مجله ارمون - شرحي بر (هشتهاي كف دست) مجموعه غزل هاي «حسن حسن پور»/تراژدي مرگ عاشق، در خوانشي تازه

ماهنامه ارمون

آخرین خبرها :

شرحي بر (هشتهاي كف دست) مجموعه غزل هاي «حسن حسن پور»/تراژدي مرگ عاشق، در خوانشي تازه



ماهنامه ارمون /احسان مهديان :قصد ندارم در پي  بيان تاريخ شعر و تحولات آن باشم اما نمي توان غزل معاصر و تدبيرهاي بديع و صنايع جنون آور آن را ناديده انگاشت.
مجموعه اي كه پيش رو داريم در 87 صفحه توسط انتشارات شلفين ساري و آواي مطهر قم، در سال 1391 منتشر و در نمايشگاه بين المللي كتاب تهران عرضه گرديد.
در شرحي كه مي خوانيد قصد بررسي همه ي اشعار و غزل ها
ي كتاب را ندارم بلكه بدين  وسيله براي آشنايي بيشتر خوانندگان با منطق شعرهاي اين كتاب، چند مولفه را بازخواني و به چند غزل نيز خواهيم پرداخت. اميدوارم خوانندگان با رويكردهاي خود، جهان انديشه گي شاعر را بارورتر كنند.

1 ) -  پارادوكس
مجموعه ي غزل هاي شاعر جوان ساروي «حسن حسن پور»، نشان از بزرگي هاي او در آينده اي نه چندان دور دارد. اگرچه همين امروز هم نگاه نافذ و عجيب او در سرايش غزل، گاهي چنان غافل گيرم مي كند (غزل ص 9) كه حرفي براي نوشتن نمي ماند.

 

 

مات ماندم که چرا اینهمه زیبایی را

   به تو داد و به من آموخت شکیبایی را

اين بيت آغاز غزلي است كه فقط 4 بيت دارد! اين روزها كه درازگويي و بلند نويسي نوعي عادت و اپيدمي شده است، مختصر غزل نوشتن و اين گونه باعث جنون خواننده شدن، از غزلي كه از همان ابتدا با خالق و پرورگارعالميان و هم چنين درمتن ِ مخلوق خود (غزل) حرف مي زند و ازعشق كه محو جمال معشوق است، به نوعي خرق عادت كرده است كه در حالت معمول نمي گنجد، يعني سخني تازه را خواهيم خواند! و با جهان زيبايي شناسي آثاري روبرو مي شويم كه گاه شك برانگيز و گاه غافلگير كننده هستند.
آفرینش وسیله ي ظهور حق و زمینه ي معرفت و عشق خلق به آن معشوق حقیقی است. عشق عرفانی، یک عشق دو سره است چنان که دیدیم همین عشق حق به جمال خویش، عامل تجلی وی و در ... کی جمادی محو گشتی، در نبات ... است (اين موضوع سخن ما نيست و از آن فعلا مي گذريم.)
غزل مقوله اي است كه خواننده و خالق اثر، هردو را، به مكاشفه اي تازه مي كشاند. بياييم با هم نخستين غزل اين مجموعه را پي بگيريم و بيت انتهايي را مجددا بخوانيم:

 

تو شریک غم و اندوه نبودی چه کنم

با که قسمت بکنم ظلمت تنهایی را

در بيت اول و مصرع دوم آن، از شكيبايي هايي كه خداوند در تحمل اين همه زيبايي به  عاشق داد، ياد مي شود اما در بيت انتهايي و در مصرع دوم، ظلمت تنهايي را كه نصيب عاشق شده است، به تصوير مي كشد. اين پارادوكس عجيب و غافلگيري اديبانه در غزل 4 بيتي اين كتاب، اوج شاعرانگي و نشان از قدرت در بافت غزل است. همان گونه كه سعدي بزرگ را به چنين مكاشفه ي (متناقض نمايي) كشانده و شيخ اجل را به اعترافي اين گونه وامي دارد:

 

«همه عمر برندارم سر از این خمار مستی          که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی»
تناقض نمايي، يكي از مولفه هايي است كه شعر را به بهترين وجهي نمايان كرده و با تعليق و لايه مند كردن اثر، معنا را به تاخير انداخته و باعث تفكر مخاطب مي شود و همين خصوصيات بارز و زيبايي شناسانه، باعث تفكيك يك شعر از يك متن ادبي يا منظومه اي داستاني است.

