‌شود. عید تت از جشن سال نوی چینی مشتق شده و همسانی‌های زیادی نیز با آن دارد.

سونگکران، جشن سال نو تایلندی
«سونگکران» جشن سال نو تایلندی است كه در آوریل هر سال برگزار می‌شود. واژه Songkran در زبان تایلندی به معنی حرکت کردن و تغییر مکان است و علت نام گذاری آن، حرکت خورشید در منطقه البروج است. در این روز همچنین جشن آب برگزار می‌شود که در واقع شروع فصل باران بوده و به باور مردم تایلند، آب بد اقبالی را از آن ها شسته و دور می‌کند. این سنت در جامعه ی تایلندی بسیار باارزش است.
در روز جشن، اعضای خانواده دور هم جمع می‌شوند تا احترام خود را به بزرگترها با ریختن آب خوشبو برروی دست‌های آن ها نشان دهند و در مقابل از دعای آن ها برای خوشبختی و سعادت برخوردار شوند. در بعد از ظهر این روز، پس از ادای احترام به بودا و شستن آن، همه ی مردم از پیر و جوان به یکدیگر آب می‌پاشند. معروف ‌ترین جشن آب، در ایالت چیانگمای در شمال تایلند برگزار می‌شود که مردم زیادی در این روزها از مناطق مختلف کشور برای شرکت در این جشن به چیانگمای می‌روند.
 
خابنيسان، سال نو آشوری
سال نو آشوری برابر با اول آوریل برگزار می شود. در گذشته، آغاز انقلاب بهاری، برابر با آغاز سال نو آشوری بود که با پذیرش تقویم گورگیَن به اول آوریل تغییر یافت. این جشن را با نام باستانی «آکیتو» و نام نوین «خابنیسان» (آغاز بهار) می‌شناسند. آغاز سال ۱۳93 خورشیدی برابر با آغاز سال  ۶۷64 آشوری نیز می‌باشد.
آشوریان که در گذشته‌های دور همسایه ایران بودند و سپس خود نیز در حوزهی تمدن ایران قرار گرفتند، همچون دیگر اقوام این حوزه ی تمدن، سال نو را هم‌ زمان با نوروز ایرانی آغاز می ‌کردند اما از زمانی که آشوریان هم چون دیگر اقوام مسیحی، تقویم میلادی را برگزیدند، این روز به اول آوریل انتقال یافت. جشن «نیسان» صدها سال بود که در میان آشوریان منسوخ شده و دیگر جشن گرفته نمی‌شد و اگر امروز این جشن رونق گرفته، در سایه ی تلاش آشوریان ایرانی است.

