مجله ارمون - پرونده های ویژه

ماهنامه ارمون

آخرین خبرها :

احمد مرادی، مدیر شعب بانک ملت استان خبر داد:کاهش 12 درصدی مطالبات بانک ملت مازندران


بانک ملت در حال حاضر با سرمایه 40 هزار میلیارد ریالی یکی از بزرگ ترین بانک‌های کشور است که در چارچوب مقررات دولت جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌کند. توسعه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات، مدیریت روابط مشتریان، بهبود کیفیت خدمات، توسعه منابع انسانی و بهبود شاخص‌های عملکرد، مهمترین راهبردهای بانک ملت است.
علی رغم اینکه سالی که پشت سر گذاشتیم را یکی از سخت ترین سالهای اقتصادی کشور خاصه برای بانک ها عنوان می کنند، بانک ملت استان مازندران در شش ماهه دوم سال 1394 در جهت دستیابی به اهداف راهبردهای یاد شده اقدامات موثری داشته که جذب سپرده های بازار غیر متشکل پولی و پرداخت هزاران میلیارد ریال تسهیلات در کنار وصول مطالبات از جمله آنهاست. درباره فعالیت های این بانک در استان با احمد مرادی، مدیر شعب بانک ملت مازندران که شش ماهی است این مسئولیت را عهده دار شده، گفتگو کردیم. مرادی 45 ساله که با 25 سال سابقه در بانک ملت کشور به مازندران آمده، کارشناس ارشد مدیریت اجرایی است و کارش را در بیست سالگی در خطوط مقدم بانک ملت در استان لرستان آغاز کرده بود. مرادی خبره و برنامه محور که از سنش هم جوانتر نشان می دهد، تجربه مدیریت شعب بانک ملت استانهای کردستان و قم را در چنته و بر استراتژی بانکداری جامع و تحول بخش مالی بانک تاکید دارد. گفتگو با این مدیر جدی و متواضع را در ادامه می خوانید:
آقای مرادی، بانک ملت برای دستیابی به راهبردهایش چگونه اقدام می کند؟
 برای دستیابی به راهبردهای رشد و بهره وری بانک، اجرای بانکداری جامع و ارائه خدمات مناسب به مشتریان، شناخت نیازها و دسته‌بندی مشتریان و فرآیندهای مربوط به ارائه خدمات بانکداری الکترونیک، آموزش‌های استراتژی محور، فن‌آوری نوین بانکی و همسوسازی اهداف فردی، بخشی و سازمانی تعیین شده است.
در همین راستا، وضعیت استان مازندران از نظر منابع، مصارف و مطالبات چگونه است؟
در حال حاضر که روزهای پایانی سال را سپری می کنیم، منابع نسبت به ابتدای سال 24 درصد و مصارف 7 درصد رشد داشته است. و در بخش مطالبات نیز 12 درصد نسبت به ابتدای سال کاهش داشته ایم.
وصول مطالبات معوق  به یکی از دغدغه های بانک های کشور تبدیل شده است، بانک ملت در این بخش چه اقداماتی داشته و آیا موفقیت های حاصله مطابق انتظار بوده است؟ در این بخش چه برنامه ای برای سال آینده دارید؟
در جهت پیگیری مطالبات و برگشت سپرده های مردم اقدامات بسیار ارزنده ای انجام شده و با استفاده از تمامی ابزارها جهت فراهم ساختن راهکارهای متناسب با توان بازپرداخت توسط بدهکاران، شرایطی را فراهم نموده ایم تا کسانی که قصد پرداخت بدهی خود را دارند جهت تعیین تکلیف به شعب مراجعه نمایند و در این ارتباط همکاری لازم انجام خواهد شد. درباره بدهکارانی که به اشکال مختلف سعی در عدم پرداخت مطالبات بانک دارند نیز از مجاری حقوقی و قضایی برابر مقررات اقدامات قانونی پیگیری می شود. که در این خصوص کاهش 12 درصدی تا این تاریخ داشته ایم.
بانک ملت در حوزه اشتغالزایی و حفظ اشتغال موجود چه اقداماتی داشته است؟ برنامه ها و رویکرد بانک در این خصوص چیست؟
در این بخش با توجه به سهمیه های ابلاغی سالیانه مربوط به کمیته امداد امام خمینی(ره)، بهزیستی و...، تمامی نیروها جهت تسریع در پرداخت ها مکلف شده اند. علاوه بر آن با اعطای تسهیلات سرمایه در گردش به واحدهای تولیدی، توریستی و خدماتی، بیمارستانی و حوزه سلامت و ارائه انواع خدمات بیمه ای، لیزینگ و بورس، همچنین با جذب حدود 50 نیرو به صورت مستقیم با برگزاری آزمون استخدامی سعی در جهت کمک به حفظ و افزایش اشتغال در سطح استان دارد.
میزان تسهیلات پرداختی بانک ملت مازندران در سالجاری در بخش های مختلف چه میزان بوده است؟ این رقم نسبت به سال گذشته چه تغییراتی داشته؟ از افزایش برخوردار بوده است؟
میزان تسهیلات پرداختی بانک ملت در سال 1394 در بخش های تولید 3591 میلیارد ریال، بازرگانی 2004 میلیارد ریال، خدمات3909 میلیارد ریال و در بخش کشاورزی 1263 میلیارد ریال بوده است. همچنین بانک ملت وام قرض‌الحسنه که تعهد بازپرداخت قرض‌گیرنده، صرفاً معادل مبلغ دریافتی به علاوه کارمزد آن است را برای رفع احتیاجات اشخاص حقیقی در رابطه با هزینه‌های ازدواج، تهیه جهیزیه، درمان، تعمیر مسکن، زندانیان بدهکار (بر اثر جرایم غیر عمد)، کمک هزینه تحصیلی و کمک برای ایجاد مسکن در روستاها را پرداخت کرده است که دو میلیارد و 100 میلیون ریال به آزادی زندانیان غیرعمد، یک میلیارد و 104 میلیون ریال به مددجویان کمیته امداد امام(ره) و  به افراد تحت پوشش بهزیستی 32 میلیارد و 588 میلیون ریال تخصیص داده شده است. که اقداماتی در ادامه فعالیت‌های مرتبط با رشد تولیدی و اقتصادی بانک ملت، همگام با بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی دنیا، در جهت ایفای مسئولیت اجتماعی بانک محسوب می شود.
همچنین با توجه به سیاستهای ابلاغی بانک مرکزی و کاهش نرخ سود، بانک ملت در کنار مسئولیت اجتماعی و پرداخت انواع تسهیلات قرض الحسنه، کمک به زیر ساخت های کشور در بخش های نفت، گاز، پتروشیمی، خرید گندم، جایگزینی خودرو فرسوده، صندوق انرژی، کارت هوشمند سوخت و ...را در کارنامه کشوری و استانی خود دارد. در ادامه فعالیت های این بانک، در سال جدید با پرداخت انواع تسهیلات در قالب عقود مشارکتی و مبادله ای در جهت ایجاد اشتغال پایدار و افزایش تولید استان در تمامی بخشها با قدرت و توان بیشتر نسبت به سال قبل حضور خواهد داشت.
از مهمترین فعالیت های بانک ملت مازندران در سالی که گذشت بگویید. پررنگ ترین اقدامات در چه بخش هایی بوده است؟
کاهش 12 درصدی مانده مطالبات، کسب رتبه چهارم کشوری در برنامه عملیاتی بانک ملت کشور در آذر ماه سالجاری، کسب رتبه سوم کشوری به لحاظ وضعیت دستگاههای
pos
 فروشگاهی به دلیل تعداد دستگاههای فعال و داشتن کمترین دستگاه ناکارآمد، کسب رتبه سوم کشوری در فعالیت بازاریابان(پروموترها) در سطح کشور، نصب تعداد 51 دستگاه خودپرداز در سالجاری و رسیدن به تعداد 190 دستگاه در استان و اختصاص تعداد 3000 دستگاه
Pos
در سال 94 و رسیدن به بیش از 22000 دستگاه از جمله فعالیت های شاخص شعب بانک ملت استان است. افزایش تعداد پایگاه شبانه روزی به عدد13 و افتتاح یک اتو بانک در مسیر بابل به آمل، پرداخت تسهیلات خرد تا سقف 150 میلیون ریال، همچنین آموزش خدمات غیر حضوری (پروموتورها) جهت احترام به وقت مشتریان و ارباب رجوع از دیگر فعالیت های بانک ملت است. لازم است یادآوری کنم که بزرگترین ثروت بانک ملت وجود کارکنان خدومی است که برای تامین رضایت مشتریان و رفاه حال آنها، نیز در راستای دستیابی به اهداف بانک از تلاشی فرو نمی گذارند. همچنین کارکنان بانک با پرداخت تسهیلات خرد، بستر افزایش رضایت جامعه و تامین نقدینگی بانک را فراهم می کنند. رسالت اصلی بانک ها، سرمایه گذاری برای اشتغال و افزایش تولید ناخالص داخلی است.
مازندران در نوروز جزو چهار استان پرتردد به لحاظ تعداد گردشگر و مسافر به شمار می رود. شعب بانک ملت مازندران برای رفاه حال مسافران و شهروندان استان که در روزهای پرترافیک به ده میلیون نفر می رسد، چه برنامه ای دارد تا شهروندان از خدمات بهتری بهره مند شوند؟
بانک ملت با داشتن 190 دستگاه خودپرداز و بیش از 22000 دستگاه کارتخوان، 200 درگاه اینترنتی و حضور فعال در جایگاه های سوخت و انواع تجهیزات از جمله
pay station
و فعال نمودن 11شعبه به صورت باجه کشیک نوروزی و بانکداری الکترونیک بی نظیر از نظر کمی و کیفی و تنوع خدمات در محیطی با امنیت کامل تلاش خواهد کرد در کنار هموطنان گرامی در حوزه بانکی و پولی، به نحو شایسته خدمات ارائه نماید.
حلول سال نو و بهار پر طراوت که نشانه قدرت لایزان الهی و تجدید حیات طبیعت است را به ملت ایران بویژه شهروندان ارجمند مازندران و کسانی که به این خطه سفر می کنند تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را از درگاه خداوند متعال آرزو می کنم. همچنین امیدوارم همکاران زحمتکش و با دانش بانک ملت، سال جدید را با نگاهی امید بخش به آینده و با نگرشی نوین برآموخته ها و اندوخته های گذشته جهت دستیابی به اهداف متعالی آغاز نمایند.
چند نفر در خانواده مدیریت شعب بانک ملت مازندران مشغول به کارند؟
مدیریت شعب استان با درجه یک الف دارای 106 شعبه و باجه و 1055 نفر شاغل است. امیدواریم گسترش خدمات غیرحضوری، باعث کاهش تردد و هزینه های افراد گردد و با خلوت شدن شعب، زمینه ارائه خدمات مطلوب تر و جلوگیری از اتلاف وقت مشتریان و کاهش هزینه های بانک فراهم شود. لازم است یادآوری کنم اتکا به شعبه در بانکداری بین المللی مورد توجه نیست.
درباره برنامه های بانک ملت در ادامه راه توضیح می دهید؟
مدیر عامل بانک ملت کشور جناب آقای رستگار با توجه به شرایط فعلی اقتصاد، ضمن مشارکت در اجرای پروژه های بزرگ اقتصادی در حوزه های نفت، گاز، پتروشیمی، بیمارستانی و بخش سلامت، حضور موثر و حمایت از محیط زیست و شرکت های دانش بنیان و افزایش سرمایه بانک در ماههای آتی به 50 هزار میلیارد ریال، همچنین کمک به مدرسه سازی در جایگاه خیر مدرسه ساز( با احداث 63 مدرسه) و احداث 11 خانه بهداشت، تمامی برنامه های بانکی را در راستای همسویی با اهداف عالیه دولت تدبیر و امید به کار بسته و در این خصوص نیز محور و استراتژی اجرایی بانکی را در هفت مورد کلیدی ابلاغ نموده که در سطح تمام شبکه در حال انجام است.
جشنواره بزرگ بانک ملت را تشریح بفرمایید.
بانک ملت جهت انجام رسالت اجتماعی به منظور اعطای تسهیلات قرض الحسنه(ازدواج، درمان، زندانیان غیر عمد، اشتغالزایی معرفی شدگان کمیته امداد و بهزیستی و...) با برگزاری جشنواره بزرگ و با جوایز نفیس از جمله 1556 کیلومتر اسکناس 50000 ریالی برای هزار نفر در کشور، سعی نموده برای مساعدت بیشتر به قشر آسیب پذیر و کم درآمد و حفظ سنت حسنه قرض الحسنه در ایام پایانی سال را در دستور کار قرار داده است که هموطنان گرامی می توانند با تکمیل موجودی خود به میزان حداقل 500 هزار ریال در این جشنواره بزرگ شرکت کرده و از جوایز آن و نیز ثواب قرض دادن بهره مند شوند.