2 ) -  تصويرسازي
همانگونه كه ناشر محترم در مقدمه كتاب اشاره دارد، شاعرانگي؛ در غزل هاي اين كتاب، قرباني مخاطب يابي نمي شود بلكه با جهان و عناصر پيراموني، با منطق غزل و شاعرانگي آن و زبان ادبي روبرو شده است  و در موازات آن، عشق را به تصوير مي كشد و جان عاشق را بر صفحه ي كلمات مي نگارد.
در اين مجموعه، يك رفتار امروزين و آگاهانه نيز با موضوع تغزل و عشق ورزي ها، درآميخت (3 بيت انتخابي از غزل ص 17) كه جالب و خواندني است و باعث جذابيتي دوچندان مي گردد:

آخر رگم را بی تو در این بند خواهم زد

بعدش به روی مرگ هم لبخند خواهم زد

دیوانه ام آنقدر که با هر خود آزاری

بر عکس مردم روی زخمم قند خواهم زد

من با خودم راحت ترم بیهوده می کوشی

قید تو را هم آخرش هر چند خواهم زد

تئوري و نظريه سازي ها حكايت از ارجاع شعر به خود دارد. يعني خود شعر، براي شعر، منطق مي سازد و دچار هجمه منطق بيروني نمي شود تا تحت فشار آن چه واضح است، به تكرار مكررات بپردازد. يكي از رفتارهاي عيني چنين رويكردي، اين است كه حتي براي اجراي تهديدهاي خودآزارانه نيز جايي به جز درون بيت ها نشان نمي دهد و در اين بيت مي نويسد: (آخر رگم را بی تو در این بند خواهم زد) يعني محل اتفاق، بندي از همين غزل است نه مكان ديگري در بيرون از شعر!
در واقع با همان تناقض نمايي، به شدت در حال جلو رفتن و معنا سازي شگرف است و مهم تر اين كه شعر در فرايند خود، به خلق تصاويري متنهي مي گردد (غزل ص 20) كه درخشان و برجسته هستند و به نوعي خلق زيبايي هاي مدرن مي رسد.

حتی نگاه تو به حالم گریه می کرد

بر این تن رو به زوالم گریه می کرد

حتی زن کولی به دستم خیره ماند  و

با دیدن دستم به فالم گریه می کرد

تصاوير در خود يك ره آورد كاملا كلاسيك و مستعمل ندارد (ادامه غزل ص 20 در ص 21). اصولا با يك عكس، به عنوان تصوير روبرو نيستيم بلكه رويكرد بسيار تازه و مدرن كه در واقع نوعي حركت و جان در تصاوير است را نشان مخاطب مي دهد و خواننده از اين تصاوير و ديدن هاي آن كه تلفيقي از عينيت زندگي و ذهنيت فال هاست، دل زده نمي شود بلكه همچون من كه يك خواننده هستم، شعر را دنبال كرده و تا انتهاي تصاوير، پيگير پايان ماجرا خواهد بود (پاياني كه در غزل باشد و يا پاياني كه خواننده برايش تصورمي كند).
 3 ) -  معماري واژگاني
شاعر؛ کلمات را با معماهای هستی فراتر از زمان و فضا در می‌‌آمیزد، فراتر از فرهنگ و جغرافیا پای گذاشته و در قلمرو جهانی از تجارب انسانی، اثر را خلق می‌کند، شعر می‌آفریند و حادثه مي سازد.
حتي همين «حتي»  كه تكرار شد (غزل ص 20 و21)، اگرچه با نگاه سطحي شايد باعث ايراد گيري و يا ضعف انگاشته شود اما اين تكرار در خود هم، زمان ريتم  واقعي از يك زندگي تكراري و كسالت آور را به نقد مي كشد و در موازات آن، نشان از درهم بودن شخصيت معشوق با زن كولي است كه فال مي گيرد و از يك اتفاق در آينده خبر دارد و آن را در ادامه غزل، به زيبايي در روزنامه ها منعكس كرده و مي گويد: «در اين اتفاق، حتي ستون تسليت روزنامه هم گريه مي كنند!»
لذا اين تكرار به خودي خود، باعث خوانشي تازه از اين هم آوايي ها شده است كه دقيقا نقطه قوت شعراست.

