ماهنامه ارمون

آخرین خبرها :

سینما برای فیلم یاسینما برای کنسرت؟


چند باری است که در تنها سینمای مرکز استان، هراز گاهی کنسرت برگزار می شود. وقتی از خواننده و ارکستر و کنسرت خبری نیست، فیلم های ضعیف و بی محتوا روزها و شب های متوالی در سالن سینما جاخوش می کنند و البته موجب می شوند دخل و خرج سینما به ضرب و زور، جفت و جور شوند وگرنه فیلم های خوب، مظلوم و مهجور، با تماشاگرانی که در هر سانس؛ تعدادشان به انگشتان دست و پا هم نمی رسد، دو سه شبانه روز تحمل می شوند و بعد.......
جمعی می گویند: «چه اشکالی دارد؛ مردم را به خاطر کنسرت هم که شده، با سالن سینما آشتی داد؟» عده ای دیگر هم می گویند: «سالن سینما برای نمایش فیلم سینمایی ساخته شده، پس فقط نمایش فیلم ولاغیر!»
اما هر دو گروه فراموش نکنند که مرکز استان سالن مناسبی برای کنسرت ندارد و سالن های غیر سینمایی یا خیلی کوچک اند یا خیلی بزرگ و نیز از یاد نبرند؛ مدت هاست که به هزار و یک دلیل، سالن سینما برای نمایش یک فیلم پر نشده و سینما؛ با سیلی صورتش را سرخ نگه می دارد! حالا، «هر چه می خواهد دل تنگ تان، بگو!»
سردبیر 



