مجله ارمون - برای نسلی که بچه هایشان را با چادرشب بزرگ کردند مادران خیاطِ آشپزِ بافندهِ قصه گو ...

ماهنامه ارمون

آخرین خبرها :

برای نسلی که بچه هایشان را با چادرشب بزرگ کردند مادران خیاطِ آشپزِ بافندهِ قصه گو ...

رقیه توسلی:دیروز دختر همسایه پشت تلفن گفت که چایت را دم کن، دارم با یک بقچه حرف می آیم. بی انرژی و خسته آمد، بدون دختر کوچکش. هنوز نرسیده و ننشسته گفت: چقدر با مادرهایمان فرق می کنیم.

با آن مادرهای خیاط آشپز بافنده قصه گو. با آن زنان مهربان کم توقعی که هر روز با جاروهای دستی، تمام اتاق های خانه را پاکیزه می کردند و حیاط و حوض و باغچه را برق می انداختند. 

می رفتند کنار شیر گوشه حیاط، تشت می گذاشتند و ساعتها، رخت چرک ها را میان آب و برف چنگ می زدند و آرام و باحوصله روی بندها پهن می کردند و گلایه نمی کردند که خانه هایمان بزرگ است، ایوان و حیاط دارد، از رُفت و روب و شستشو و پُخت و پز خسته شده ایم.

بچه های قد و نیم قد به دنیا می آوردند و مادری می کردند و همیشه خدا، دور و برشان شلوغ شلوغ بود و وقتی مردشان پا به خانه می گذاشت پروانه می شدند دور سر زندگی شان.

مدام با احترام و عزت احوالپرسی می کردند و لبریز از آرامش و عشق، همسر و مادر بودند و سماورشان همیشه چای تازه دم داشت.

دختر همسایه بی استراحت از بقچه اش، حرف بیرون می آورد و می گفت: اصلا آنوقت ها بخاطر صبوری مادرهایمان بود که مزه دنیا را می چشیدیم و هم صبح داشتیم هم ظهر، هم ناهار و هم شام و هم رفت و آمد و هم دوست و همبازی ...

نمره مادرهای قدیم، بیست بود. آنها با همان لباس های ساده، آراسته ترین انسان های دنیا بودند. با همان لالایی ها و آهنگ ها و قصه های ناب. با همان انرژی و شادابی که صبح تا شب به پایمان می ریختند و با آن قناعت مثال زدنی. 

خیره به مادر جوان بودم که چطور چایش را مزه مزه می کند و آه می کشد و ادامه می دهد: یادش بخیر! همیشه عاشق خاله بازی هایی بودیم که با مادر و خواهر ها به راه می انداختیم. عاشق روزهایی که او با زنان همسایه و فامیل، بساط رب پزان و مربا پزان به پا می کرد و عاشق مهربانی های زنی که در سرما و گرما، مرغ و ماهی پاک می کرد ... نمی دانیم شاید آن موقع هم عاشق زنی بودیم که بی نهایت مادر بود.

حالا واقعا امکانات مان بیشتر شده و زندگی، تغییر سبک داده است. همین مواد بسته بندی، ماشین لباسشویی، همین تلفن، اینترنت، جاده ... اصلا همه چیز. حالا همه چیز هست اما از خودگذشتگی کمرنگ شده ... بچه هایمان یا مهدند یا مدرسه یا خانه مادربزرگ هایشان.

برگردیم به عقب و مرور کنیم مادرهای ما چه زمانه ی پُر زحمتی را پشت سر گذاشته اند و چطورهنوز و هر لحظه شاکرند. روی پیک نیک و علاء الدین پخت و پز می کردند و حمام عمومی شهر می رفتند و هر دو روز در میان، پنج  شش بچه را در شرایطی خسته کننده و سخت ، حمام می کردند، پشت دار قالی می نشستند و برای تشک های خواب شان، ساعت ها دورهم جمع می شدند و پشم باز می کردند 

صبح ها، خیلی زود بیدار می شدند تا بچه ها درخوابند، تندتند کارهای اولیه خانه و خریدهای روزانه را انجام بدهند. کهنه بشویند، نان را از آن صف های طولانی بخرند، به مرغ و خروس هایشان آب و دانه دهند و تخم مرغ ها را از مرغدانی بردارند و مهمانداری کنند.