ماهی که هر شب خیره بر چشمان من بود

با دیدن روح زلالم گریه می کرد

حتی ستون تسلیت در روزنامه

وقتی نوشت از ارتحالم گریه می کرد

اگر چه گريستن روزنامه، يك تكنيك در صنعت ادبي است (روزنامه كه گريه نمي كند!) اما پيچيدگي كار به جايي مي رسد كه تصوير شكل گرفته، حكايت از عمق فاجعه اي دارد كه گويا يك اتفاق همگاني و عمومي  رخ داده است، نه عاشق يا معشوق كه گويي خود «عشق»، مرده است!
نه يك آگهي تسليت و نه بستگان و دوستان بلكه آن روز يك غم فراگير رخ داده است، تراژدي غمگيني كه قهرمانان را مغلوب سِحر خود مي كند.
چنين تخيل و پرورش روايت در يك غزل، آن قدر شورانگيز است كه حال و هواي خواننده را عوض كند. اگر چه ابياتي در اين غزل ها به نوعي تراژيك است و احتمالا آزار دهنده هم  خواهد بود اما شعر است و كشف رابطه هايي جديد كه گاه سرخوشي و گاهي با خود اندوه مي آورد و در واقع  دست به معماري جالبي مي زند كه به جذابيت غزل مي افزايد و در اين خوانش نيز به «حتي»، از دريچه اي ديگر اشاره كردم.

4 ) –  تعليق و خود ارجاعي
عمومی کردن تجربه، یعنی عمومی کردن آن ‌چه در متن هنری زیسته شد، شعری که راه به باورهای بي مفهوم ندارد. اما با توانايي و تجربه، این معادله را به عکس می‌گیرد. تجربه‌های‌ خصوصی، تنها تجربه‌های خصوصی باقی می‌مانند و سهم مخاطب در این میان،‌ شراکت در خصوصی‌ترین زبان شعر است. چنین تجربه‌یی، نه فقط خود زندگی که‌  خود شعر است.
در غزل ص 27 كه دو بيت آن گزينش شد، به چنين رويکردي به وضوح مي پردازد. جايي كه انتهاي آن فقط تكرار يك انگاره است:

نگاه میکنی و دلخوشی که در قفسم

و زخم خورده گرفتار آخرین نفسم

زمانه بی من و تو انزجار ثانیه هاست

اگر به تو نرسم! وای اگر به تو نرسم

يك بار ديگر تراژدي بي سرانجامي؛ را در اين غزل مي خوانيم و مبهوت (پايان بندي باز) آن مي شويم. جايي كه شعر از حركت ايستاد اما در ذهن خواننده گويي ماده اي مذاب، قصد فوران و آتش فشان دارد و قرار است تمام شوريدگي هاي عاشقانه غزل را در جسم و روح خواننده پرورش بدهد. اين بستر سازي و هنر تعليق، يكي از شيوه هاي امروزين است كه  شاهد تسّري آن هستيم اما كم تر موفقيت آميز در مي آيد و اين در غزل، مشاركت خواننده را خواه ناخواه با غزل دارد و با همراه كردن آن دست به زايش خواهد زد. واي اگر به تو نرسم، واي اگر به تو نرسم... حالا چه خواهد شد؟!
اين شگرد در يك ظرافت و پيچيدگي كه ذات زبان ادبي است در غزل ص 48 و 49 نمايان مي شود:


