ماهنامه ارمون

آخرین خبرها :

شهردار نخبه یا خرد جمعی شورا؟

احسان شریعت

شوراهای اسلامی شهر و روستا به عنوان فصلی از قانون اساسی که در زمان دولت اصلاحات حیات یافتند، مقدمه ای برای تمرین دموکراسی و ارتباط مردم و مسئولین به شمار می آیند. چه آنکه اعضای شورای اسلامی شهر و روستا از دل مردم برون آمده و خود با گوشت و پوست خویش مشکلات مردم را درک می کنند. از این رو هر چه در منطقه ای شورای اسلامی آن اهمیت بیشتری داشته باشد، می توان به حل مشکلات آن منطقه امید بیشتری داشت.

چهار دوره از استقرار نظام شورایی در سطح شهرها و روستاهای کشور می گذرد. اما همانگونه که اغلب کارشناسان اذعان دارند این نظام تاکنون نتوانسته ارتباط صحیح منطقی میان خرد جمعی اعضای شورا و تصمیم گیرندگان اجرایی به وجود آورد. از این رو به نظر می رسد تا حدی نقش شوراها تغییر کاربری داده و نقش های جدیدی پیدا کرده است. موضوعی که به طور بسیار برجسته تری در مازندران وجود دارد همین مشکلات موجود بین شهرداران و شوراها است و همچنین اختلافات میان خود اعضای شورا است که کم و بیش در اغلب شهرها و روستاهای مازندران وجود دارد. 

در نظریات علوم اجتماعی و سیاسی همواره دو جریان نظری کاملاَ متضاد وجود دارد که تقریباَ هیچ هنگام نمی شود شباهت هایی میان آنان یافت. نحله فکری اول نظریات نخبه گرایانه است. نخبه در اینجا به معنی مصطلح نخبه در جامعه کنونی ما نیست که به فردی مخترع یا دانشمند اطلاق می شود. نخبه در این معنا به الیت سیاسی گفته می شود که به نوعی در فرآیند قدرت شرکت دارد. یا در درون بدنه حاکم نظام سیاسی حضور دارد و یا در بیرون از دایره قدرت برای به دست آوردن سهمی از قدرت تلاش می کند. نظریات نخبه گرایانه تأکید می کنند که همیشه در جوامع گروهی مشخص از افراد قدرت را در دست دارند. این گروه بسیار سفت و سخت بوده و به روی مردمان عادی ناگشوده است. چیزی که میشلز جامعه شناس آلمانی از آن به عنوان "قانون آهنین الیگارشی" یاد می کند. 

در طرف دیگر نظریات مردم گرایانه قرار دارند که برای تمامی گروه ها و احزاب و تشکلات اجتماعی و سیاسی در قدرت سهمی قائل هستند. به زعم این دسته از نظریه پردازان نظام های سیاسی مدرن نظام هایی هستند که فعالیت های اجتماعی و سیاسی در آنها در چارچوب قوانین و هنجارهای دموکراتیک انجام شده و مردم با هر رنگ و نژاد و طبقه ای می توانند وارد فعالیت های اجتماعی و سیاسی شوند. 

با توجه به توضیحات فوق می توان به نهاد شورا پرداخت. معمولاَ نهادهای نوپا که به صورت دستوری از بالا به پائین ایجاد شده و در خدمت هدفی به کار گرفته می شوند، بسیار دیرتر از بخشنامه های اداری در فرهنگ عامه تعریف مناسب خود را می یابند. در سالیان گذشته که نهاد شورا به عنوان یکی از مردمی ترین نهادهای نظام جمهوری اسلامی پای به عرصه فعالیت گذارد، معضلات و مشکلاتی همواره از گوشه و کنار احساس شد. یکی از این معضلات تداخل کارکردها یا محدوده قدرت تصمیم گیری های کلان (علی رغم مشخص بودن حوزه فعالیت شوراها و شهرداری) است. کم نیستند شمار شهرداران و کارکنان شهرداری و همچنین اعضای شورای شهر که بر سر مسائل شهری با یکدیگر دچار تعارض می شوند. این در حالی است که محدوده اختیارات و وظایف در قانون مشخص بوده و منطقاَ نباید تعارضی در میان باشد. با این تفاسیر ریشه مشکل از کجاست؟ 

به طور کلی دو نگاه نخبه گرایانه و مردم گرایانه در میان ذهنیت جمعی جوامع وجود دارد. در هر جامعه ای مردم به یکی از این دو دیدگاه یا ترکیبی از آن ها گرایش فکری دارند. در جامعه حال حاضر ایران نیز ذهنیت جمعی و فرهنگی عمومی به این دو دیگاه گرایش دارد. وقتی از برخی از افراد در مورد مسائل شهر می پرسید می گویند «شهردار یک فرد کاربلد است که در کارش تخصص دارد و با علم و تجربه به امور شهری رسیدگی می کند. اما اعضای شورای شهر گاه و بیگاه در کار شهردار سنگ اندازی کرده و مانع فعالیت های سازنده وی می شوند». 

