مجله ارمون - گفتگو با محسن اردشیر، کارگردان برگزیده مازندرانی جشنواره تئاتر فجر: شاد نیستیم چون کار آیینی وحدتی نداریم

ماهنامه ارمون

آخرین خبرها :

گفتگو با محسن اردشیر، کارگردان برگزیده مازندرانی جشنواره تئاتر فجر: شاد نیستیم چون کار آیینی وحدتی نداریم

مهدی کیهانی: طلایی شدن "خوشه های برنج" در سی و چهارمین جشنواره تئاتر فجر به کارگردانی محسن اردشیر و غنچه شکوهیان و کاندیدا شدن این نمایش در چهار بخش موسیقی، طراحی فضا، طرح وایده و کارگردانی و دریافت جایزه در این چهار بخش از اتفاقات خاص و متفات این حوزه هنری در یک دهه اخیر شمار می رود. گفت و گوی نوروزی اَرمون با محسن اردشیر که تکابنی است و هفده سال در تئاتر فعالیت می کند، را در ادامه می خوانید:
در طول این سال ها تنها در تئاتر فعالیت داشتید؟
نزدیک به هفت سال در تئاتر فعالیت داشتم و بعد از آن وارد کسب و کار و بازار شدم که با روحیات من سازگار نبود و در نهایت به سمت کاری که فقط بلدم، برگشتم و هنر را انتخاب کردم. در ابتدا ساکن تنکابن بودم و الان سه سالی هست که به آمل آمدیم و آموزشگاه بازیگری و موسسه ی فرهنگی هنری خانه پدری هنرمندان را راه اندازی کردیم.
از گروه سونَر بگویید.
کلمه ی "سونَر" یک واژه ی پهلوی است که ریشه کلمه هنرمی باشد و به معنی انسانی با فضایل اخلاقی برتراست. از همان روزهای نخست شروع فعالیتم در تئاتر، گروه سونر را تشکیل دادیم و جزو اولین گروه هایی بودیم که در سطح کشور برای ثبت گروه اقدام کردیم منتها در آن سال ها برای دادگستری موضوعی با عنوان ثبت گروه هنری تعریف نشده بود و طی یک سال پس از اقدام ما، بخشنامه ای صادر شد و گروه سونر در ثبت کشوری شد. خیلی به گروه پایبندم و به عقیده ی من وقتی در مجموعه ی شهرستان فعالیت می کنیم حتما باید به شکل گروهی باشد چون با فعالیت به صورت انفرادی پس از یک پروسه زمانی " تو سَرِت می خوره!" ما پس از آمدن مان به آمل پیشنهاد های خوبی از سمت کارگردان های بزرگ کشور داشتیم منتها نپذیرفتیم و تنها دلیلش این بود که به فکر پایه گذاری گروه در آمل بودیم و به دنبال رقم زدن اتفاقی که تاکنون در شهرستان های دیگر دیده نشده بود.
گفتید در محیط شهرستان فعالیت به صورت انفرادی نتیجه بخش نیست. چرا؟
در شهرستان زمانی که انفرادی حرکت می کنید موفقیت هایی که به دست می آید پس از یک پروسه زمانی آنچنان که باید دیده نمی شود و تو را به حاشیه می کشاند. به جای تمرکز به روی فعالیت هنری بیشتر درگیر حاشیه پردازی می شوید. مدتی پیش با خانم مرضیه برومند در رابطه با نمایش «ماه پیشونی» صحبت می کردیم. ایشان این نظر را داشتند که هنرمندان شهرستانی متوهم اند که در جواب گفتم ما متوهم نیستیم شما از دنیای ما خبر ندارید.
چرا فعالیت در شهرستان را انتخاب کردید و به فعالیت در محیطی بزرگتر و گسترده تر نپرداختید؟
کاش جوان می دانست و پیرمرد می توانست. برای ما فعالیت در تهران و همکاری با بزرگان تئاتر کار سختی نیست. یکی از دلایل این انتخاب این بوده که ما نمی توانیم در تهران زندگی کنیم ما با شرایط حاکم در پایتخت اصلاً سازگار نیستیم. دلیل دیگر این تصمیم هم تجربه ای بود که دوستان به ما انتقال دادند. بهروز بقائی در یکی از گفت و گوهایش با مجله ای گفته بود من به تهران آمدم و به شهرت و جایگاهی که می خواستم رسیدم ولی از آن زندگی ساده و زیبا و کم دغدغه تر شهرستان دور شدم. وقتی