چقدر شب بکشم تا تو را ستاره کنم
وهر غروب بیایم تورا نظاره کنم

چقدر هرکه زحال خراب من پرسید

به خشکسالی فواره ها اشاره کنم

ستاره و شب و موهات شعر و نقاشیست

چقدر شب بکشم ... روز پاره پاره کنم

در اين جا نيز ابياتي برگزيده شدند و مي توانيد غزل كامل را در كتاب بخوانيد. شاعر اگر چه به كار تغزل، تبحر دارد ولي آن را تنها به تاثير معشوق نسبت داده و خود در يك تناقض رفتاري گير كرده است ليكن به امري كه اعتراف مي كند، جاي مفهومي، جز خود شعر ندارد.
 يعني در بيرون و در اجزای پيراموني، به دنبال معنا و مفهوم آن نبايد بود. اين روشمندي، نوعي زيبايي منشعب از كردار و رفتاري شاعرانه است. واضح تر بگويم كه دليل اين رفتار خودِ شعر است و بايد علت آن را در خودِ شعر جستجو كرد و البته اين تكنيك زيباي غزل، باعث عمق بخشيدن به ابيات آن مي گردد.
فاكتورهايي كه در اين غزل موجب اين خوانش شده است، نشان مي دهد كه نوعي رفتار اعتراضي در فرايند غزل جاريست و اين فرايند، منتهي به پنداري بيهوده شده است و بيهودگي خود، نتيجه ي كاملي نيست و بار ديگر شبي ديگر و غزلي ديگر...  پس انگاره ايست كه محرك اصلي ايجاد غزلي ديگر بعد از نوشتن و دريدن و سوزاندن و سوخته شدن خواهد بود و در واقع بايد اعتراف كنم كه چه بيهودگي كارسازي!
اگر از غزل هاي صفحات 50 – 55 (شعر زيباي مربوط به پايداري و مقاومت، يكي از برترين غزل ها در ژانر دفاع مقدس) تا 58 يا غزل هاي ديگر، سخني به ميان نيامد، اصولا به محدوديت هاي ديگر، از جمله؛ موفقيت در جايزه هاي ادبي و پرداخته شدن هاي چندباره و گريز اين نگارنده از تكرار مكررات و امثال آن بر مي گردد و اميدوارم شما خوانندگان گرامي تا پايان با غزل هاي (هشت هاي كف دست) همراه باشيد.
در پايان يكي از غزل هاي اين مجموعه را از صفحه 80 انتخاب و پيش روي تان مي گشاييم و تاكيد مي كنم كه اين مجموعه، يكي از مجموعه غزل هاي موفق در عرضه اشعار مفهومي و معنا گرايانه توام با تجربيات مدرن، در سال هاي اوليه دهه 90 در شعر فارسي است و به اعتقاد من هم جسارت و دايره واژگان ممتازي در اين مجموعه ظهور و بروز نمود و مي تواند براي جوان ترها الگوي مناسبي باشد.

قامت سبز من خميده شده،  سينه هايم نشيمن تبراست

پيك  پاييز زوزه اي سر داد  كه هم اكنون زمانه سفر است

حيف شد شاخه ها ترك خوردند  ريشه از خاك سرد بيرون ماند

حيف شد شاخه هاي من  ظلمت مرگ را بارور است

اي تبر زن دلت به رحم آيد  تبرت تكه تكه ام كرده است

التماس درخت را بشنو  وصدايي كه باز بي اثر است

از تبر بوي مرگ مي آيد  دست بردار از اين تبر اي پير

هدفت هيزم نيازت نيست  هدفت انحطاط پرخطر است

ديگر از استواري جنگل   تكه اي خاك ماند و خاكستر

اي درختان دگر دعا نكنيد  كه دعاي درخت بي اثر است

براي شاعر ارجمند اين مجموعه، «حسن حسن پور» آرزوي موفقيت نموده و از خوانندگان عزيز به دليل دراز نويسي خود كه ناشي از كيفيت بالاي اشعار اين مجموعه بود، عذر تقصير دارم و به مجله ارمون براي اهميتي كه به ادبيات و شعر مازندران مي دهد دست مريزاد مي گويم.