از طرف دیگر از برخی از افراد می شنوید «امور شهری یک کار گروهی است که باید با مشارکت نمایندگان مردم در شورای شهر رسیدگی شود. تخصص و خبرگی شهردار سر جایش، اما باید تحت نظارت عمومی و با مشارکت فکری اعضای شورا باشد». عملکرد شهرداران و اعضای شورای شهر (که انسان هایی از همین خاک و دیار هستند و دارای عقاید اجتماعی) بازتابی از ذهنیت جمعی است. منتهی این ذهنیت تحت تأثیر جایگاه و منصبی که فرد اشغال می کند جهت خاصی می یابد. 

رویکرد نخبه گرایانه و رویکرد مردم گرایانه در تمامی امور جامعه به صورتی ظاهر می شود. لیکن این نوع نگرش افراد جامعه است که حدی از هر یک را برای رسیدن به اهداف بر می گزیند. امر خطیر شهرداری نیز از این قاعده مستثنی نیست. در رسیدگی به امور شهر هم می توان نخبه گرا بود و هم مردم گرا و یا ترکیبی از هر دو. فردی که به سمت شهردار معرفی می شود اگر دارای افکار نخبه گرایانه افراطی بوده و برای مشارکت جمعی اهمیتی قائل نباشد با گرفتن پست شهردار افکارش دوصد چندان تقویت شده و به مشارکت و همدلی و مشورت در رسیدگی به امور اهمیتی نمی دهد و صرفاَ به تخصص و کارایی خود اعتماد می کند. 

از آن سو افرادی که افکار مردم گرایانه داشته و به مشارکت جمعی اعتقاد دارند با انتخاب شدن از سوی مردم به عنوان اعضای شورای شهر شدیداَ خواستار آنند که در تصمیمات کلان شهری مداخله داشته و قدرت شهردار را در چنته ی نظارت خود مهار کنند. اینجاست که تعارض ها و تضادها سر برآورده و دود این تضادها به چشم مردم می رود. شهردار تکروی کرده و سهمی از قدرت برای اعضای شورا قائل نیست. شورا که احساس "نخبگان خارج از دایره قدرت" می کند دائماَ به این در و آن در می زند تا سهمی از قدرت بیابد. 

از طرف دیگر این فکر همواره می تواند در ذهن شهردار و مجموعه اش وجود داشته باشد که اعضای شورا مسائل را از دید تخصصی و فنی مشاهده نکرده و ملاحظات اجتماعی را بسیار بیش از آنچه که باید باشد لحاظ می کنند. آنان بر این باورند که اعتقادات مردم گرایانه و مشارکت محورانه ای دارند اما این امر موجب آن نمی شود که اعضای شورا وارد مباحثی شوند که از لحاظ تخصصی سر رشته ای در آن ندارند. در این میان بی نظمی ها هنگامی بیشتر می شود که میان خود اعضای شورا نیز تضاد و اختلاف یافت می شود.

شرایط مذکور شرایط تحلیلی هر نظم و سامانی می تواند باشد که بر اساس الگوی مشارکت مردمی اداره می شود. در همه جوامع و بخش های اجتماعی که سامان یک مجموعه به صورت شورایی و با ریاست یک مدیر اداره می شود ممکن است چنین حالتی روی دهد. منتهی همان گونه که پیش تر بیان شد مهم ذهنیت جمعی است. افکار و اندیشه ها تعیین کننده هر امری در زندگی اجتماعی اند. اگر شهردار دارای افکار مردم گرایانه باشد و خرد جمعی را ارج نهد به تعامل با نهاد شورا پرداخته و سعی می کند میان تخصص و تفاهم ارتباطی منطقی برقرار کند. شهرداری که به مشارکت جمعی گرایش دارد نگران سهم خویش از قدرت تصمیم گیری نیست. اعضای شورایی که درک صحیحی از موقعیت شهردار و شورا دارند هم خواستار نظارت قانونی و مشارکت منطقی در تصمیمات شهری اند و هم به تخصص و کارایی شهردار اعتماد می کنند.  

این داستان همیشگی "تخصص یا تفاهم" است. تخصص گرایی میل به نخبه گرایی داشته و کارها را به یک فرد یا یک گروه مشخص و ممتاز سپرده و اطمینان دارد که امور بدین وسیله به بهترین شکل و با کمترین هزینه و بیشترین موفقیت انجام می شود. از طرف دیگر تخصص گرایی در خطر انسداد افکار و استبداد رأی است. تحلیل مخالف یعنی منطق مردم گرایانه می تواند مدعی باشد که همواره مشورت و خرد جمعی بهترین نتیجه را داده و مناسب ترین راه برای رسیدن به اهداف می باشد.  

 

 

 

 

 

طراحی و ساخت : شرکت تحلیلگران ایده طبرستان