بخواهید تئاتر کار کنید یکی از بخش هایش دیده شدن هست. من از بچگی تئاتر کار می کردم و بسیار مورد تشویق قرار گرفتم و میل دیده شدن در من کمرنگ شد. می خواهم تئاتر کار کنم و برایم فرقی نمی کند تهران باشم یا آمل. معتقدم اگر در همین آمل و یا کوچکترین شهرستان های کشور توانایی انجام کاری را نداشته باشیم نشان دهنده ضعف خودمان است. ما کاری به نام «انسان و آرزو» ساخته بودیم که برنده جایزه بزرگ در جشنواره ای بین المللی که آقای «ژاک ترودو» دبیر نمایش عروسکی جهان از آمریکا هم در آن حضور داشت، شده بود. او از من پرسیده بود تو از کدام ایالتی که گفتم از ایالت تبرستان هستم.
معمولاً فکر های نو در شهرستان می میرند. در تهران پس از موفقیت یک اجرا سریعاً به اجراهای ممتد می سند ولی در شهرستان با توجه به هزینه های سنگین این اتفاق نمی افتد. شما همین «خوشه برنج» را در نظر بگیرید که عکس های این نمایش حتی در سایت های آلمان و اتریش و ... هم کار شده اگر این نمایش متعلق به گروهی از تهران بود سریعاً بعد از جشنواره، بیست شب مجدد به نمایش می رفت و دوباره اسم «خوشه برنج» به روی زبان ها می افتاد ولی ما به آمل برگشتیم و خود آملی ها هم هیچ اطلاعی ندارند چون ما هزینه تبلیغات نداریم. 
به نظر شما در حال حاضر ما تئاتری تحت عنوان تئاتر مازندران با هویت مستقل داریم؟
تئاتر به واسطه ی اجرای زنده بودن و نفس به نفس بودنش نسبت به سایر هنرها تاثیرگزاری بیشتری دارد. تئاتر زمانی آغاز می شود که پس از دیدن نمایش تاثیرش در ذهن مخاطب شکل می گیرد. کشورهای بزرگ دنیا را در نظر بگیرید؛ در انگلستان که مهد تمدن است طی یک مسابقه فوتبال نزدیک به 60 نفر کشته شدند. ملکه انگلستان برای توجیه این اتفاق و به رخ کشیدن فرهنگ و تمدن خود فقط یک جمله گفت؛" 99 درصد مردم ما تئاتر می بینند و نمی دانم چرا چنین اتفاقی رخ داده." و دیگر دنیا در رابطه با آن کشتار حرفی نزد. پیداش تئاتر از آیین هاست و ایجاد وحدت می کند. بزرگترین تئاتر خیابانی که اسلام را زنده نگداشته، عاشوراست. نمایش خیابانی وحدت می آورد چون مخاطب و بازیگر درگیر تئاتر می شوند و این وحدتی که در تئاتر هست موجب می شود راغب شویم آدم هایی باشیم که بخواهیم دنبال فرهنگ باشیم و به دنبال فلسفه هستی بگردیم. در رابطه با تئاتر مازندران هم صادقانه بگویم ما تئاتری تحت عنوان تئاتر مازندران نداریم. کارهای تولیدی در مازندران اکثراً کارهای ضعیفی هستند. البته کارهای ماجد آهنگر که شش سال در جشنواره فجر حضور دارند خیلی خوب است. کارهای تولیدی هنرمندان در داخل مازندران جایگاه خودش را پیدا نکرده ولی دوستان و همکاران مخصوصا در ساری، قائمشهر، بابلسر و تنکابن در حال تلاش هستند ولی جایگاهی در سطح کشور نداریم.
جایگاه تئاتر را بین مردم و یا مسئولین در مازندران چگونه می بینید؟
گروه تئاتر "سونر" چند سالی هست که بیشتر به آیین ها و فرهنگ های مازندران پرداخته است. ما در هر نقطه از ایران که اجرا می کنیم مردم حضور دارند و لذت می برند و با دیالوگ معروف که پرچم مازندران و بردید بالا! از کار استقبال می کنند. ما در طول این مدت در آمل اجرایی نداشتیم تا همین اواخر که دیدم مردم از این نمایش چقدر لذت می برند و می گفتند شما تا حالا کجا بودید؟ م این توان مالی را نداریم که در روستاها و نقاط مختلف شهر برای مردم تئاتری که مربوط به آیین ها و فرهنگ استان است را اجرا کنیم و هیچ مسئولی هم تا به امروز کمکی نکرده و همیشه در این شرایط از سمت مسئولین ساز بودجه نداریم و نمی شود، کوک است.