 

روزگار تلخ كودكي«شيرين»! به بهانه اكران فيلم «هيس... دخترها فرياد نمي زنند»


عليرضا سعيدي كياسري  ؛منتقد و روزنامه نگار:هر چند در سينماي بعد از انقلاب، شاهد ساخت تعدادي از فيلم هاي سينمايي در حيطه آسيب هاي اجتماعي بوديم كه در زمان خود توانستند توجه مردم را به سمت خود معطوف نمايند و جريان تازه اي را در مسير توليد آثاري آسيب شناسانه از اين دست ايجاد كنند، اما اگر بخواهيم نامي از اين گونه فيلم هاي موفق به ميان آوريم، تعدادشان به كمتر از انگشتان دو دست مي رسد كه هر يك با دست گذاشتن روي سوژه هايي خاص، مباحث موافق و مخالف بسياري را در محافل سينمايي و گروه هاي اجتماعي به وجود آوردند و اتفاقا در زمان اكران نيز جزو پر مخاطب ترين و پرفروش ترين فيلم هاي سال شدند.
اما فيلم «هيس... دخترها فرياد نمي زنند» آن چنان  تصوير واقع بينانه اي به مخاطب ارائه مي دهد که شايد از نخستین پردازش هاي شجاعانه و با درايت در تاریخ سینمای ایران با چنین زاويه ديد و دقت نظری به يك آسيب اجتماعي مزمن و ريشه دار در جامعه، باشد.
در اين مجال؛ به بهانه اكران «هيس... دخترها فرياد نمي زنند»، تلاش شد به صورت اختصار، ضمن پرداختن به پديده شوم آزار جنسي كودكان در ايران، كاركرد رسانه ها، به ويژه سينما را در پرداختن به آسيب هاي اجتماعي از منظر روان شناسي فرهنگي، مورد بررسي قرار دهيم.
حمایت از حقوق کودکان، بارزترين دستاورد ملل دنيا در عصر كنوني به شمار مي رود اما به رغم تدوین قوانین متعدد بین‌المللي در قالب كنوانسيون حقوق كودك برای جلوگیری از پايمال شدن حـقـوق کـودکـان جهان‌،‌ هر روز شاهد برخوردهای نامعقول و غیرمنطقی با کودکان در نقاط دور و نزديك دنيا هستیم.
بر اساس آمارهاي رسمي منتشر شده ، کودکان زیر ۱۲ سال، ۲۰ درصد جمعیت 75 میلیون نفری ایران را تشکیل می‌دهند كه ۱۲ تا ۱۵ درصد از اين جمعيت20  درصدي، در شرايط گوناگون و به صورت هاي مختلف، مورد کودک ‌آزاری قرار می‌گیرند.
به استناد اين آمار، نرخ كودک آزاري هاي جنسي در ایران طی سال 1386  نسبت به سال 1385، ميزان 5/3  درصد افزایش را نشان می دهد؛ به طوری که 5/14  درصد از200  مورد كودك آزاري گزارش شده، كودك آزاري هاي جنسي بوده و70  درصد از كودكان آزارديده، دختران بوده اند.
اين آمار نشان مي دهد حدود57  درصد از سوء استفاده كنندگان جنسي، از كودكاني که عمدتا شش تا هجده سال سن داشتند، پدران شان بوده‌اند! ديگر آزاردهندگان اين كودكان را نيز ناپدري، دوست پدر، دوست برادر، مربي باشگاه ورزشي و معلم ورزش مدرسه تشكيل داده‌اند.
در قوانین كیفری ایران متاسفانه نسبت به مساله آزار جنسي كودكان، جرم انگاری خاصی نشده و تحت عنوان كودك آزاری جنسی، قانون یا مورد خاصی مشاهده نمی شود هم چنين حمایت ویژه از كودكان در مقابل اعمال منافی عفت و هر نوع سوء استفاده یا آزار جنسی دیگر اساساً وجود ندارد و یا در برخی موارد حتی حمایت كیفری كمتری هم از آن ها به عمل آمده است.
ايران در سال 1372 به کنوانسيون جهاني حقوق کودک پيوست كه بر اساس آن مکلّف شد قوانيني را به نفع كودكان در جهت نزديک شدن به اين پيماننامه تبيين كند يا  تغيير دهد و در نهايت اجرايي نمايد. اما متاسفانه هنوز پديده كودك آزاري از زاويه ديد مسئولان و متوليان امر، به عنوان یک معضل اساسي و مشکل بزرگ نگاه نمیشود تا به اين باور واقعي برسند مساله اي بغرنج به نام كودك آزاري در كشور وجود دارد كه لازم است براي حل آن راه مناسب و كارآمدي را جستجو نمايند.
در ماده 2 قانون حمايت از كودكان و نوجوانان در ايران كه سال 1381 به تصويب رسيد، هر نوع اذيت و آزار كودكان و نوجوانان كه موجب شود به آنان صدمه جسماني يا رواني و اخلاقي وارد شود و سلامت جسم يا روان آنان را به مخاطره اندازد ممنوع است .
عليرغم نصّ صريح اين قانون، عوامل متعددي در كشورمان دست به دست هم داده اند تا روز به روز شاهد افزايش آمار رو به رشد كودك آزاري باشيم كه ديدن و شنيدن اخبار دلخراش و اسف انگيز آن قلب هر انساني را به شدت جريحه دار مي كند
هنگامي كه يك کودک؛ به هر شكلي؛ مورد آزار جنسي قرارمیگیرد، در درجه نخست؛ دچار لطمات شديد روحی و جسمی میشود كه در پي آن،  بسيار زودتر از آن چه كه تصورش را مي كنيم، مشكلات و آسيب هاي متعددي در آغاز دوران بحراني بلوغ و چالش برانگيز جواني، گريبان گير او و جامعه اي كه در آن زندگي مي كند، مي شود. از اين رو، خلاء بزرگي در پرورش مردان و زنان شايسته براي آينده به وجود مي آيد كه مي توانستند منشا خدمات ارزنده براي جامعه خود باشند.
كارشناسان آسيب هاي اجتماعي و متخصصان روان شناسي معتقد هستند؛ سوءاستفاده جنسی از کودک، نوعي سوءاستفاده از قدرت است که به واسطه آن، يك شخص كه نسبت به كودك از جثه بزرگ تر و قوي تري برخوردار است، با تصميم قبلي و آگاهي از كاري كه انجام مي دهد، برای دستيابي به لذت جنسی و عاطفی يا حتي برخي نيات بزهكارانه ديگر، دست به آزار كودك مي زند .
بنا بر پژوهش ها و تحقيقاتي كه در كشورهاي مختلف دنيا انجام شده است، افرادی که دست به آزار جنسي كودكان می‌زنند، به آساني؛ از ساير افراد جامعه قابل تشخيص نیستند، زيرا شخصي كه عامل انجام اين كار است، مي تواند یکی از اعضای خانواده، خويشاوندان، آشنایان، مربيان يا حتي يكي ازافراد قابلِ‌اعتمادي باشد كه در ارتباط مستقيم با كودك هستند كه از جمله مي توان به افرادي نظير: راننده سرويس مدرسه، كارگر منزل، مربي كلاس هاي ورزشي، هنري و... اشاره نمود.
عوارضي كه بخاطر آزار جنسی در كودكان ایجاد می شود، در يك پروسه زماني طولاني ادامه مي يابد و حتی تا دوران بزرگسالی نیز به قوت خود باقی مي ماند. تا جايي كه منجر به ایجاد رفتارهای مخرب روانـــی و رفتاری نظير: ترس، افسردگي، گوشه گيري و خودکشي، تخاصم و پرخاشگري، کاهش عزت نفس، احساس گناه و شرم، فرار از خانه، ناتواني شناختي، تأخير رشدي و کاهش کارکرد آموزشي، رفتارهاي نامناسب جنسي، افزايش احتمال اختلال و يا آزار ديدگي مجدد جنسي، و مشکلات روان پزشکي در دوره جواني و ميانسالي مي شود.
 مطالعات نشان داده است، کودکانی که روحيه و شجاعت آن را پيدا مي كنند تا آزاري كه نسبت به آن ها صورت گرفته را با یک فرد قابل اعتماد بزرگتر از خود در ميان بگذارند، در قياس با آناني كه راز خود را در سينه حفظ نموده و مهر سكوت بر لب مي زنند، با آسیب روحي و رواني کمتری روبرو مي شوند. از سويي نيز کودکانی که فورا پس از وقوع آزار، ماجرا را به خانواده اطلاع مي دهند، بسيار كمتر از آناني که دشنه شرح اين اتفاق شوم را در خود فرو مي برند، آسيب پذير مي شوند.
بدون شك آزار جنسی، ذهن و روان کودک آسيب ديده را خسته و فرسوده میكند. معمولا اين دسته از کودکان، ناخودآگاه در خواب و بيداري لحظههای تكان دهنده رفتار فرد آزار دهنده با خود را به ياد مي آورند كه البته اين مساله غم انگيز موجب مي شود تا به دفعات صحنه هاي دردناك و اندوهبار آزار شدن را درعمق وجود خود تجربه نمايند.
از سويي اگر سيستم امنيتي و انتظامي بصورت كامل نتواند تامين كننده حفظ و حراست از حقوق شهروندان باشد و از سوي ديگر نيزامكانات نرم افزاري و سخت افزاري بهداشتي و پزشكي نيز به نحو مطلوب در دسترس عموم افراد جامعه قرار نگيرد، خانواده‌ کودک آزار ديده، بعد از آگاهی از سوء استفاده  صورت گرفته، چاره اي نمي يابد جز اين كه آن چه ظالمانه بر سركودك بي گناه شان آمده است را مخفي نگه دارد و براي سال هاي طولاني؛ زجر سنگين آن را تحمل نمايند.
در كمال تاسف بايد اقرار نمود؛ براي طرح آسيب هاي جنسی در كشور ما خط قرمز وجود دارد و تجربه ثابت نموده است پرداختن به اين مقوله در رسانه ها به ويژه سينما با عوارض و حواشي پيش بيني نشده اي همراه مي شود.از اين رو ورود به حريم قضاياي اندوهباري مثل آزار جنسي كودكان، پا گذاشتن روي لبه تيز تيغ است كه بايد پيه تاوان آن را به تن ماليد.