نوروز، سال نو خورشیدی
سال نو پارسی «نوروز» یکی از کهن ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است که در کشورهای ایران، افغانستان، تاجیکستان، ترکیه، آذربایجان و بخش های دیگری از آسیای جنوبی و نقاط دیگری از جهان، به عنوان روز اول سال، جشن گرفته می شود.
کشورهایی که از تقویم خورشیدی استفاده می‌کنند، معمولا سال نو را در اولین روز بهار جشن می‌گیرند. در این حالت، سال نو از لحظه ی اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری در نیم ‌کره ی شمالی زمین به لحظه ‌ای گفته می‌شود که خورشید از خط استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، اول برج حمل نامیده می‌شود و در تقویم هجری شمسی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. این روز را در بسیاری از کشورهای آسیای میانه، نوروز می‌نامند.
این روز در گاه ‌شماری میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد. خاستگاه نوروز، در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران، نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار اول فروردین در ایران مطابق با اول حَمُل در افغانستان و دیگر کشورهای برگزارکننده نوروز است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها نیز تعطیل رسمی است.
جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، آسیای میانه، چین شرقی (ترکستان چین)، در سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل می‌شود. همچنین کشورهایی مانند؛ مصر و چین، با این که جزو سرزمین‌هایی نیستند که در آن ها نوروز جشن گرفته می‌شد، اما امروزه جشن‌هایی مشابه جشن نوروز در این کشورها برگزار می‌شود. سازمان ملل متحد در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۰ با تصویب یک قطعنامه در مقر سازمان در نیویورک، عید نوروز را به عنوان روز بین ‌المللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت.
مراسم چهارشنبه سوری، تحویل سال نو، جشن و سرور نوروزی، سیزده بدر و بسیاری از رسم و رسوم ریز و درشت آن، مانند؛ هدیه دادن، حاجی فیروز، قاشق زنی، خرید آجیل های مخصوص، و تهیه ی غذاها و شیرینی های خاص ایرانی كه مي تواند در هر منطقه ي جفرافيایي، تنوع خاص خود را داشته باشد، از سوی ایرانیان برگزار می شود و همه ی ایرانی ها، کم و بیش خاطراتی ناب و فراموش نشدنی از آن ها دارند.
نوروز به تمامت خود نوستالژی است. رویدادی که به کودکان و نوجوانان بیش از بزرگسالان تعلق دارد. تمرین برای مهر ورزی و گذشت، دیدار با دوستان و بستگان دور و نزدیک و خرید هدایا برای دیگران، کسالت و رخوت را از روی یک سال زندگی و کار می زداید. نوروز در ایران به هیچ مرام و عقیده ای تعلق ندارد، بلکه متعلق به همه ي مردم با هر منش و روحیه و رفتار است.

گستره ی جهانی نوروز در دوره ی باستان
نوروز جشن و آیینی است که از ابتدا جنبه ی بین المللی داشته و محدود به مرزهای سیاسی معینی نبوده است. حتی در ایام باستان که امپراتوری پارس بزرگترین امپراتوری جهان بود و رقبایش مصر و یونان بودند، آیین های نوروزی در این کشورها رایج بوده است. هرودُت معتقد است که مصریان باستان اولین کسانی بوده اند که سال را به 12 ماه تقسیم کرده و به پایان آن 5 روز اضافه کردند.
برگزاری جشن نوروز در کشورهایی مانند هند هم سابقه ای دیرینه دارد و علاوه بر «پارسی ها»ی هند که این آیین را اصولاً جشن محلی و بومی خود می شناسند، نوروز با نام «جشن هولی» در میان برخی اقوام دیگر آن نیز برگزار می شود. هولی که با مذاهب و ساختار اجتماعی اقوام مختلف هند در آمیخته است، هم چنان نمادهای مشترک ایرانی را داراست. هم چنین نمونه ی دوردستی از آتش افروزی نوروزی را در نزد مردم روستاهای جنوب کشور رومانی گزارش کرده اند. برگزاری آیین های نوروزی در اروپا نیز در گذشته های دور رواج داشته است.
برخی ریشه ی نوروز را در کشاورزی و وابستگی انسان به طبیعت می دانند. از این نظر، نه تنها ایرانیان بلکه در گذشته اغلب سرزمین ها، فرا رسیدن بهار را جشن می گرفتند.
در جزایر «لیوارد» در هلند هنوز آیین هایی با نام «ساکافوکو» برگزار می شود. هدف این آیین ها «دور کردن نحسی» روزگار است. رومن ها سابقاً پایان زمستان و آغاز بهار را جشن سال نو می گرفتند و آن را «فورواریس» یا «جشن فوریه» می نامیدند. جشن فورواریس سه روز به طول می انجامید.