اگر توجه کنید عمده توجه ها به سمت شهرسازی و ساخت پُل و ... معطوف شده و برای چنین کار هنری هزینه ای صرف نمی شود، در حالی که اگر شما فرهنگ را نسازید تمام این پل ها و شهرها خراب می شود. در جنگ جهانی، آمریکا به اتریش پول داده تا پل ها و شهرها را از نو بسازد و وقتی آمریکا برگشت دید اتریش فقط تماشاخانه تئاتر ساخته و اتریش در توجیه این موضوع گفت من این تماشاخانه ها را ساختم تا آن پل ها ساخته شود. شما به آمل نگاه کنید می بینید که شهر در حال تبدیل شدن به شهری تماماً صنعتی است و خدا باید به داد طبیعت ما برسد. اگر دارد کارآفرینی می شود پس چرا این همه بیکار داریم؟ مشکل از جای دیگری سرچشمه می گیرد ما تا فرهنگ خودمان و جامعه را درست نکنیم این مشکلات در این بستر خواهد ماند.
در مسابقات «بانوی زیبا» وقتی دقت کنید آمریکایی ها همیشه یک فرم پرفرمنس و الکترونیکی را دنبال می کنند ولی زمانی یک آفریقایی حضور پیدا می کند همه محو می شوند چون آفریقا  ریشه دارد و آمریکا چون قاره ای نوپاست فرهنگ و ریشه ای ندارد. ولی همین آمریکا از ما جلوتر است چون دارد برای خودش فرهنگ سازی می کند و برای قرن های بعد خودش ریشه می سازد و ما داریم ریشه های خودمان را از بین می بریم. دو سال پیش وقتی برای کودکان نمایش «ماه پیشونی» را اجرا می کردیم از بچه ها می پرسیدیم این شبیه چه نمایشی هست که همه می گفتند سیندرلا، سیندرلا داستانی بر اساس ماه پیشونی ما بوده. ما آیینی به اسم تیرماه سیزده شو داریم که طی این آیین جوانترها به در خانه ها می روند و هدیه ای می گیرند. هالووین این را گرفته و در آمریکا ماسک عجیب غریب می گذارند و از در خانه ها هدیه و شیرینی می گیرند، درست همان کاری که ما سه هزار سال پیش انجام می دادیم. جالب اینجاست امروز هالووین را تمام دنیا می شناسه ولی ما تیرماه سیزده شو را نمی شناسیم. حالا من و همکارانم هر چقدر هم اصرار کنیم مسئولین فقط می گویند، نداریم! ندارید؟ بنشینید و ببینید که یک روزی فرهنگ هایمان از بین رفته و مجبوریم از فرهنگ آنها را در جامعه استفاده کنیم مثل ولنتاین! در فرهنگ ما پر از روایت های عاشقانه است که متاسفانه در فرهنگ ما ریشه یابی نمی شود.
همین آقای یوسفیان، کتابچه ای را برای انتخابات چاپ کرده که پُل ساختم، بیمارستان ساختم ولی دریغ از اشاره به یک اتفاق فرهنگی در شهر آمل. اصلا چرا باید این همه مریض داشته باشیم که نیازمند بیمارستان باشیم؟ چون ما شاد نیستیم و چون کار آیینی وحدتی نداریم. شما آیین ها را حفظ کنید، سلامتی خود به خود به جامعه بر می گردد. چرا اینقدر افسرده داریم؟ یکی از ریشه هایش بحث مالی است ولی کشوری مثل برزیل که فقیرتر از ماست چرا از ما شادتر هستند؟ کاری که پایتخت، سیروس مقدم دارد انجام می دهد دارد ما را از بین می بد. چه چیزی پایتخت به ما اضافه کرد جز اینکه زبان ما را به مسخره بگیرد. چه چیزی از آیین ما گفت چه چیزی از درد مردم و قصه ما گفت؟ کاراکترهای مثبتش همه تهرانی هستند و کاراکتر های درب و داغانش همه مازندرانی! قبلا جوک هایی می ساختند در رابطه با آذری زبان ها و الان رفته به سمت لر ها. مطمئن باشید اگر این جوک ها به سمت مازندران بیاید ما تا آخر شبیه همین کاراکترهای پایتخت می شویم که همیشه خراب کاری می کنند. ما این سادگی را نمی خواهیم، ما در کنار این سادگی خیلی انسان های ریشه مند و با شعوری هستیم.