نظر موافق
کنسرت در سینما
علی سروی

سابق بر این جسته و گریخته، کنسرت خواننده ای یا اجرای گروه تئاتری یا نمایش فیلمی خاص، در سینما سپهر برگزار می شد اما هیچ وقت با برنامه و به صورت منظم برگزار نشده بود. یکی از دلایلش این بود که این جا ساری است و آدم هایی که در راس امور بودند، صلاح نمی دانستند؛ کارهایی که در مرکز کشور، امری طبیعی می نماید، در یک مرکز استان بدعت گذاری شود. تشخیص این بود که به هر حال این جا یک شهرستان است و ظرفیت چنین کارهایی را ندارد! لاجرم نسخه فورا پیچانده می شد که؛ نه و صلاح هم نیست و البته چه کسی حوصله دردسر داشت.
رکود سینما هم چنان ادامه دارد. سینماهایی که علاوه بر رقیب های خانگی و سی دی های توی بازار، قبل از هر چیز؛ به خودشان باخته بودند، روز به روز فرسوده تر می شدند و پیرتر. هزینه های بازسازی این صنعت قرن نوزدهمی، خود یک معضل بزرگ بود. صدا قطع می شد و تصویر خوب روی پرده نمی افتاد. با این حال؛ این ها را می شد تحمل کرد اما با فیلم بد چه می شد کرد؟ فیلم هایی که رقبای تراز اول خارجی داشتند اما نه در سینماهای دیگر بلکه در خانه های مردم. سینما در سال، چند تا «کلاه قرمزی»، چند تا «اجاره نشین ها»، چند تا ـجدایی نادر از سیمین»، چند تا «آدم برفی» می خواست که بعد از گذشتن از دهلیز سفت و سخت مجوز اکران، روی پرده بنشینند و نجات پیدا کند و نمیرد و نشود مثلا؛ «فرهنگ» ساری یا «فجر» قائم شهر؟ سینمایی که حتی ساختن فیلم های عامه پسند را هم درست و حسابی بلد نبود، فیلم های دختر و پسری اش؛ حوصله ی دخترها و پسرها را سر برده بود و جالب این بود که این فیلم ها راحت ترمجوز می گرفتند.
در چنین حال و احوالی؛ مدیران سینما هم برای جلب توجه ی مردم هیچ برنامه ای نداشتند. آن ها نمی دانستند؛ چه باید بکنند و تازه اگر هم برنامه ای داشتند، به دردسرش نمی ارزید! سینمای دولتی، مانند؛ اقتصاد دولتی و ورزش دولتی، منتظر اقدامات و نیم نگاه های دولت می ماند و مالک خصوصی هم ترجیح می داد ملک با ارزشش را بفروشد یا تغییر کاربری بدهد و یا برود پی کاری نان و آب دار. این وسط؛ خدا می داند، چند آپاراتچی، چند بلیت فروش، چند کنترل چی، بیکار شدند و بی نان و نوا. در این بین، سینما سپهر؛ چه آن زمانی که فیلم های «جشنواره فجر» به شهرستان ها آمد و چه در زمان بی رونقی این سینما، همیشه سرپا بود و یکی از بهترین سینماهای استان.
برنامه ای که اخیرا برنامه ریزان این سینما به صورت منظم دنبال می کنند، ایجاد فضایی برای جذب مخاطب است. آن
ها آدرس را درست رفته اند؛ یکراست رفتند سراغ موسیقی. برنامه ای که سابق بر این، به عنوان «پیش پرده» ی فیلم های سینمایی در نظر گرفته می شد.
ابتدا با «ابوالحسن خوشرو» شروع کردند. بعد هم نوبت به «خواجه امیری» و «رضا صادقی» و «بنیامین» رسید. مردم؛ هربار بیش از پیش، استقبال می کردند. قیمت بلیت ها بالا بود، با این همه خریدار داشت و همین موضوع، مدیران این سینما را برای کشاندن هنرمندی دیگر به ساری، ترغیب می کرد. این وسط؛ تلفن ها یا اشاره و کنایه هایی بود که؛ «این چه بساطی است؟» و غیره! احتمالا از جانب کسانی که خودشان یک بار هم به سینما نرفته اند. به یاد داریم، مدیری را که در همین سینما سپهر، با افتخار گفته بود: «تا به حال پا به سینما نگذاشته ام!»
بدیهی است، سینماها؛ فیلم بد نمی سازند. این آدم ها هستند که اخلاق را زیر پا می گذارند. اگر فیلم ناهنجاری ساخته می شود، سینما مقصر نیست. این رابطه به صورت منطقی قابل اثبات است! حرف مدیر سابق، زمانی؛ غیرقابل تحمل می شود که بدانیم، از زبان متولی امر درآمده نه یک کارشناس در حوزه ای دیگر!
تحریم موسیقی برای شهرستان، به خاطر بی ظرفیتی یک آقا و بی حجابی یک خانم و شش و هشتی بودن یک آهنگ و موی فشن نوازنده، چاره ی کار نیست. زیرا که موسیقی؛ مقصر ناهنجاری اخلاقی نیست. این ناهنجاری ها را باید در جایی دیگر ریشه یابی کرد.
حالا که شهرستان هایی مثل؛ ساری، از امکانات اولیه ی (سالن برای اجرای کنسرت) اجرای کنسرت و موسیقی، محروم هستند، چه اشکالی دارد؛ سینما این وظیفه را برعهده بگیرد؟ مردم نشان دادند که از این موضوع استقبال می کنند و سینما هم با حضور مردم، زنده و سرپا است. گرچه این آخرین و تنها راه حل موجود برای پررونقی سینما نیست اما برای آشتی دوباره ی مردم با سینما، به صورت مقطعی، فکر بدی هم نیست.


نظر مخالف
کامبیز میرزایی
عضو انجمن فیلم کوتاه ایران و کارشناس ارشد سینما:
کسی حق ندارد در سینما، چیزی غیر از فیلم سینمایی به نمایش بگذارد