آئین ها و مراسم نوروز در مازندران
در قدیم، مردم مازندران در روزهای پایانی سال وسایل کهنه را دور می ریختند و دیوارها و پشت بام را گل مالی می کردند. خانه تکانی و شستن فرش و...، نیز قدم بعدی برای پذیرایی از بهار بود که هنوز نیز پاکیزه و تمیز بودن از اولین الزامات ورود به سال نو است. مراسم چهارشنبه سوری و حاجی فیروز از جمله رسوماتی ست که سراسر ایران با آن آشنایی دارند.
«آروس گوله» از آیین های پیش از نوروز است که شخصیت های «پیر بابو:، «ناز خانم» و «غول» از نقش های این نمایش هستند و مضمون ستیز سال کهنه و نو را نمایش می دهند.
«نوروز خوانی» که نوید سال نو را به مردم می دهد، «سوچو»ی شب عید که روشن نمودن مشعل بر سردر خانه هاست، نیز از رسومی است که در مازندران به عنوان آیین های نوروزی شناخته شده است. خوردنی های خاصی نیز در این مقطع از سال تهیه و آماده می شود که از آن جمله می توان به؛ حلوا، کماج، دختردانه، نان تنوری ریز، آب دندان، آش ترش یا آش آخر چهارشنبه (با سبزی گزنه) و پُلوی شب عید و دادن سکه های ده شاهی قدیمی اشاره نمود.
از دیگر رسوم نوروزی در این منطقه، علاوه بر سفره ی هفت سین و شلیک گلوله در لحظه ی تحویل سال، «مرغنه جنگی»، آئین «مارمه» است که هنوز هم بسیاری از خانواده ها به آن باور دارند که حاکی از خوش قدمی اولین نفری است که در سال جدید وارد خانه می شود.
عید دیدنی و سیزده بدر هم از رسومات آشنای نوروز برای مردم سراسر کشور عزیزمان است.
مردم مازندران پیرامون عید نوروز، باورهای خاصی دارند که می توان آن را از پاره فرهنگ های این منطقه شمرد که بعید نیست مردم مناطق دیگر کشور نیز با آن آشنا باشند:
•     بسیاری از مردم معتقدند که در 5 روز اول عید، نباید لباس های نو را شست زیرا شرایط آب و هوا لباس ها را مستهلک می کند.
•     پوشیدن لباس کهنه در شب عید سبب فقر و تنگدستی می شود. در واقع مردم مازندران باور دارند در لحظه ی تحویل سال بر هر شیوه و حالتی که باشند در تمام سال به آن وضعیت خواهند بود.
•     قبل از تحویل سال، داروها را از خانه خارج می کنند تا بیماری از خانه بیرون برود.
•    هیچ کس نباید شب عید بیرون از خانه به سر ببرد و باید در کنار خانواده باشد.
•    مارمه (مادرمه) شاید منحصر به فرد ترین آیینی باشد که در مازندران برگزار شده و مردم اعتقاد بسیار زیادی بدان دارند.