کمدی برای عامه ی مردم استفاده می شود چرا در رابطه با فرهنگ گیلان بخواهند حرف بزنند «پس از باران» یک تراژدی ساخته می شود؟ تراژدی برای قشر متفکر جامعه است. تراژدی زمانی که ساخته می شود ماندگار می شود مثل هملت یا اتللو و ... چرا برای مازندران کمدی می سازند؟ چرا پس از باران نمی سازند برای مازندران؟ مازندران که از فرهنگ غنی تری برخوردارد. مسئولین محترم، استاندار، دوستانی که پنبه کرده اند توی گوش هایشان، چرا فرهنگ ما باید ضعیف تر از گیلان باشد؟ چون  مسئولین آنها از کارگردان هایی که کار بومی انجام می دهند را حمایت می کنند.
از سی و دومین جشنواره فجر بگویید.
قبل از سی و دومین جشنواره فجر در این جشنواره شرکت نکرده بودم و دلیلش هم این بوده که فجر را قبول نداشتم ولی در خیلی از موارد اولین سوالی که از ما می شد این بود که در فجر هم حضور داشتید؟ من در جشنواره های بین المللی با کارگردانانی از ایتالیا و اسپانیا رقابت می کردم ولی در نگاه عموم حضور در جشنواره فجر اتفاقی پررنگ تر بوده که مجبور به حضور در این جشنواره شدم. تا کنون در سه دوره از جشنواره فجر حضور داشتیم. در سی و دومین جشنواره تئاتر فجر با نمایش «وَرف چال شهر زنان» شرکت کردیم. این نمایش برگزیده ی جشنواره مریوان شده بود و به همین واسطه در فجر از ما دعوت شد، تا جایی اجرای ما در فجر موفق بود که از ما خواسته بودند در اختتامیه هم حضور داشته بود و پربیننده ترین نمایش در آن دوره از فجر هم بودیم. از نکات جالب سی و دومین جشنواره فجر حضور آقای جنتی وزیر ارشاد حین اجرای نمایش ما بود که علی رغم جلسه ی کاری که داشتند ولی برای دیدن نمایش ما در سالن ماندند و پس از اتمام اجرای نمایش حاضرین در سالن شعار «روحانی مچکریم ...!» سر دادند. در سی و سومین جشنواره هم با نمایش «آیین نوا» شرکت کردیم و چون در همان روزها در آمل نیز اجرا داشتیم سریع به آمل برگشتیم.
به سی و چهارمین جشنواره فجر برسیم. جشنواره ای که در  چهار بخش کاندیدا شدید و در هر چهار بخش موفق به دریافت جایزه شدید؟
سی و چهارمین جشنواره فجر با «خوشه برنج» حضور داشتیم. از این بابت بسیار خوشحالم که در این دوره کارگردان هایی که شرکت کننده بودند، بارها عنوان می کردند که جایزه بهترین کارگردانی حق «خوشه برنج» است. ولی از نظر خودم خوشه یک کار معمولی شهرستانی است. خدا را شکر بچه های گروه سونَر هم کاملا بین المللی فکر می کنند و قابل مقایسه با فستیوال های بین المللی هستیم ولی به دلیل سن پایین خیلی از بچه های گروه امکان شرکت در این فستیوال ها در حال حاضر نیست. به این نکته هم باید اشاره کنم در تئاتر خیابانی، جشنواره 6 بخش برای داوری دارد و چون اجرای ما یک اجرای گروهی بود، دو بخش بازیگر نقش مرد و بازیگر نقش زن مورد داوری قرار نمی گرفت.
پس از موفقیت در سی و چهارمین جشنواره فجر و از جایی که «خوشه برنج» یک تِم آیینی و سنتی داشت از سوی مدیران جهت اجرای این نمایش دعوتی از شما صورت گرفت؟
از هیچ ارگان و مجموعه ای تا به این لحظه هیچ دعوتی از ما نشده بود. جا دارد از شورای شهر آمل و «محمد محمدی» مدیر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر آمل تشکر کنم که بسیار حمایت کردند.
بنابراین هستند کسانی که حمایت کنند.