آن چه مسلم است، بحث آسیب شناسی فرهنگی در عصر حاضر برای جامعه ما، يك امر ضروري و اجتاب ناپذيراست كه بايد به آن تن داد. چرا كه در آسیب شناسی فرهنگی، آسيب ها و سرمشق هاي نامطلوب در شيوه هاي  فكری و رفتاری، ساختار فرهنگی مورد بحث قرار مي گيرد.
در جامعه ما؛ هر چند ميان لایه های پنهان زندگی خانواده، وجود برخي ناهنجاری ها و آسیب ها، مورد قبول واقع مي شود اما همين خانواده، بيان چنين آسيبي را در سطحي فراتر از حريم خود بر نمي تابد و هرگز تن به پذيرش آن نمي دهد. از اين رو، بي دليل نيست هر حرف و نكته اي كه بازگو كننده آسيب فرد يا گروهي در جامعه باشد، مايه سرافكندگي و توهين به شمار مي آيد.
از طرفي واقعيت امر اين است که مردم جامعه ما اغلب مواقع در ميان خودشان از قانون شكني ها و رفتارهاي ناهمگون عرفي و اخلاقي به شدت گله مند هستند اما معلوم نيست چرا در برخي از موارد، طرح  و بيان همين رفتارهاي ناهمگون عرفي و اخلاقي را در رسانه هاي ديداري، شنيداري و نوشتاري، رويارويي با اعتقادات ديني و ارزش هاي مذهبي تلقي مي نمايند و بصورت ارادي يا غيرارادي در برابر آن جبهه مي گيرند.
بايد به اين باور رسيد كه آسیب شناسی فرهنگی به ما مي آموزد، پيش از اين چه بوده ایم؟ چرا این گونه شده ایم؟ چه هستیم؟ و به كجا می رویم؟ و برای آینده سازی، باید به چه الزاماتی توجه كنیم؟
 بنابراين در دنياي بسيار گسترده و پيچيده كنوني، لازم است هر اجتماعی با بهره جويي از ابزار و متريال كارآمد و موثري هم چون رسانه هاي ديداري، شنيداري، نوشتاري و مجازي كه در اختيار دارد، نقاط قوت و ضعف خود را به درستي بشناسد تا بتواند در مسير تعالي و رشد حركت نمايد.
از اين رو، بايد اذعان داشت، رسانهها در عصر حاضر، نيروهاي حركت بخش در روند توسعه يك جامعه هستند كه ميتوانند زير ساختهاي فكري و فرهنگي مناسب را در جوامع گسترش دهند و لحظه به لحظه با آفرينش ايده و تفكري نو و تازه و گسترش آن، به روند اين توسعه كمك نمايند .
در گذشته هاي نه چندان دور، فرایند جامعه پذیر کردن افراد، از طریق خانواده، مدرسه، گروه همسالان و گروه های مرجع صورت می گرفت، اما امروزه، اين رسانه ها هستند كه نقش عمده ای در اجتماعی کردن افراد بر عهده دارند. در واقع؛ رسانهها، به دليل تخصصي شدن، اين انرژي را دارا هستند كه از شرايط واسطه بودن خارج شده و خود به عنوان عامل تسريع كننده اثرات ملموس، در ميدان افكار عمومي و فرهنگ جامعه، نقش آفريني نمايند. به عبارت ديگر؛ رسانه ها مي توانند به طور تدریجی و مستمر، از بدو تولد تا بزرگسالی، ارزش ها و هنجارهای جامعه را به سایر اعضا، منتقل کنند.
انكار کارکرد رسانه ها؛ از جمله سينما در جهان امروز كه در همه ابعاد زندگی اجتماعی و فرهنگی جوامع بشری حضوري پر رنگ دارند، امري محال است. نظريه پردازان علوم ارتباطات معتقدند؛ رسانه ها بايد در همه حال با تغييرات جامعه و نيازهاي آن هماهنگ شوند تا بتوانند بر بهبود وضعيت فرهنگي و توسعه آن بيافزايند و با توليد و توزيع صحيح اطلاعات، ضمن ارتقای سطح  آگاهي هاي متنوع و ضروري جامعه، در دستيابي آن به توسعه همه جانبه، ياري رسانند.
اهمیتی که رسانه ها؛ به ويژه سينما؛ در افزايش سطح آگاهی و ارتقای فرهنگ اجتماع دارند، بدون ترديد یکی از بارزترين علل توسعه فرهنگی و از نشانه های شاخص پویایی و تحرک هر جامعه است. رسـانه‌ اي چون سينما، مي‌تواند با كاركرد مطلوب خود، افكار، عقايد، نـگرش ها و نيازهاي گوناگون اقشار مختلف اجتماعي را بشناسد تا به فراخور، هر يك را طبقه ‌بندي و تنظيم نموده و آن ها را به سطوح بالاتر انتقال دهد كه در پايان  بتوان اين در راستاي هماهنگي با زير ساخت‌هاي فكري و فرهنگي و نیز توسعه‌ي جامعه، به خواسته هاي مذكور پاسخ گفت.
سينما نيز به مثابه يك رسانه تاثير گذار، به خاطر ذات جذاب، هيجان برانگيز و سرگرم كننده خود، توانست مخاطبان بسياري را شيفته و مجذوب خود نمايد. از اين رو، تأثیرات بسياري نيز بر روي مخاطبان گذاشته است ‌و در فرهنگ سازي جامعه، نقش مهمی را ایفا می‌کند.
سينما آينه تمام نماي جامعه است. در حقيقت سينما؛ انعكاس دهنده واقعياتي است كه در بستر جامعه جريان دارد اما برخي مواقع، امكان دارد غباري سطح این آينه را بپوشاند كه نتواند تصوير روشني از جامعه را به مخاطبین‌ نشان دهد. همين مساله، موجب ايجاد اين تلقي در مردم مي شود كه حريم باورها و ارزش‌ های مطلوب آن ها شكسته شده است. در نهايت، مردم به عنوان مخاطب سينما، كم كم از آن فاصله مي گيرند و در اندك زماني اعتمادشان نسبت به اين رسانه موثر سست و سلب مي شود.
اما اگر سينما بتواند رسالتش را بر اساس ارزش های فرهنگی جامعه همگون نموده و به انجام رساند، در چنین جامعه ای؛ فرهنگ در موقعیت ویژه و مناسب خود قرار می گیرد؛ چرا كه سينما مي تواند این انرژي  را در افراد شكل دهد تا از لايه بيروني و پوسته ظاهري كار عبور كنند و به لايه هاي دروني و هسته اصلي اثر دست پيدا نمايند. سينما اين قابليت را داراست كه با شناخت صحيح نياز افراد جامعه، عقايد و باورهايشان را در جهت نيل به مقوله فرهنگ پذیری هدايت كند تا سرانجام به بهبود و حتي تغییر رفتار آنان منجر گردد.
رسانه اي چون سينما؛ اين استعداد را دارد؛ براي حل مسائلي كه در قالب بحران های اجتماعی رخ نشان مي دهد، به ایفای نقش پرداخته و در پيشگيري يا کاهش حوادث تهدیدکننده ثبات اجتماعی، کارکرد موثری داشته باشد. براي همين است كه سينما مي تواند از پسِ پرده نقره اي، خانواده را مسحور خود ساخته و با جادوي تصوير، اراده اين نهاد اجتماعي را آن چنان به تسخیر خود درآورد که رويكردش نسبت به آن چه در پيرامونش مي گذرد، متفاوت شده و تغيير كند.
سينما در عصري كه دوران رقابت تنگاتنگ رسانه هاي جديد و قديم است، بايد آثاري را به جامعه عرضه نمايد كه منطبق با نيازهاي واقعي مخاطبين باشد. به بياني روشن تر، در اين عصر، فيلمي مي تواند مورد توجه واقع شود كه جامعه نسبت به محتوا و پيام آن احساس نياز كند. هر چند رابطه و نسبت سينما و جامعه، متقابل و دوسویه است و هر دو؛ ضمن آن كه از یكدیگر تأثیر می‌پذیرند، بر یكدیگر تأثیر نیز می‌گذارند. به همين سبب، مستلزم آن است که فيلم عرضه شده، حداقل بطور نسبي هم كه شده از قابليت هاي كمي و كيفي هنر فيلمسازي، برخوردار باشد تا وجه سرگرمي و خيال انگيزي سينما نيز در نزد مخاطب احساس گردد.
به هر تقدير در عصر انفجار اطلاعات و گسترش روز افزون ارتباطات، سينما مي تواند به عنوان شاخص اصلي تغيير و تحول در پرداختن به هنجارهاي جامعه مورد توجه قرار گيرد و با بهره گيري از آخرين دستاوردهاي فني و آرايه هاي بصري، الگوهاي جديد و تازه فرهنگي و اجتماعي را در دل جامعه نهادينه كند تا جايگزين ارزش ها و باورهاي متعصبانه و نادرستي شود كه سال هاي سال به كيان خانواده و اجتماع آسيب هاي جدي وارد نموده است.
با اين اوصاف، فيلم «هيس...، دخترها فرياد نمي زنند» به كارگرداني «پوران درخشنده»، يك فيلم تاثير گذار در سينماي اجتماعي ايران است كه با هوشمندي توانسته از زاويه روانشناسي فرهنگي، به بيان مساله اي بغرنج و حساس بپردازد كه نه تنها جامعه ما بلكه تمامي كشورهاي جهان با اين ناهنجاري مزمن دست و پنجه نرم مي كنند.
درخشنده كه سابقه ساخت فيلم هايي با زمينه تربيتي و اجتماعي را در سه دهه كارنامه فيلمسازي اش دارد، اين بار توانست با ذكاوت خاصي به عرصه اي منحصر به فرد و البته چالش برانگيز در حيطه هاي تعريف شده سينماي ايران ورود نمايد كه سايه قيچي سانسور متوليان امر را به وضوح بر سر خود احساس مي كرد اما خطر پذيري خردمندانه در انتخاب سوژه، به همراه تدبير تحسين برانگيز در نوع پرداخت به موضوع و طراحي خلاقانه در كارگرداني توسط اين بانوي فيلمساز و تيم كاربلد همراه توليد اثر، موجب شد تا يكي از تامل برانگيزترين فيلم هاي تاريخ سينماي ايران رقم بخورد كه همزمان موفق شد نظر موافق منتقدان و مخاطبان را با خود همراه سازد.