ضرورت برگزاری آیین های نوروزی
نوروز در سال های اخیر توجه ی بسیاری از محققان در سراسر حوزه ی فرهنگ ایران را به خود معطوف کرده است و این توجه، از یک سو ریشه در استقلال کشورهای آسیای میانه، مانند: افغانستان، تاجیکستان و... بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دارد و از سوی دیگر ناشی از «جهانی شدن» و اهمیت یافتن آیین های قومی در فرایندهایی نظیر مهاجرت است.
اما علیرغم گستردگی نسبی این مطالعات، اغلب آن ها یا از منظر ادبی و فولکلوریک به ستایش نوروز و بهار اختصاص دارد یا از منظر تاریخی به ریشه های تاریخی و اسطوره ای آن می پردازد. برخی نیز از دیدگاه سرگرمی، تجاری و تبلیغی به آن می نگرند. تاکنون کمتر برای تبیین نوروز در بافت و ساختار جهان مدرن و انسان شناختی نظریه ای ارایه شده است. این که نوروز ماهیت و جنس تاریخی دارد، نباید موجب محدود نمودن آن به چنین نگرشی یک وجهی شود.
نوروز می تواند به عنوان بنیان فرهنگی اقوام گوناگون ایرانی، کارکردی اجتماعی یافته و مانند هر مقوله ی فرهنگی، در عین داشتن نوعی ثبات، متغیر و پویا باشد. آیین های نوروز نیز مثل هر مقوله ی فرهنگی دیگر در طول تاریخ، در تبادل با آیین های همسنگ خود، هم تاثیر گذار بوده است و هم تاثیر پذیر. برای مثال؛ برخی محققان بر این باور هستند که رسم سیزده بدر برای بیرون کردن نحسی سیزده نبوده است. زیرا ایرانیان در گذشته، سیزده را نه تنها نحس نمی دانسته اند بلکه یکی از ایام مقدس و خجسته بوده است و تفکر نحوست عدد 13 از دو شاخه‌ی مردم کشورهای غربی و عرب‌ها به ایران وارد شده است. حتی این باور که سیزده بدر همیشه و همه جا در روز سیزدهم فروردین برگزار می شود نیز قابل تردید است زیرا مردم لرستان بنا بر سنتی قدیمی، روز چهاردهم فروردین از خانه‌های خود بیرون می‌روند، سبزه‌ها را به آب می‌دهند، شادی می‌کنند و دختران دم بخت سبزه گره می‌زنند.
این تغییرات، تنوعات، تفاوت ها و شباهت ها در نوروز، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
نوروز یکی از عناصر فرهنگ ایرانی است که در چند دهه ی اخیر توانسته است بیش از هر زمان دیگری به خارج از مرزهای سرزمین هایی با حوزه ی فرهنگ ایرانی گسترش یابد. اگر چه نوروز از جهاتی، جشنی منطقه ای شناخته می شود و بیش از هر چیز با نام سرزمین ایران پیوند خورده است اما در واقعیت، همواره گستره ای بیش از ایران داشته است. این فرایند را می توان فرایند «جهانی شدن نوروز» نامید.
گسترش جشن های نوروز نوعی اتصال و توسل به ریشه ها و مشترکات تاریخی است که باعث بازسازی و ترمیم انفصال ها و انقطاع های هویتی در سطح فردی و جمعی می شود. زیرا نوستالژی نسبت به گذشته ی تاریخی پاره ای از مولفه های سازنده ی رشد و تکامل انسانی است. «امانوئل کاستل» براین باور است که «قومیت ها در پرتو شرایط مدرن به بازتولید و تفسیر سنت های تاریخی خود می پردازند و هرگز هویت تاریخی شان را عیناً به منظور تکرار آن هویت، عرضه نمی کنند.» وی به عنوان یک جامعه شناس، جهانى شدن را ظهور نوعى جامعه ي شبكه اى مى پندارد كه در ادامه حركت سرمايه دارى، پهنه ي اقتصاد و فرهنگ را در بر مى گيرد. «ديويد هاروى» بر اين باور است كه جهانى شدن به مرحله شديدى از فشردگى زمان و مكان منجر شده كه داراى تاثير گيج كننده و مخرب بر رويه هاى سياسى و اقتصادى و توازن قدرت طبقات و نيز زندگى فرهنگى و اجتماعى است. «امانوئل ريشتر» جهانى شدن را شكل گيرى شبكه اى مى داند كه طى آن اجتماعاتى كه پيش از آن در كره ي خاكى دور افتاده و منزوى بودند، با يكديگر ادغام مى شوند.
این روزها تاثیرگذاری فرهنگی، باعث بازتولید نوعی فرهنگ می شود که هم تاثیرگذار و هم تاثیرپذیر است. نوروز در این عرصه، یکی از تاثیرگذارترین باورهای آیینی است.