 

آدم های خوشبخت کتاب می خوانند

IMAGE

دوشنبه, 23 اسفند 1395 یک بغل رمان برای فروردین رقیه توسلی جایی خواندم کتابخوانی بر گنجینه لغات مان می افزاید و ما را می برد به دنیای بی حصار خیال، پای همان پلی که نسل ها را به هم می رساند. خواندم، فرصت می دهد از سطح بگذریم و به مفهوم خوب و بد و درست و غلط، عمیق تر بیندیشیم. دوستی کردن می آموزد به ما،...
ادامه مطلب...

حالش را از نارنج ها بپرسید

IMAGE

شنبه, 25 دی 1395 فاطمه خنیده باید هفته‌ها می‌گذشت تا بتوانم در مورد سینمایی بنویسم که به گفته‌ی مادرم آخرین بار وقتی یک دختربچه‌ی پستانک به دهانِ جیغ جیغو بودم، برای دیدن فیلمی که فقط یادش است علیرضا خمسه در آن بازی می‌کرد به آنجا رفتیم. هیچ زمینه‌ی ذهنی از سینمایی که قرار بود درموردش...
ادامه مطلب...

روایتی از یک تاریخ زنده سه سال و یک قرن

IMAGE

پنج شنبه, 27 اسفند 1394 ناکشا یاران: «افشین آذریان» هنرمند سینما و تئاتر تنکابنی این روزها مشغول پشت سر گذاشتن مراحل نهایی یک مستند از زندگی چهره‌ای تاریخی است. شخصیتی که هم تاریخ را به خوبی می‌شناسد و هم برای خود یک تاریخ کامل است. مستند «سه سال و یک قرن» به تهیه‌کنندگی «افشین آذریان» و انجمن...
ادامه مطلب...

مازندران؛ نگین انگشتری سرزمین آریایی ها

IMAGE

دوشنبه, 26 اسفند 1392 مریم عبدالهاشم پور:سرزمین چهار فصل و هزار رنگ مازندران بیش از هر دیار دیگری در گرما گرم تابستان و سرما سرد زمستان سخاوتمندانه با دریا و کوه و جنگل و رود و آبشار و تالاب و همه زیبایی هایش آغوش می گشاید تا به تو و هر انسان دیگری بگوید؛ این جا، موزه اکوتوریسم ایران است و نگینی روی...
ادامه مطلب...

سینما برای فیلم یاسینما برای کنسرت؟

IMAGE

یکشنبه, 21 مهر 1392 چند باری است که در تنها سینمای مرکز استان، هراز گاهی کنسرت برگزار می شود. وقتی از خواننده و ارکستر و کنسرت خبری نیست، فیلم های ضعیف و بی محتوا روزها و شب های متوالی در سالن سینما جاخوش می کنند و البته موجب می شوند دخل و خرج سینما به ضرب و زور، جفت و جور شوند وگرنه فیلم های خوب،...
ادامه مطلب...

کندو کاوی در باره تعیین استاندار آینده مازندران ریسک بزرگ پذیرش مسئولیت استانداری

IMAGE

شنبه, 16 شهریور 1392 حسین برزگر ولیکچالی ؛روزنامه نگار و مدرس دانشگاه: مراسم تحلیف هفتمین رئیس جمهور اسلامی ایران سیزدهم مرداد 1392 برگزار شد و حجت الاسلام والمسلمین دکتر «حسن فریدون روحانی» به عنوان رییس جمهور منتخب مردم ایران در انتخابات 24 خرداد 1392 سوگند یاد کرد. از سوی دیگر در همین روز، اسامی...
ادامه مطلب...

شرحي بر (هشتهاي كف دست) مجموعه غزل هاي «حسن حسن پور»/تراژدي مرگ عاشق، در خوانشي تازه

IMAGE

جمعه, 11 اسفند 1391 ماهنامه ارمون /احسان مهديان :قصد ندارم در پي  بيان تاريخ شعر و تحولات آن باشم اما نمي توان غزل معاصر و تدبيرهاي بديع و صنايع جنون آور آن را ناديده انگاشت. مجموعه اي كه پيش رو داريم در 87 صفحه توسط انتشارات شلفين ساري و آواي مطهر قم، در سال 1391 منتشر و در نمايشگاه بين المللي كتاب...
ادامه مطلب...

 

 

 

 

 

 

طراحی و ساخت : شرکت تحلیلگران ایده طبرستان