•    توضيح: «شيرين» نام شخصيت اصلي فيلم است كه قصه فيلم بر اساس زندگي او شكل مي گيرد.

بانوان؛ با پشتکار جلو می زنند

گفتگو با مرضیه مهدی زاده،مدیر هتل نارنجستان:باور کنید نه به صدا و نه به چهره و رفتار پرجنب و جوش اش می خورد که در آستانه 50 سالگی قرار داشته باشد! مرضیه مهدی زاده 50 ساله، آن قدر با انگیزه کار می کند که بی تردید حسرت بعضی ها را بر می انگیزد. کارشناس مدیریت است و سابقه مدیریت در مرکزی تجاری، فضای سبز، خدمات مدیریت کارگزینی، روابط عمومی، روم سرویس، شرکت ساختمانی و...، را در پرونده دارد و تا رسیدن به «هتل نارنجستان» راه های زیادی پیموده است که هموار هم نبوده است.
او مجموعه ای زیبا، بزرگ، پرتردد، به روز، با مالكيت زماني و البته همواره موفق را میان هتل های مازندران اداره می کند. موفقیت اش را مرهون پشتکار و اعتماد مردان جامعه، به ویژه مهندس موهبت مدیرعامل هتل نارنجستان می داند. بر آموزش کارکنان، مثل همه ی مدیران موفق؛ تاکید دارد و برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری، مثل؛ جشنواره مجسمه های شنی؛ برای شادی بخشیدن به اوقات خانواده ها و میهمانان را جدی دنبال می کند. گفتگوی ما با او، در یکی از روزهای شلوغ هتل، در پایان تعطیلات تابستانه انجام شد. حاصل گفت و شنود ما با این مدیر همیشه پاسخگو و با اعتماد بنفس که به گمانم یکی دیگر از رازهای موفقیت اوست را می خوانید.
 
•    اگر هتلداری را انتخاب نمی کردید، دلتان می خواست در کدامیک از مشاغل حضور داشتید و  چرا؟
در سیستم ها و مراکز هواپیمایی مشغول به کار می شدم. شباهت این دو شغل با هم، کم نیست؛ هتل و هواپیما، هر دو با مسافر سر و کار دارند.

•    سنگ بنای ایجاد این هتل چگونه گذاشته شد؟
«شركت نارنجستان زيباي شمال» (سهامي خاص)، در سال 1376 با هدف فعاليت در صنعت گردشگري، تاسيس شد. (موسسين شركت، تجربه ساخت شهرك هاي؛ نارنج، ترنج و بهار نارنج را در كارنامه مديريتي خود دارند). همزمان با ساخت «هتل نارنجستان» رايزني هاي گسترده و تلاش هاي حقوقي فراواني درمورد موضوع مالكيت زماني انجام گرفت و پس از پيگيري هاي زياد، مالكيت زماني؛ براي اولين بار، توسط شركت نارنجستان زيباي شمال در ايران مطرح و اجرا شد.
 
•    این هتل سالانه پذیرای چه تعداد مسافر است و از ابتدای سال جاری تاکنون، چه تعداد مسافر را میزبانی کرده اید؟ این مسافران اغلب از کدام شهرهای کشور و یا دنیا مراجعه می کنند؟
سالانه 85 هزار نفر و طی شش ماه گذشته؛ میزبان 48 هزار نفر مهمان ازسراسر ایران و کشورهایی مثل؛ آلمان، فرانسه، چین، ژاپن، عربستان و...، بوده است.

•    هتل از چه امکاناتی برخوردار است؟
52 اتاق، 57 ویلا، 4 رویال سوئیت، 6 سوئیت و در مجموع؛ 119 واحد و 556 تخت.
علاوه بر آن؛ مجموعه نارنجستان از امکاناتی مثل: رستوران ايتاليائي و كافي شاپ پاناروما در طبقه پنجم هتل نارنجستان؛ واقع در رستوران گردان، رستوران سنتي بهارستان واقع در ضلع شرقي و در وسط سايت ورودي هتل؛ با محيطي سنتي و قديمي و خاطره اي از زمان گذشته، با انواع غذا هاي سنتي و محلي، هم چنين انواع كباب هاي اصيل ايراني، رستوران بناب ساحل با انواع كباب هاي اصيل ايراني در ساحل هتل نارنجستان جنب اسلكه تفريحي و... مجموعه های تجاری، ورزش های آبی و...، برخوردار است که در خدمت مهمانان و گردشگران ایرانی است.

•    شیوه مدیریت تان در هتل چگونه است؟ و مجموعه تحت مدیریت تان چند نفر هستند؟
شیوه مدیریتم؛ «همیشه حق با مهمان است» و اکنون 225 نفر پرسنل با ما همکاری می کنند.

•    اگر بخواهید از یک ویژگی خاص هتل نارنجستان نام ببرید، چیست؟
بنظرم؛ «مالکیت زمانی» اولین ویژگی متفاوت ماست که فرصت خوبی برای علاقمندان آن فراهم کرده و در طول سال؛ مالکان در زمان معین، از امکانات هتل بهره مند می شوند. علاوه بر آن؛ معماری هتل و رستوران گردان، از جاذبه های هتل است.