ببینید؛ محمد محمدی به تنهایی در حال پیش بردن خیلی از اتفاق هاست. شهر به حدی ویران است که برای بهتر شدن شرایط نیاز به همکاری و همراهی گسترده تری است. وقتی شما نماینده ای دارید که فقط در زمان انتخابات به فکر جامعه ی هنری است و برای جمع آوری رای بیشتر اطرافیانش را به دیدن ما می فرستد و اگر در رزومه اش نگاه کنید هیچ چیزی از فرهنگ و هنر نوشته نشده است. از من دعوت شده بود که نمایش «ورف چال شهر زنان» را در صحن مجلس اجرا کنیم. نمایندگان استان های کرمان و یزد و ... استقبال می کردند و کارگردان استقبال نمی کرد و اما من اینجا از آقای یوسفیان خواستم قدم های اول و جهت اجرای صحن مجلس را بگیرند ولی این آقا در جواب گفته بودند که می تونید از روابط عمومی بهارستان پیگیر بشوید. باید از محمد محمدی یاد بگیرید، از آقای عبوری یاد بگیرید که چه اقداماتی در شهر ساری انجام داده است.
از هشتم بهمن بگویید، اجرا در سرمای منهای چهار درجه ی تهران.
یکی از سردترین روزهای تهران بود که حین اجرای ما دما حتی به منهای چهار درجه رسیده بود. گریم های ما با آب سرد بود و وزش باد سرد خیلی کار را سخت تر کرده بود. بعد از اجرا حاضرین دایره می زدند تا باد به بچه های ما نرسد و مردم خیلی محبت کردند.  از بچه های گروه که واقعا در آن روز سخت، اجرای بی نقصی را و به نمایش گذاشتند و نشان دادند که پتانسیل بهترین بودن را دارند، قدردانی می کنم.
از زمان برگشت به آمل بگویید. استقبال به چه شکلی بود؟
آقای محمدی و تعدادی از مسئولین شهری و تعدادی از دوستانی که کاندیدای مجلس بودند به استقبال گروه سونَر آمدند. می توان گفت این اولین استقبال این چنینی از یک گروه هنری در استان مازندران بود. اگر اشتباه نکنم این تندیس ها تا به امروز در استان مازندران نیامده بود مگر در زمانی که گرگان و آمل با هم بودند.
برای اجراهای بعدی به فکر پرداختن به چه آیینی هستید؟
تا این لحظه برای «خوشه برنج» هیچ اتفاقی رخ نداده و هیچ استقبالی از سمت هیچ مجموعه ای نداشتیم ولی از سوی استان های دیگر برای ثبت این نمایش در سایر نقاط کشور از ما دعوت شده است. ما نیز اعلام کردیم اگر از استان مازندران طی روزهای آینده اتفاقی صورت نگیرد، هیچ برنامه آیینی برای این استان نخواهم ساخت.
استفاده از چه آیتم هایی در تاثیر گذاری یک نمایش آیینی نقش دارد؟
برای من هیچ آیینی نسبت به آیین دیگر ارجحیت ندارد. پیدایش تئاتر از آیین های نمایشی بوده است. در گذشته قبایل مختلف زمانی می خواستند چیزی را از خدا بخواهند مثلا زمانی که باران می خواستند به شکل نمادین و یک فرم و به صورت جمعی دعا می کردند و آن اتفاق رقم می خورد چون وحدت وجود داشت.
با توجه به پیشرفت های تکنولوژی و وابستگی مردم به فضاهای مجازی و دوری از اماکن عمومی از نظر شما اجرای نمایش خیابانی تا چه میزان، توانایی ایجاد فضای سالم و جذب مخاطبین را دارد؟
ما در جشنواره بین المللی مریوان نمایش «هاپ» را اجرا کردیم که بعد از اجرا یکی از بچه های حاضر در سالن که کنار ما ایستاده بود دستش رابه روی سرش برد و گفت: یک خانواده را ویران کرد. ما تو هاپ داشتیم به مسائل مرتبط با موبایل و فضاهای مجازی می پرداختیم که دیگر پدر، مادر را نمی بیند و مادر، فرزند را. و این اتفاق تا ده سال بعد به شکل عجیبی ریشه خواهد دواند. مطمئن باشید تئاتر خیابانی یکی از بی واسطه ترین هنرهاست که تاثیر عمیقی خواهد گذاشت.