راهکارهای حفظ و گسترش آداب و رسوم ویژه ی مازندران
ویژگی های زندگی مدرن، نسل جدید را از سنت ها و آیین های بومی، نسبتا دور کرده است و با وجود تلاش بسیار پژوهشگران و اندیشمندان و گاهی مسئولان فرهنگی، پیوند نسل امروز با رسوم گذشته به حد قابل قبولی برقرار نمی شود.
شاید دلیل عمده ی آن این است که آیین های سنتی - در مبحث نوروز- باید مطابق با خواسته های نسل امروز بازنگری و ارایه شوند.   
در این زمینه می توان گفت؛ با ورود گفتمان های مدرن به ایران، به تبع آن آیین های فرهنگی، از جمله نوروز، دیگر به منزله ی سنتی موروثی اجرا نمی شوند بلکه نوعی آیین فرهنگی و اجتماعی محسوب می شود که افراد به معنا و وجود آن علم و آگاهی دارند.
آن گاه که انسان، آگاهانه عناصر فرهنگی را درک و تجزیه و تحلیل می کند، در فضای مدرن قرار می گیرد. زیرا دیگر سنت ها نه از آن حیث که تاریخ را به دوش می کشند بلکه از آن حیث که آگاهانه «انتخاب شده اند» مورد توجه اند. این نکته برای نسل امروز که در محیطی زندگی می کنند که خودآگاهی به جهت هجوم اطلاعات افزایش یافته، شکل مضاعف تری به خود می گیرد. یعنی؛ میزان و غلبه ی خودآگاهی در برگزاری این جشن، به مراتب بیش از انجام یک سنت، برحسب عادت یا به حکم «میراث اجتماعی» است. از این منظر، هر مراسم آیینی، باید با ویژگی های متفاوت و در عین حال وفادار به اهداف بنیادین آن ها اجرا و ارایه گردد.
از این رو باید برپایی جشن نوروز را در چارچوب شیوه ی زندگی، فرهنگ و بافت موجود و نیز ویژگی های جامعه ی فراصنعتی و فرا نوگرا تعمیم و گسترش داد.
بازیابی و بازتعریف هویت و فرهنگ بومی، فرهنگ و هویتی که در پاره ای از مواقع در نتیجه ی بیرون رفتن از سرزمین مادری و نیز تعلق نداشتن به سرزمین میزبان و در پاره ای موارد دیگر، به دلیل بی اعتنایی به آن، دچار تزلزل شده است، به یک تلاش آگاهانه نیازمند است. این واقعیت که افرادی که سال ها خارج از زادگاه خود زندگی می کنند وابستگی بیشتری به آیین های بومی خود احساس می کنند، کتمان ناپذیر است.
شاید بتوان راهکارهایی را جهت بهبود ارتباط جوانان با آیین ها و رسوم بومی، بدین شرح ارایه کرد:
1-    تاکید بیشتر بر بکارگیری عناصر و نمادهای سنتی و استفاده از نمادهایی که جلوه های بصری بیشتری دارند:
در آمیختن نوروز با کل فرهنگ مازندرانی و تبدیل کردن آن به «نمایش های فرهنگی» برای معرفی، عرضه و انتقال فرهنگ بومی به نسل های جوان تر موثرتر عمل خواهد کرد.
2-    برگزاری نوروز به شکل کارناوال:
از آن جا که این گونه مراسم از برنامه‌های متنوع و شاد برخوردار است، با استقبال زیادی مواجه خواهد شد و می توان جوانان گریزان از سنت های محلی و بومی را به شکلی امروزین، ساعت ها جذب کرده و به آن علاقمند ساخت.
3-    رسانه های الکترونیکی و اینترنت:
با توجه به سهولت دستیابی به اطلاعات از طریق این ابزار، می توان با بارگذاری انبوهی از گزارش های مربوط به برپایی جشن های نوروز در مازندران، این مراسم را حتی از مرزهای استان و کشور نیز فراتر برد.
4-    تبدیل کردن یک فعالیت خانوادگی به یک فعالیت اجتماعی گروهی:
گرچه نوروز همواره در سراسر ایران برگزار می شود اما آیین های مازندرانی، از نظر شکل و محتوا با آن چه در نقاط دیگر کشور انجام می شود تفاوت هایی دارد و این به این معناست که کانون برگزاری جشن های نوروزی بیش از آن که  در خانه شکل بگیرد، حول محور شبکه خویشاوندی و عمومی تر ارایه شود.
5-    عرضه ی محصولات فرهنگی:
مراکز فرهنگی با عرضه ی عیدانه، ماهی قرمز، آجیل و تنقلات شب عید، مجلات و ویژه نامه ها و اشعار، ترانه ها و سرودها و موسیقی های فولکلوریک و محصولات فرهنگی مخصوص، انواع آیین های بومی نوروز، بوی بهار و عید را به شهر هدیه دهند.
6-    جلب توجه عابران به سمبل های بومی:
برپایی مجسمه ها و سمبل های مربوط به نوروز که خاص آیین های مازندران باشد در بلوارها و میادین، می تواند ذائقه بومی گرایی را تحریک نماید.
علت تاکید بر بکارگیری بیشتر و گسترده تر نمادهای سنتی مازندران در این راهکارها، تلاش آگاهانه ای است که برگزارکنندگان این جشن ها باید برای آموزش و انتقال دادن فرهنگ و ارزش های بومی به جوانان مازندرانی و هم چنین آشنا ساختن افراد غیربومی با سنت و فرهنگ مازنی انجام دهند.
از جهتی دیگر نباید نادیده گرفت که خانواده هایی در خارج از استان زندگی می کنند که تمایل دارند فرزندان خود را با رسوم بومی آشنا کنند و مایلند با برگزاری این گونه آیین ها به نیازهای مختلف تفریحی، تربیتی و هویتی فرزندان شان به روش مناسب پاسخ دهند. از این رو، نوروز با ویژگی هایی که دارد، برای تعامل و تحکیم پیوندهای اجتماعی بین جوانان و آیین های بومی، بسیار مناسب است.
بنابراین برخی از این راهکارها را می توان در استان های دیگر که مهاجران مازندرانی را به خود پذیرفته است، اجرا نمود. برگزاری جشن و مراسم و آیین های فرهنگی مازندرانی در دانشگاه ها  و موسسات فرهنگی مناطق دیگر می تواند دستیابی به چنین هدفی را فراهم سازد.