حالا ما... همیشه خسته! آنهم تنها با یک بچه! با ماشین لباسشویی! با جاروبرقی! با لباس های مارک دار! صبوری مان انگار بین دود و ترافیک و بوق و کار و درس و ساختمان های قدبلند شیشه ای و آجری  هر روز  بیشتر گم می شود.

شنونده خوبی می شوم و دختر همسایه با پیچ و تاب و یادش به خیرهای بسیار به پیش می رود: انگاراز دیروزها فرسنگ ها گذشته است از نسل مادرهایی که نمره شان، بیست بود، از آن قدیم ها، از دوران مادرها و مادربزرگ هایی که بلد بودند بهار را برایمان بهار کنند و تابستان را تابستان. 

بلد بودند به داد دلهره ها و دردها و ترس هایمان برسند. همان مادرهایی که همیشه بودند. درب خانه را که می کوبیدیم آنان انگار آماده آمدنمان بودند تا هردفعه لبخندهای قشنگ شان را روی نگاهمان بپاشند.

نه مثل امروز ما که یا سرکاریم یا خسته ایم یا می خواهیم برویم سرکار یا بچه هایمان خوابند یا ما می خواهیم ببریم شان مهد یا با دغدغه و مشغله ای دست و پنجه نرم می کنیم و حضور کودکان مان را احساس نمی کنیم.

هستیم اما گرفتاریم. هستیم اما نه مثل مادرهایمان که هرروز دوش و آغوش و دست شان را به دخترها و پسرهایشان می دادند و در قلب هایشان مهر مادرانه می ریختند.

دختر همسایه بابغض از دلتنگی ها و کاستی ها و نیروی از دست رفته مادرهای امروز گفت و گفت و بعد بقچه خالی اش را برداشت و رفت. حالا من مانده ام با تمام خاطراتی که این مادر جوان خسته، خوب در چند ساعت به باغچه اش بیل زده است. با عکس های سیاه و سفید زن عزیزی که چهره اش آلبومم را پُر کرده و عطر محبت اش، تمام وجودم را. 

من مانده ام و فکر به دختر کوچک دختر همسایه مان که کاش این چند ساعت را کنار ما، میان حرف های عاشقانه مان می دوید و بازی می کرد و به دوست داشتن های مادرش زل می زد. به دلگویه های مادر جوان رنجوری که شاید مقصر نیست بابت این همه دوری و تلخی و خستگی ... 

من مانده ام با نیم نگاهی به گذشته و نیم نگاهی به آینده. من مانده ام با خاطره لبخندهای زیبایی که زنی بی نهایت مهربان و عاشق در اعماق هستی ام می ریخت و هرروز کنارم می ایستاد تا روزهای تازه را برایم پاگشا کند و رسم شادی و غم را به من بیاموزد. تا من هر بار صبوری زنانه اش را درس بگیرم و مرهمی مادرانه برای فرزندانم بیاندوزم.

 

 

 

عمیق‌ترین ترس‌ها و باورها

IMAGE

دوشنبه, 23 اسفند 1395   محمد رضا شکری امیری   هرگاه در زندگی شرایطی پیش می‌آید که مجبور می‌شویم با بحرانی دست و پنجه نرم کنیم، به این موضوع فکر نمی‌کنیم که اگر امروز در برابر مشکلات، واکنش‌های مناسب از خود نشان دهیم، فردای سرشار از اعتماد به نفسی خواهیم داشت و تبدیل به فردی قوی‌تر می‌شویم. این...
ادامه مطلب...

باید پلاستیک را کنار بگذاریم

IMAGE

شنبه, 25 دی 1395   در گفتگو با رییس دانشکده منابع طبیعی ساری مطرح شد؛ باید پلاستیک را کنار بگذاریم.   احسان شریعت   استان مازندران از حیث دارا بودن جنگل ها و منابع طبیعی ارزشمند در کنار چند استان شمالی از ارزشمندترین مناطق کشور محسوب می شود. جنگل هایی که به نظر می رسد در دهه های گذشته از میزان...
ادامه مطلب...