عمیق‌ترین ترس‌ها و باورها

IMAGE

دوشنبه, 23 اسفند 1395   محمد رضا شکری امیری   هرگاه در زندگی شرایطی پیش می‌آید که مجبور می‌شویم با بحرانی دست و پنجه نرم کنیم، به این موضوع فکر نمی‌کنیم که اگر امروز در برابر مشکلات، واکنش‌های مناسب از خود نشان دهیم، فردای سرشار از اعتماد به نفسی خواهیم داشت و تبدیل به فردی قوی‌تر می‌شویم. این...
ادامه مطلب...

باید پلاستیک را کنار بگذاریم

IMAGE

شنبه, 25 دی 1395   در گفتگو با رییس دانشکده منابع طبیعی ساری مطرح شد؛ باید پلاستیک را کنار بگذاریم.   احسان شریعت   استان مازندران از حیث دارا بودن جنگل ها و منابع طبیعی ارزشمند در کنار چند استان شمالی از ارزشمندترین مناطق کشور محسوب می شود. جنگل هایی که به نظر می رسد در دهه های گذشته از میزان...
ادامه مطلب...

تاراج طلای سبز در مقابل چشمان عقاب

IMAGE

شنبه, 25 دی 1395 جنگل های جگله ای، قربانی توسعه سارا ربیعی جنگل به اراضی بیش از نیم هکتاری گفته می شود که دارای درختانی با ارتفاعی بالای 5 متر و تاج پوشش بیش از 10 درصد (در تعریف ملی 5 درصد) بوده و یا درختان قادر باشند در حالت طبیعی به کیفیت مذکور برسند. اراضی که تحت کاربری زراعی، باغی و مسکونی...
ادامه مطلب...