بین مدرنیته و هویت رابطه ای نزدیک وجود دارد زیرا مدرن شدن از منظر انسان شناسی نوعی فرایند کسب آگاهی، بازشناسی و ارزیابی انتقادی مداوم از خود به منظور ایجاد بهترین الگوی تطابق با مجموع شرایط محیطی، تاریخی، فرهنگی و اجتماعی دوره ي مدرن است. در این دیدگاه، هر گروه و جامعه ای متناسب با وضعیت خاص خود، فرایندی منحصر به خود از مدرن شدن را طی می کند. فرایندی که ممکن است با جوامع و گروه های مشابه خود وجوهی مشترک، و با جوامع و گروه دیگر، اشتراکات کمتری داشته باشد اما در هر صورت، کلیت مدرنیته هر گروه و جامعه ای منحصر به فرد است. بنابراین فرایند مدرن شدن، همواره در ماهیت خود، نوعی انطباق با بومی سازی مداوم و همراه است. از این رو، هر جامعه ای ناگزیر است برای مدیریت نفوذ مدرنیته، تفاوت خود را از دیگر مدرنیته ها ابداع و بازشناسی کند.
نوروز را نیز می توان از یک سو در پرتو موقعیت خاص خود برای شکل بخشیدن به هویتی مدرن، به خدمت گرفت؛ هویتی که هم سازگار و منطبق با تمایلات جامعه جوان و نسل امروز باشد و هم رنگ تعلقات بومی منطقه را تامین نماید.

•     منبع برخي از اطلاعات: مقالات دكتر نعمت الله فاضلي، عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبائي



 

 

 

 

 

 

طراحی و ساخت : شرکت تحلیلگران ایده طبرستان