•    کمی درباره مالکیت زمان هتل برای خوانندگان ما توضیح می دهید؟
بله؛ مالكيت زماني، نوعي از مالكيت است كه مزاياي يك ملك را به صورت كاملا قانوني، براساس برنامه‌ريزي منطقي، بين چند مالك تقسيم مي‌نمايد كه هر مالك، در زمان تعيين شده، با برنامه‌ريزي دقيق، از ملك و مزاياي آن بطور كامل برخوردار خواهد شد. دراين روش، نيازي به پرداخت كل بهاي ملك وجود ندارد بلكه بهاي سرقفلي ملك، بين كليه مالكين تقسيم مي‌ شود. ملك شما؛ در زمان تعطيلات و استراحت تان آماده بهره‌ برداري است و دغدغه زمان بلااستفاده ملك، وجود ندارد. در واقع؛ ملك شخصي شما، در تمام روزهاي سال از حمايت مالكان برخوردار است.

•    چه ویژگی خاصی؛ کارکنان هتل شما را از کارکنان دیکر هتل های استان، متمایز می کند؟
برخورد خوب با مهمانان، نظم و نوع پوشش.

•    آموزش کارکنان هتل را چقدر مدنظر دارید و آیا تاکنون دوره های آموزشی برای آن ها برگزار کرده اید و یا آن ها را برای آموزش چنین دوره هایی فرستاده اید؟
یکی از مهم ترین اهداف من؛ ایجاد کارگاه های آموزشی و به روز کردن کارمندان و سعی در برگزاری مستمر دوره های بازآموزی است.

•    نظرتان درباره هتلداری در مازندران چیست؟ در شرایطی که بسیاری از هتلداران استان؛ از هتلداری راضی نیستند و آن را مقرون به صرفه نمی دانند، شما چه نظری دارید؟
با توجه به فصلی بودن و نداشتن میهمان دایمی، مشکلاتی وجود دارد که ما با اجرای برنامه های فرهنگی، تفریحی و سمینار و همایش و نیز مالکیت زمانی، این کمبود را جبران می کنیم.
 
•    به عنوان یکی از بانوان موفق استان، چه توصیه ای به دیگر زنان، بهویژه فعالان بخش گردشگری دارید؟
جدیت و پشتکار، علاقمندی و خوش رفتاری را سرلوحه عملکرد خود قرار دهیم.

•    اگر بخواهید یک جمله در تبلیغ و معرفی هتل و دعوت از گردشگران و هم استانی ها برای اقامت و استفاده از فضای نارنجستان بگویید، چیست؟
«خانه ای آن طرف خانه های شما ساخته ایم که در آن عطر نارنج جاری است، تا در آن تازه شود روح شما.»

•    نارنجستان در منوی غذایی خود، چه غذاهای محلی و متفاوت از دیگر رستوران ها و هتل ها ارایه می کند؟
جوجه کباب ترش و جوجه  کباب فسنجانی که از استقبال خوبی برخوردار است.

•    حامی اصلی شما در راه هتلداری، کیست؟
مدیر عامل هتل؛ آقای «سعید موهبت»

•    تاکنون چه موفقیت هایی را کسب کرده اید؟
دریافت لوح سپاس از دفتر شهری و شوراهای استانداری مازندران، محیط زیست مازندران، منابع انسانی شرکت گلپخش اول، بنیاد خیریه فیروز نیا، بانک پارسیان و شهرداری ایزدشهر.

•    هتلداری؛ باعث رضایت شغلی شما می شود؟ چرا؟
کاملاً، علاقمند بودن به این رشته، به خصوص کار کردن برای مدیر عامل هتل؛ مهندس سعید موهبت.

نمای نزدیک نارنجستان
یکی از ويژگي هاي اين هتل، لابي بسيار زيباي آن است كه در ارتفاعي بيش از 6.5 متر از سطح دريا قرار گرفته و مشرف به آن است. پوشش لابي در تراز پوشش طبقه سوم هتل و كاملاً شيشه‌اي است؛ به طوري كه آسمان زيباي درياي خزر؛ نه تنها از داخل لابي بلكه از راهروهاي اصلي اتاق ها و سوئيت ها، كاملاً مشهود و داراي نور طبيعي مي‌باشد. رستوران هاي متنوع، با چشم‌انداز دريا و معماري داخلي مجلل اين مجموعه، بسيار چشمگير و زيباست. آبشاري از تراز سقف سالن تا تراز كف لابي، ادامه پيدا كرده و با استفاده از سنگ هاي طبيعي و الوان و فضاهاي سبز كنار اين آبشار، همراه با آسمان لاجوردي و موسيقي اصيل ايراني، محيطي دلنواز و روح‌ پرور و معماري چشمگيري را به وجود آورده است.
 راه پله اصلي هتل، به شكل مدور و زيبايي، حول آسانسور شيشه اي طراحي شده است كه اين آسانسور، به طرف طبقات و رستوران‌ ‌گردان هتل؛ با نورپردازي زيبا؛ در حركت است. اين مجموعه، به طريقي طراحي شده كه گويي انسان؛ سقف شيشه‌اي هتل را مي ‌شكافد تا به درون فضاي زيباي رستوران ‌گردان هدايت شود. نوشيدن يك فنجان چاي يا قهوه، در اين فضا، خستگي را از کالبد انسان دور مي كند و روح را با درياي بيكران و آسمان لاجوردي و لایتناهي صيقل مي‌دهد.

امروز نام دیگر اوست؛پرورش نیاز به استمرار دارد



زهرا اسلامی
گفتگو با اسماعیل ذبیحی کارشناس هنری حوزه کودکان:
شیوه کلی کانون در جهت پرورش خلاقه است اما در جاهایی دیگر از این روال منحرف شده است.
 اسماعیل ذبیحی را بعد از اینکه چند بانوی فعال حوزه کودکان استان یا حاضر به گفتگو با همکاران ما نشدند و یا آنقدر بی انگیزه و کم جرات پاسخ دادند که رغبتی برای پرسیدن سوالات اساسی تر برایمان باقی نگذاشتند؛ به کمک روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پیدا کردیم؛ سرش بخاطر جشنواره های رضوی شلوغ بود اما دغدغه هایش نگذاشت درخواست ما را رد کند.

انصافاً؛ هم خوب حرف زد و هم حرفهای خوب زد. او متولد سال 1358 کرمان است؛ تحصیل کرده رشته نقاشی است و از سال 83 با کانون همکاری می کند و 6- 7 سالی هست که به مازندران آمده و  با همه ی دلش برای کودکان کار می کند. او آنقدر حرف برای گفتن داشت که نتوانستم همه اش را میان گفت و شنود هایم لحاظ کنم. گاهی مجبور می شدم حرفها و درد و دل هایش را قطع کنم تا پرسش بعدی را بپرسم؛ خدا را شکر که مربیانی مثل او در کنار بچه های ما هستند. خودش می گوید؛" دوست داشتم چیزی که کانون  و مربیان به بچه ها می دهند؛ خود باوری و اعتماد بنفس باشد."
گفتگوی ما با این کارشناس هنری کودکان که بخاطر دغدغه هایش کمی مسن تر از 34 سال بنظر می رسد را می خوانید؛



به نظر شما چقدر اجرای برنامه های کانون، در پرورش خلاقیت کودکان و نوجوانان تاثیر دارد و اصلاًً پرورش خلاقیت چگونه اتفاق می افتد؟
توضیح درباره تمام برنامه های کانون، وقت زیادی را می طلبد اما اگر بخواهیم به مساله خلاقیت بپردازیم باید بگویم ما در ایران در بین خانواده ها کمتر از یک دهه است که با این کلمه مواجه ایم و به نظر می رسد؛  خلاقیت کودکان برای خانوادها مهم شده است.
خانواده ها فکر می کنند، کودکی که خوب درس می خواند، مطیع کامل پدر مادر است، بسیار مودب و بی سرو صداست، هرچه معلم او به او می آموزد بی چون و چرا می پذیرد و...، خلاق است. یعنی؛ از کودک خلاق حرف می زنند اما علایم و نشانه های  درست از کودک خلاق  را نمی دانند، نمی دانند همه کودکان  به دلایل مختلف می توانند، از این گونه گرایشات داشته باشند. پس بهتر است بدانیم که خلاقیت چه تعریفی دارد و کودک خلاق از چه ویژگی هایی برخوردار است. با توجه به تعاریف مختلف خلاقیت که در کتاب ها آمده است  توجه به این نکته ضروری است که خلاقیت تیز هوشی نیست.کودکی که دارای ویژگی های مشخص و معینی باشد، کودک خلاق نامیده می شود که از جمله این ویژگی ها کنجکاوی، افکار غیر معمول، پرسشگری، اداراک حسی، صداقت، رک گویی،پشتکار، کلنجار رفتن،خطر پذیری و...می باشد. هرچه این خصوصیات بیشتر باشد،  کودک خلاق تر است.
در خلاقیت؛ تقویت دید،( خوب دیدن) تقویت حافظه،  تقویت قوای احساسی، افزایش اعتماد به نفس، جمع پذیری، مد نظر قرار دارد.  همچنین افزایش بسامد استفاده از کلمه «توانستن» در کودکان. کودکی که در برابر خواسته های مربیانش از جملات «بلد نیستم» و یا «نمی توانم» استفاده می کند، یقینا دلایلی جدای از نتوانستن و بلد نبودن، دارد که یک مربی باید به آن ها دست یابد و کمک کند تا این جملات؛ با برنامه ها و تمرینات و نیز با یاری خانواده ها، از واکنش های کودک حذف شده یا به حداقل برسد.