تاراج طلای سبز در مقابل چشمان عقاب

IMAGE

شنبه, 25 دی 1395 جنگل های جگله ای، قربانی توسعه سارا ربیعی جنگل به اراضی بیش از نیم هکتاری گفته می شود که دارای درختانی با ارتفاعی بالای 5 متر و تاج پوشش بیش از 10 درصد (در تعریف ملی 5 درصد) بوده و یا درختان قادر باشند در حالت طبیعی به کیفیت مذکور برسند. اراضی که تحت کاربری زراعی، باغی و مسکونی...
ادامه مطلب...

قانون حمایت از منابع طبیعی

IMAGE

شنبه, 25 دی 1395 رضا شعبانی  دانشجوی دکتری حقوق خصوصی اصل 50 قانون اساسی: "در جمهوری اسلامی،حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسل های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند،وظیفه عمومی تلقی می گردد.از این رو فعالیت های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران...
ادامه مطلب...

مدیون پند و نصیحت پدرم هستم

IMAGE

شنبه, 25 دی 1395 گفت و گو با "رضا زارع"، مدیر فنی و داخلی چاپخانهزارع ساری "رضا زارع"، مدیر فنی و داخلی چاپخانهزارع ساری است. بیست و هفت سال دارد و تحصیل کرده رشته مهندسی برق است. او هم مثل سایر اعضای خانواده اش از کودکی با کار در چاپخانه آشنا شد و حین تحصیل در امور طراحی، لیتوگرافی، چاپ و صحافی...
ادامه مطلب...

دستان ایثار و ابتکار

IMAGE

شنبه, 25 دی 1395 معلولان از جامعه جدا نشوند بارها از ایثارگری های معلمان ایرانی شنیده ایم. معلمی که در آتش سوخت تا دانش آموزان کلاسش را نجات بخشد تنها نمونه ای از هزاران نمونه از ایثارگری ها و فداکاری های معلمان سختکوش این مرزوبوم است. این بار نیز معلمی در شهرستان گلوگاه مازندران، ایثارو عشق...
ادامه مطلب...

توسعه یافتگی در گرو سلامت روان

IMAGE

سه شنبه, 02 آذر 1395 پاسخ به سوالات اساسی   گرد آوری و تدوین:  سید بابک میرمبینی، دانشجوی دکترای روانشناسی منانه ملاح ، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی سیده فرزانه حسینی، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی توسعه‌یافتگی هر جامعه به سلامت روان افراد آن جامعه بستگی دارد. عامل بسیاری از ناهنجاری‌ها و...
ادامه مطلب...

نیروی دریایی ناکام در مازندران

IMAGE

شنبه, 21 شهریور 1394 دکتر علی رستم نژاد نشلی:به نظر می رسد اولین تلاش های جدی برای تاسیس نیروی دریایی توسط ایران در زمان نادر شاه افشار وقوع یافت. نادرشاه به اهمیت تاسیس نیروی دریایی برای حفظ امنیت سر حدات شمالی ایران آگاه بود. تلاش هاویادگیری از کمک های جان التون کشتی ساز انگلیسی با مرگ نادر و سپس...
ادامه مطلب...

نویسندگی شغلی است که حساب معنوی آن پر است ولی حساب مالی آن خالی است!

IMAGE

دوشنبه, 25 فروردين 1393 ندا کلایی:در اواخر زمستان به سر می بریم. برف و سوز آن سرمای سختی را به وجود آورده است و به دنبال آن سوز جدایی از «اسفندیار زرکوب تهرانی» نیز برآن افزوده است. به یاد دارم، تقریباً سه سال پیش بود که با او آشنا شدم؛ زمانی که تازه کار خبرنگاری را درروزنامه بشیر مازندران شروع کرده...
ادامه مطلب...

دریا نیوز حیا کن؛صدا و سیما را رها کن!

IMAGE

پنج شنبه, 29 اسفند 1392 شبکه ی استانی در سایت هادریا نیوز حیا کن صدا و سیما را رها کن!ماهنامه ارمون:«دریا نیوز» را می توان جدی ترین منتقد صدا و سیمای مازندران نامید. این سایت، بارها و با عناوینی مختلف، صدا و سیما را مورد انتقاد قرار داده است. در یکی از این نوشته ها؛ دریا نیوز به آماری که مدیر و قائم...
ادامه مطلب...

 

 

 

 

 

 

طراحی و ساخت : شرکت تحلیلگران ایده طبرستان