قانون حمایت از منابع طبیعی

IMAGE

شنبه, 25 دی 1395 رضا شعبانی  دانشجوی دکتری حقوق خصوصی اصل 50 قانون اساسی: "در جمهوری اسلامی،حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسل های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند،وظیفه عمومی تلقی می گردد.از این رو فعالیت های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران...
ادامه مطلب...

مدیون پند و نصیحت پدرم هستم

IMAGE

شنبه, 25 دی 1395 گفت و گو با "رضا زارع"، مدیر فنی و داخلی چاپخانهزارع ساری "رضا زارع"، مدیر فنی و داخلی چاپخانهزارع ساری است. بیست و هفت سال دارد و تحصیل کرده رشته مهندسی برق است. او هم مثل سایر اعضای خانواده اش از کودکی با کار در چاپخانه آشنا شد و حین تحصیل در امور طراحی، لیتوگرافی، چاپ و صحافی...
ادامه مطلب...

دستان ایثار و ابتکار

IMAGE

شنبه, 25 دی 1395 معلولان از جامعه جدا نشوند بارها از ایثارگری های معلمان ایرانی شنیده ایم. معلمی که در آتش سوخت تا دانش آموزان کلاسش را نجات بخشد تنها نمونه ای از هزاران نمونه از ایثارگری ها و فداکاری های معلمان سختکوش این مرزوبوم است. این بار نیز معلمی در شهرستان گلوگاه مازندران، ایثارو عشق...
ادامه مطلب...

توسعه یافتگی در گرو سلامت روان

IMAGE

سه شنبه, 02 آذر 1395 پاسخ به سوالات اساسی   گرد آوری و تدوین:  سید بابک میرمبینی، دانشجوی دکترای روانشناسی منانه ملاح ، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی سیده فرزانه حسینی، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی توسعه‌یافتگی هر جامعه به سلامت روان افراد آن جامعه بستگی دارد. عامل بسیاری از ناهنجاری‌ها و...
ادامه مطلب...

نیروی دریایی ناکام در مازندران

IMAGE

شنبه, 21 شهریور 1394 دکتر علی رستم نژاد نشلی:به نظر می رسد اولین تلاش های جدی برای تاسیس نیروی دریایی توسط ایران در زمان نادر شاه افشار وقوع یافت. نادرشاه به اهمیت تاسیس نیروی دریایی برای حفظ امنیت سر حدات شمالی ایران آگاه بود. تلاش هاویادگیری از کمک های جان التون کشتی ساز انگلیسی با مرگ نادر و سپس...
ادامه مطلب...

نویسندگی شغلی است که حساب معنوی آن پر است ولی حساب مالی آن خالی است!

IMAGE

دوشنبه, 25 فروردين 1393 ندا کلایی:در اواخر زمستان به سر می بریم. برف و سوز آن سرمای سختی را به وجود آورده است و به دنبال آن سوز جدایی از «اسفندیار زرکوب تهرانی» نیز برآن افزوده است. به یاد دارم، تقریباً سه سال پیش بود که با او آشنا شدم؛ زمانی که تازه کار خبرنگاری را درروزنامه بشیر مازندران شروع کرده...
ادامه مطلب...

دریا نیوز حیا کن؛صدا و سیما را رها کن!

IMAGE

پنج شنبه, 29 اسفند 1392 شبکه ی استانی در سایت هادریا نیوز حیا کن صدا و سیما را رها کن!ماهنامه ارمون:«دریا نیوز» را می توان جدی ترین منتقد صدا و سیمای مازندران نامید. این سایت، بارها و با عناوینی مختلف، صدا و سیما را مورد انتقاد قرار داده است. در یکی از این نوشته ها؛ دریا نیوز به آماری که مدیر و قائم...
ادامه مطلب...

 

 

 

 

 

 

 

  

 

طراحی و ساخت : شرکت تحلیلگران ایده طبرستان