و کانون در این باره چه نقشی دارد؟
همان طور که از نام کانون برمی آید، یکی از مهمترین برنامه های ما؛ پرورش فکر، در راستای اصول   خلاقیت است. کانون از سال 1344 شکل گرفت و به عنوان اولین جایگاه و مرکزتخصصی، پرورش خلاقیت برای کودکان ونوجوانان شروع به فعالیت نمود. خلاقیت که خدا آن را در همه انسان ها به ودیعه نهاده است–  به سبب پرورش، تقویت و شکوفا می شود. در کانون پرورش فکری، کودکان و نوجوانان دراوقات فراغت  وارد فضایی می شوند که می توانند با اختیار و انتخاب خود؛ در برخی از فعالیت ها  شرکت کنند. مربیان نیز ملزم بوده و هستند که با رعایت یک سری اصول، مثلا؛ ارتباط گیری خلاق و آگاهی به شیوه های برقراری ارتباط، شرایط کودکان را درک کرده و به کمک تکنیک هایی که کانون در خلال دوره ها به آن ها آموخته است، رفتار متناسب با شرایط کودکان را اتخاذ نمایند و شرایط ومحیط را به گونه ای آماده می کنند تا شرایط پرورش خلاقیت فراهم آید.
شیوه شما در ایجاد شرایط پرورش خلاقیت چگونه است؟
در اجرای فعالیت ها، کانون از شیوه غیر مستقیم استفاده می کند.  چون تجربه ثابت کرده، پرورش خلاقیت به شکل مستقیم، امکان پذیر نیست و در سال های گذشته؛ مردود شده است. شیوه غیرمستقیم، یعنی؛ شیوه ای که به کودک می آموزد که چگونه از حافظه، دید وتخیل خود استفاده کند تا محیط پیرامونش را بشناسد و درک درستی از آن پیدا کند. این شیوه اصولی دارد که در حوصله این گفتگو نمی گنجد.  اما توجه به این مطلب ضروری است که پرورش خلاقیت نیاز به استمرار دارد.
به نظرتان در این راه موفق بوده اید؟
 درباره موفقیت برنامه ها و شیوه های کانونی باید بگویم که باید آن را در سطح جامعه و در افرادی جستجو کرد که در مشاغل مختلف مشغول به فعالیت هستند و با گذشت سال ها از حضورشان در کانون خاطرات آن هنوز برایشان تازه است وثمرات این حضور را در زندگیشان می بینند. ولی در سال های اخیر با توجه به اینکه اوقات فراغت کودکان وبخصوص نوجوانان به دلیل مشغله های کلاس های مختلف بسیار کمتر شده، زمان کمتری را در کانون سپری می کنند و به عبارتی بچه ها زمان کمتری را برای پرورش خلاقیت خود دارند. این؛ جای تامل دارد و این امر با تدبیر مسئولین آموزشی کشور و خانواده ها  قابل حل است.  شیوه کلی کانون در راستای پرورش خلاقه است اما در جاهایی  این اصل کم رنگ شده است. اما باید بگویم این کمرنگی و بی توجهی  به پرورش خلاقیت کودکان ونوجوانان، دربخش های مختلف جامعه بیشتر است.
بخش های مختلف جامعه یعنی کجاها؟
مثلاً مدرسه و دانشگاهها. نکته اصلی این است که همه اتفاقات باید از مقاطع علمی شروع شود در حالی که ما در رشته های مختلف دانشگاهی به فکر تربیت مربی واستاد برای کودکان و نوجوانان نیستیم و هر چه استاد تربیت می کنیم برای محیط دانشگاهی است  چون فکر می کنیم؛ به دلیل کودک بودن مخاطب؛ کار آسان است،
برای چاپ کتاب های اموزشی برای کودکان و نوجوانان به خصوص در زمینه هنری که یکی از مهمترین عناصر است هیچ ممیزی وجود ندارد.
 منابع کافی  برای آموزش شیوه های پرورش خلاقیت به کودکان را نداریم و اگر هم  داشته باشیم، مربوط به ترجمه منابع خارجی هفت یا هشت سال پیش است  و نتیجه می شود؛ برنامه آموزشی مثلاً؛ شنا که هیچ کمکی به خلاقیت کودک نمی کند. در چاپ کتابهایی از این دست ناشرین بیشتر به سلیقه خانواده عمل می کنند تا به اصول خلاقیت. در حالی که نقاشی، پایه ترین زبان ارتباطی است که از انسان نخستین و قبل از آغاز کلام، شروع شده و نیز در ابتدایی ترین سنین برای کودک، کارکرد دارد و کیفیت آن براساس افزایش سن کودکان تغییر می کند. کودک باید در معرض شیوه های درست  قرار بگیرد تا با دیدن واقعیت ها، با کمک خلاقیت خودش، به نوعی برداشت دست یابد نه آموزش صرفا تقلیدی.

تا چه اندازه در تنظیم برنامه ها؛ از کارشناسان برنامه های کودکان و نوجوانان استفاده می شود؟
من نمی دانم آن ها به کار گرفته نمی شوند یا خودشان تمایلی به همکاری ندارند اما من خودم به شخصه با والدین و خانواده ها ارتباط برقرار کرده و سعی می کنم نوع مواجهه با کودکان را به آن ها بیاموزم و این روش را کارآمدتر می دانم.
مربی ای که در هفته یک یا دوساعت برای یک کودک وقت می گذارد، نمی تواند در پرورش خلاقیت کودک؛ به اندازه خانواده؛ موثر باشد، پس باید سطح آموزش خانواده را هدایت کنیم و این می تواند بهترین سرمایه گذاری محسوب شود.

چند درصد از بچه ها؛ بعد از یک دوره، کلاس ها را ادامه می دهند و این کلاس ها؛ تنها به اوقات فراغت خلاصه نمی شود؟
 آمار مشخصی نمی توانم به شما بدهم، فقط می توانم بگویم که کانون قرار است، اوقات فراغت کودکان را پر کند و تا سن 17 سالگی را پوشش می دهد. اما دامنه حضور، خصوصا در  گروه نوجوانان، کاهش یافته و فقط به تابستان محدود شده است. اکثر اعضای ما؛ در مقطع ابتدایی هستند و نوجوانان؛ بیشتر از کمبود وقت گلایه دارند. تابستان نوجوانان؛ پر شده از انواع کلاس های درسی، زبان، شنا و ... و در مقطع دبیرستان هم کنکور و دغدغه های از این دست.
آن چه در این مورد باید بررسی شود، ارتباط کانون و مدرسه است که به هیچ عنوان تقویت نشده، در حالی که برنامه هایشان مکمل هم هستند و ما نیاز به یک بازنگری به سیستم آموزشی مدارس داریم. در کانون؛ خلاقیت، در اولویت اول قرار دارد و توجه به این که کودک با قدرت خلاقه  خودش کار کند. اما در مدارس؛ ساعت هنر، به عنوان مهم ترین شاخص پرورش خلاقیت، اندک و کم اهمیت است و روش آموزش، معکوس کانون است و این باعث دور شدن کودک از آموزه هایش در کانون می شود.

•    بین بچه هایی به کانون می روند با دیگر بچه ها چه تفاوت هایی وجود دارد؟ و در چه زمینه هایی؟
ما در کانون باور داریم؛ پرورش نیاز به استمرار دارد. در شیوه های ما، تا سن 10 و 12 سالگی، به دلیل تصورات و خلاقیتی که مختص این سنین است، آموزش مستقیم ممنوع است و کودک باید تجربیات خودش را داشته باشد و بعد از آن؛ مربی می تواند وارد حیطه آموزش شود.
اینجا؛ اعضای فعال و تمدیدی داریم که برنامه ها و کتاب خوانی های مشخصی برایشان تعیین شده و حتی در فستیوال ها و جشنواره های بین المللی شرکت داده می شوند. یعنی؛ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، نهادی است که از نظر بین المللی شناخته شده است و تمام فراخوان ها، به این نهاد ارسال می شود.
البته ناگفته نماند، بعضی از مربیان ما به روز نیستند که یکی ازدلایلش برمی گردد به پاره وقت بودن آن ها و درگیری با  مشغله های جانبی که اگر این مساله رفع شود، انگیزه های آن ها به جهت آشنائی با تکنیک های روز، فراهم می شود.

آیا از حضور جوانان خلاق و فعال در کانون ها استفاده می کنید و جوانان مستعد برای کار جهت کودکان، می توانند همکاری نمایند؟
اعضای ارشد؛ می توانند به عنوان کمک مربی، به کودکان کم سن تر کمک کنند اما نمی توان آن ها را وارد کادر کانون نمود. اول به دلیل این که؛ ما فقط اعضا را در جهت خلاق شدن هدایت می کنیم و هیچ گونه تحصیلات مرتبط با آموزش کودکان نداریم و کانون؛ دانشگاهی هم در این جهت ندارد و دیگر این که خانواده ها ترجیح می دهند، فرزندان شان مهندس یا دکتر شوند تا مربی کودک!

این کلاس ها تا چه حد در خاطره سازی برای بچه ها نقش دارند؛ به خصوص در روزگاری که هجوم تکنولوژی خاطره ها را کم کرده است؟
کانون در این زمینه، نقش خیلی خوبی داشته است. پدرهایی که قبلا عضو ما بودند، الان؛ فرزندان شان نیز عضو هستند. ما حتی برنامه هائی داریم؛ با عنوان «روزی به یاد دیروز» و از آن هایی که سال ها پیش عضو کانون بودند و الان وکیل و مدیر و ... هستند، دعوت می شود و در سطح استان؛ مورد تقدیر قرار می گیرند.
حاصل کار شما کدام یک از جوانان و بچه های موفق امروز شهر و دیارمان هستند؟ می توانید نام ببرید؟
اینجا لیست بلندی از نام ها وجود دارد که فیاضی نماینده مردم نور و آقای پیشنمازی نمونه آنهاست.
اولویت برنامه های کانون در چیست؟
در زمینه افزایش کارآیی کانون، به روز رسانی و استفاده از مربیان متخصص، می تواند در اولویت باشد اما از نظر برنامه ها؛ برنامه های علمی نجوم و روباتیک در اولویت  قرار دارد، بعد؛ تئاترهای عروسکی و انیمیشن که البته این برنامه ها نیاز به تجهیزات مدرن تری، مثل؛ تجهیزات رصد برای نجوم دارد که بر می گردد به همان؛ به روزرسانی و البته فراهم بودن بودجه مورد نیاز.

به نظر شما؛ چرا برنامه های کودک در گذشته آن قدر جذاب بود و شخصیت های کارتونی ماندگار بودند و در خاطر می ماندند؟
اگر برنامه های قدیم را مرور کنیم، 70 درصد آنها خارجی بودند که الان هم جذابیت دارند. زیرا در تولید آن ها فقط به یک جنبه توجه نشده بلکه به همه کارکرد های فرهنگی ،اقتصادی و آموزشی آن دقت ویژه ای شده است و از همه مهمتر اینکه ما در انتقال پیام فقط به پیام فکر می کنیم در حالی که آنها پیام را در پشت عنصر جذابیت  انتقال می دهند. باید توجه داشت که سن بلوغ تغییر کرده و این یعنی؛ فهم پسران و دختران ما رشد کرده است، پس نمی توان آن ها را به سادگی اقناع کرد و باید برای کودک امروز؛ برنامه های متفاوتی ساخت. فرزندان ما، به علت گسترش تکنولوژی، اینترنت و ...، به اطلاعات بیشتری دسترسی دارند و تخیلات شان در جهات وسیع تری فعال است که برنامه های مناسب خودش را می طلبد.

بزرگترین نمایشگران عروسکی دنیا، هنوز با استفاده از عروسک ها، دل کودکان؛ حتی بزرگسالان را می برند و تکنولوژی؛ تاثیر چندانی در این باره نگذاشته اما در کشور ما این طور نبوده است، چرا؟
ما در ساخت عروسک ها و کاراکترهای خود، یک بعدی فکر می کنیم و کارآیی های دیگررا مدنظر قرار نمی دهیم. شخصیت های کارتونی و عروسکی آن ها، در تمام زوایای زندگی کودکان قابل مشاهده است و فقط به همان برنامه یا کارتون محدود نمی شود.

عشق و تعهد به کار کودک و ارزش و احترام به فهم و شعور کودکان، چقدر برای شما و همکاران تان اهمیت دارد؟ نمود این اهمیت چگونه است؟
کار با کودک، آدم را زود پیر می کند، چون مجبوریم؛ جای پدر، مادر، خود کودک و...، فکر کنیم و یادمان نرود که هر کودک، با بغل دستی اش فرق دارد. حتی باید به نوع لبخند زدن مان، دقت کنیم. در جواب دادن به کودکی که صدامان می زند، توجه کنیم. اگر کارمان را دوست نداشته باشیم، مجبوریم؛ به بخش مادی اش رو بیاوریم که خوشبختانه این هنوز بین مربیان کانونی اتفاق نیافتاده است.

چرا انگیزه کافی برای برنامه های کودک و نوجوان وجود ندارد؟
استاد «آیدین آغداشلو» در جواب سوالم که پرسیدم: «چرا در برابر صحبت های شما؛ سوالی برایم ایجاد نمی شود؟» گفت: «چون چیزی نمی خوانی!» تعبیر من از صحبت شان این بود که؛ چون حرف هایشان برای من تازگی دارد و پیش زمینه ای از آن حرف ها ندارم، تناقض و چالش، در ذهنم ایجاد نمی شود تا سوالی بپرسم. این مساله در این جا مصداق می یابد.

چرا استفاده از روان شناسان و رفتار شناسان کودک در تدوین برنامه های ویژه کودک، کمرنگ است و گاهی اصلا نادیده گرفته می شود؟
در کشور ما تعادلی بین روانشناسی کودک، و تئوری هایی که دارد، با سطح آگاهی خانواده ها؛ به وجود نیامده است، خانواده ها مدرن شده اند و فکر می کنند برای جبران موقعیت  های سال های گذشته بچه ها را باید آزاد بگذارند تا هر کاری بکنند و یا در همه کلاس ها شرکت کنند؛ از انواع کلاس های هنر گرفته تا فیزیک و شیمی و... و در پایان معلوم نیست؛ این بچه می خواهد چه بشود!
در حالی که هدف باید پرورش مردان و زنان خلاق جامعه باشد و خلاقیت؛ به خوب فکر کردن و خوب دیدن است.

شما دغدغه های متعددی دارید؛ مهم ترین آنها چیست؟
دو خط اصلی را اگر بتوانیم مورد دقت بیشتر قرار دهیم، نتیجه بخش خواهد بود. یکی؛ توسعه درک خانواده ها و آموزش آن هاست و دیگری؛ ارتقای کیفیت عملکرد مربیان است. این که هر فارغ التحصیلی؛ به حکم داشتن مدرک، خودش را مجاز به برپایی یک موسسه و یا کارگاه نکند. در مواجهه با کودکان و نوجوانان علم و سواد مهم است.

به نظر شما رابطه بین مربی و کودکان باید چگونه باشد؟
شیوه این ارتباط مهم است. مربی باید مثل پدر یا مادر، به  داشتن یک رابطه خوب بیاندیشد و از شیوه های درست حرف زدن، نگاه کردن، شنیدن و ... استفاده کند.
خلاصه؛ چکونه می توان جوانان خلاقی را در کودکی پروراند؟
خانواده ها نباید نگران باشند، اگر کودک شما یک جایی توانمدی اش کم است جای دیگری بیشتر است. الان در خانواده ها چشم و هم چشمی بیداد می کند. با این روش نمی توان جوانان خلاقی پرورش داد. حالا خانواده ها دارند از آن طرف بوم می افتند. آرزویم این است؛ سطح فرهنگی جامعه به جایی برسد که خانواده ها خودشان هر کدام یک کانون باشند. یادمان بماند؛ شیوه دنیا دیالوگ محور است.
حرفی هست که دلتان بخواهد آن را با ما در میان بگذارید؟
بله. آرزوی روز ها ی خوب برای فرزندانمان از خداوند خلاق دارم.
ما به خاطر بسیاری از اشتبا هاتمان گناهکاریم اما بدترین جنایت ما رها کردن کودکان به حال خود و غفلت از این فواره های زندگی است.
بسیاری از چیزهایی را که به آن نیاز داریم می توان منتظر گذاشت اما کودک را نمی توان.
همین الان زمانی است که استخوان های او در حال شکل گرفتن، خون او در حال ساخته شدن و حواس او در حال کامل شدن است.
به او نمی توانیم بگوییم فردا
نام او امروز است.
گابریل میسترال  شاعر شیلیایی
برگرفته از کتاب « نام من امروز است»

 

پلک هایت را باز بگذار، این جا چلاو است


رقیه توسلی :چای داغ تان را بردارید و با صدایی آرام به این دهستان پا بگذارید، آن وقت خودتان می بینید که چگونه گاهی از دیدن، چشم ها به نفس نفس می افتند و رویا و واقعیت درهم غوطه ور می شوند .
می بینید که لحظه به لحظه سفرتان چگونه به رنگ های دلپذیر هستی، گره می خورد و مردمک هایتان بیشتر زندگی می کنند. این منطقه جنگلی و کوهپایه ایی که دیدنش هر تشنه ای را سیراب می سازد، دهستان چلاو است .
چلاو، روستایی ییلاقی در مازندران و در همسایگی رشته کوه های البرز است. همسایه بادها و ابرهایی که می آیند و در دره های این روستا می چرخند و می بارند و هر بار درختان سبز بیشتری را به این سرزمین پیشکش می کنند .
سرزمینی که در 25 کیلومتری شهر آمل و در شرق جاده هراز قرار دارد و از هفت آبادی به نام های پاریمه، پاشا کلا، نجارکلا، تیار، گنگرج کلا، چم بن و زرخونی، تشکیل شده است .
باران، درخت و جنگل؛ آدرس سرراست این ییلاق رویایی است. سرزمینی که سال هاست میان کوه و دره روزگار می گذراند و مردمان مهربانش، قصه نیاکان شان را هر روز، در گوش ابرها و علفزارها می خوانند .
به دلیل ییلاقی بودن منطقه، شرایط جوی مناسب و مهمان نواز بودن مردمانش، هفت آبادی چلاو؛ در تابستان ها پرجمعیت تر می شود .
در چلاو؛ دیدن خانه های روستایی با ایوان های چوبی و تنورهای پرآتشی که شعله ور است و ترق و تروق به راه می اندازند تا برای پخت نان محلی آماده شوند و بوی روزهای آفتابی اش، حال آدم را خوش می کند.
باید به این دیار آمد. به جایی که چشم ها، مدام می دوند و گوشه ای خاک نمی خورند و در طراوت و عشق، شناورند. به جایی که قلب ها، هر روز عاشق تر از شهر، می تپند.
باید به این سرزمین آمد و مزه زندگی در دامنه کوه؛ با آهنگ باران های همیشگی و هوای نوازشگرانه را چشید. باید چلاو زیر و رو کننده را سفر کرد.
این جا چلاو آمل است. سرای مردمانی که میان عاشقانه های بزرگی، چون؛ کوه، رودخانه، آسمان و جنگل، هر روز مومنانه ترین نمازهایشان را می خوانند و در چشمه پرآب روستایشان، غبار از صورت زندگی می شویند. خانه آدم هایی که بسیار خرم و محجوب اند .
در باب نام چلاو، روایت های متفاوتی است. از آن جمله، وجود «چهل آبادی» و «چهل چشمه» اما در تاریخ طبرستان که قدیمی ترین سند موجود است و از این دهستان صحبت به میان آورده، آن را به صورت «شلاب» ذکر کرده که «چلاب» و «چلاو» به معنی باران تند، با شرایط محیطی این دیار، تطابق کامل دارد .
این ییلاق کوهستانی، پر از مراتع سرسبزی است که گوش به کوچ بهاره و پاییزه می سپارند، به دستانی که هرروز گاوهای پرشیر را می دوشند و ماست و پنیر و دوغ و کشک و آرشه  می سازند .
اهالی خستگی ناپذیر و هنرمند این منطقه؛ در صنایع دستی شان، طرح و رنگ را می فهمند و هرروز با عشق و هنر، خالق؛ جاجیم، چادرشب، جوراب پشمی، کلاه نمدی، چوقا، گچه، عصا، جوله، گترا، گلز و گرشن اند .
این جا چلاو است؛ منطقه مرطوبی که نشستن و نگاه کردن و قدم زدن در آن می چسبد. می چسبد که گاهی برخیزی و کفش های کوهنوردی ات را به پا کنی و به راه بیفتی. در دل رنگ های سبز و آبی، گام برداری و جرعه جرعه اکسیژن خالص بنوشی .
از فاصله دور و نزدیک، طبیعت کوهستانی این ناحیه؛ با نقاشی دام های پراکنده در دشت، بهت زده ات می کند. باور داری که هست اما گاهی رویارویی با این همه زیبایی، سخت تسخیرت می کند.
جنگل پیمایی می کنی و در تار عنکبوت های باران خورده و قاصدک های سفید، محو می شوی و از دل نغمه پرندگان و هوهوی تند بادها می گذری و بیشتر در عطر خوش چلاو، غوطه ور می شوی.
اگر آوای نی یا «لله وا»ی چلاو هم قسمت گوش هایت بشود، دیگر غرق این سرزمین خنک و خیس خواهی شد. غرق هنر بومیانی که دنیا را به شنیدن سوز این ساز می خوانند. به شنیدن منظومه های عاشقانه ای چون؛ «صفیه خاتون»، «رعنا و نجما»، «طالب و زهره».
اگر روزی مسافر این دیار روح نواز شدی، پلک هایت را باز بگذار. بگذار چلاو در دالان تو در توی ذهنت جا خوش کند و پیاله های پربخار چایش، در جانت بنشیند و آرامت بسازد. بگذار این سرزمین مهربان، به قلمرو دیدنی های باورنکردنی ات، اضافه کند .
اهالی چلاو، اهل قشلاق و ییلاقند. قشلاق شان؛ روستاهای بلیران، شهنه کلا، میله، خرمون کلا و تش بندان است و بعضی خانوارها هم به دلیل آب و هوای مساعد منطقه، از ساکنین ثابت به حساب می آیند.
«چلو رود» رودخانه مهم این گستره است و «رودبار تیار» و «گنگرج کلا» از شاخه های اصلی آن می باشند و در محیطی کاملا جنگلی جریان دارند .
تامین معیشت مردمان این منطقه؛ با صنایع دستی، کشاورزی، زنبورداری و دامداری است و سرزمین زنبور عسل، اسب، گوسفند، گاو، مرغ و جوجه ای که تنها نامی از آن ها هر بار در کتاب های کودکان شهر می شنوی، این جاست .
می گویند؛ در این خطه؛ جانورانی چون؛ گوزن، قرقاول، سنجاب، دارکوب، خرگوش، گرگ، خرس، پلنگ، کبک، عقرب و... زندگی می کنند .
آسمان روشن چلاو، بسیار دوست داشتنی است و قامت بلند و سبزش، در خاطر هر رهگذری باقی خواهد ماند. برای کسی که این دنیا را از نزدیک ببیند، چمنزار و دره و مرتع و آن گله های سرخوشی که هربار؛ رهاتر از باد می دوند و درختان افرا، راش، بلوط، گردو، سیب، گلابی، گیلاس و گل های بنفشه، پامچال و آلاله هایش فراموش ناشدنی است .
با مه غلیظ چلاو، سرما در پوست صورتت جا خوش می کنند و تازه تازه می فهمی که ییلاق، چه طعم سرد نازنینی دارد. این جا خاطره چوبدستی بلند چوپان، سگ سفید گله و اسب هایی که بار می برند، در ذهنت حک می شوند و ثانیه به ثانیه سفرت با چاشنی طبیعت آمیخته می گردد .
هرچه که بیشتر می کاوی، مطمئن تر می شوی که دوستانه ترین سرزمینی که تا به حال به آن سفر کرده ای، دهستان چلاو است. سرزمینی که باید از خاک پر برکت، مراتع پر دام و درختان پر محصولش، گفتنی ها سرود.
از آیین های بومی مشترک و مرسوم میان این منطقه و نقاط دیگر مازندران، می توان به جشن تیرماه سیزده شو، آش آخر چهارشنبه، جشن های سنتی عروسی، نخل گردانی در ایام محرم و آیین مارمه اشاره کرد .
چلاو؛ دارای اماکن زیارتی و مذهبی متعددی در آبادی های خود است. از آن جمله: امام زاده سیف الدین و امام زاده یحیی در گنگرج کلا و امام زادگان صالح و شجاع الدین در پاریمه و امام زاده جعفر در نجارکلا می باشد و از این دیار عالمان و بزرگانی چون ملا صالح و ملاهادی مازندرانی، علیقلی اقبال مازندرانی، میرزا علی محمد چلاوی، ملامحمد حسن چلاوی و حیدر علی و محمد علی خاکی و... برخواستند و برهه ای از زمان و تاریخ این منطقه را ثبت کردند .
هر وقت کوله پشتی هایتان خواستند دوباره از گنجه بیرون بیایند و به سفر بروند، جایی آسوده تر و دلرباتر از چلاو سراغ نداری که در گوش هایشان زمزمه کنی.
تردی این دهستان ییلاقی، مثل همان سفره بی ریایی است که مردمان این سرزمین هر بار به نشستن دورش، دعوتت می کنند. پس چای داغ تان را بردارید که چلاو، سخت زیبا و ساده و مهربان است .





زیر مجموعه ها

خودمان را که کشف کنیم شاد می شویم

IMAGE

دوشنبه, 23 اسفند 1395 ماه سلطان کاشی جامعه شناس زندگی در این دنیا از ابتدای تاریخ بشر دارای فراز و فرودهایی بوده که اگر تورقی به تاریخ جهان بزنیم این مسله کاملا آشکار است. اما در کنار این سختی ها خداوند به انسان قوه ای عنایت فرمود به نام عقل و گوهری به نام عشق. ما انسانها گاه بدون استفاده صحیح از این...
ادامه مطلب...

به بچه ات بگو این چیزها ارزش ندارد

IMAGE

دوشنبه, 23 اسفند 1395 گفتگو با حانیه شکوری فرد، تولید کننده سم زیستی از گیاه بومی مازندران احسان شریعت استفاده از سموم شیمیایی در محصولات کشاورزی و باقی ماندن آن در محصولات و همچنین ماندگاری در طبیعت و ورود به آبهای زیرزمینی این نگرانی را ایجاد کرده که شاید علت بسیاری از بیماری ها همچون انواع...
ادامه مطلب...

اعتقاد که داشته باشی معجزه رخ می دهد

IMAGE

دوشنبه, 23 اسفند 1395 محسن اردشیر، کارگردان تئاتر: یاسر یمینی محسن اردشیر، کارگردان تئاتر است. او در جشنواره تئاتر فجر موفق به کسب عناوین برتر شد. در جشنواره های متعدد ملی و بین المللی صاحب عنوان و جایزه شد. تئتار مازندران با پشتکار او، همسرش و گروه تئاتر "سونر" چند پله بالا رفت. اردشیر هم جزو کسانی...
ادامه مطلب...

محمدرضا وطن دوست، فیلمساز: "ننا" یادآوری کسب آرامش است

IMAGE

دوشنبه, 23 اسفند 1395 محمدرضا وطن دوست، فیلمساز: "ننا" یادآوری کسب آرامش است     زهرا اسلامی    محمدرضا وطن دوست، فیلمساز  ساروی هم از آن دسته آدم هایی بود که در کنار تعداد دیگری از جوانان فیلمساز مازندرانی در سال 95، در کشور خوش درخشید و باعث خوشحالی ما شد. گفتگو با وطن دوست که 38 سال دارد کمی مفصل تر...
ادامه مطلب...

من که گرمتان کرده ام!

IMAGE

دوشنبه, 23 اسفند 1395 حسن یزدانی محبوب سال می گوید که یخ نیست:     گاهی اینقدر کم حرف است که تصورتان با چشم هایتان دچار تضاد می شود! این همانی است که روی تشک رقیب را در هم می پیچد و با دریدگی اجازه نفس کشیدن را به او نمی دهد؟! حسن یزدانی همین است، یک نمونه کامل از مصفاترین پسر ساده مازنی که نمی شود...
ادامه مطلب...

 

 

 

 

 

 

طراحی و ساخت : شرکت تحلیلگران ایده طبرستان