با کامبیز میرزایی درباره رکود سینما و اجرای کنسرت موسیقی در سینما صحبت کردیم و او نظرش را این گونه با ما در میان گذاشت:
این که چرا سینما مخاطبین خود را از دست داده، یک سوال چند بعدی است، چون از ابعاد مختلف قابل بررسی است. اول باید دید؛ رویکرد مخاطب نسبت به مدیومی به نام سینما چیست. سینما زمانی مخاطب داشت که مدیوم های دیگر، مانند؛ تلویزیون، خیلی ضعیف بودند. تعداد شبکه ها کم بود و رسانه های ارتباط جمعی قدرتی نداشتند. امروزه با ازدیاد شبکه های تلویزیونی و وجود کلوپ های ویدیویی و گسترش روز افزون تکنولوژی، مخاطب؛ نیازی به سینما ندارد. اوعافیت طلب شده و ترجیح می دهد؛ فیلم های سینمایی را توی لب تاپ یا کامپیوترش ببیند؛ به این صورت، هزینه ایاب و ذهاب نمی دهد و توی خانه اش این فیلم ها را می بیند. از طرفی دیگر، شما وقتی می خواهید به آسیب شناسی جریان های هنری در کشورهای جهان سوم بپردازید، به ناچار باید رویکردهای سیاسی را نیز مد نظر قرار دهید. متاسفانه سینما و تئاتر، خوب مدیریت نمی شوند. انگار نمی خواهیم سر و سامانی به وضعیت این هنرها بدهیم و با این وضعیت، سر و سامانی هم نخواهند گرفت. مدیریت کلانی که تصمیم می گیرد؛ ماهواره ها را از پشت بام مردم جمع می کند، حتما می تواند جلوی کپی رایت ها را بگیرد اما به هر دلیل نامعلوم، این کار را نمی کند! عزمش را جزم نمی کند که این کار را انجام دهد. شاید برایش مهم نیست که جلوی یک کار غیرقانونی و قاچاق را بگیرد. مدیریت کلان است که باید تکلیف خانه سینما را مشخص کند. دو سال است که خانه سینما بلاتکلیف است. در دهه شصت، بابل چهار سینما داشت؛ همگی آن ها مخاطب داشتند و پررونق بودند؛ به یکباره با عوض شدن رویکرد های اجتماعی و سیاسی دو سینما بسته شد.
زمانی که مدیریت کلان تصمیم گرفت، بی حساب و کتاب؛ شبکه های تلویزیونی را افزایش دهد، مردم دیگر به جز در مواردی استثنایی، نیازی به سینما پیدا نکردند. در دهه شصت، در هفته؛ یک فیلم سینمایی پخش می شد. الان شما هر شبکه را نگاه کنی، یک فیلم سینمایی می بینی. با این حال، در همه جای دنیا، سینما رقیب سرگرم کننده ای؛ مانند تلویزیون دارد و باید چیزی فراتر از تلویزیون و ماهواره؛ به نمایش بگذارد. این برمی گردد به مدیریت سینما، تکنولوژی سینما و چیزی که از آن به عنوان آپاراتوس سینمایی تعبیر می شود. در آپاراتوس سینما، فضا اهمیت دارد، صندلی و حتی وسایل سرمایشی و گرمایشی آن هم مهم است. آمدن فیلم های سه بعدی و سیستم های دالبی؛ به خاطر همین موضوع است. در ایران خیلی به این مساله توجه نمی شود.
من به عنوان یک ایده آلیست می گویم؛ کسی حق ندارد در سینما، چیزی غیر از فیلم سینمایی به نمایش بگذارد. در واقع کنسرت یک خواننده در سینما، پاک کردن صورت مساله است و شفای بیمار از طریق غیراصولی آن است. آوردن یک گروه موسیقی و یا یک خواننده، هر جای مازندران هم اتفاق بیافتد، مردم استقبال می کنند، چون سال ها از این قضیه محروم بوده اند. این یک درمان غیرسینمایی است و مساله اصلی هم چنان به قوت خود باقی است. من نه تنها موافق نیستم بلکه شدیدا هم مخالف این قضیه هستم. این که سینمایی؛ از نفوذ مدیریت اش استفاده کند و کنسرت بگذارد، دردی از وضعیت سینماهای ما دوا نمی کند. این مساله شاید سابق بر این هم سابقه داشته اما به صورت گذرا و در سالن های پیش آهنگی این اتفاق می افتاد. مثلا؛ از فلان خواننده دعوت می شد؛ تا بین سانس ها، اجرا داشته باشد. ما در تکنولوژی سینمایی بسیار ضعیف هستیم. آدم های غیرتخصصی را به کار می گیریم و به همین خاطر است که سهل انگاری و بی تخصصی یک آپاراتچی، باعث می شود سینما آتش بگیرد. من آخرین فیلمی که در سینماهای بابل دیدم، آواز گنجشک های مجید مجیدی بود. حدود ده دقیقه؛ صدای موسیقی فیلم مرا متعجب کرده بود. بعد از ده دقیقه فهمیدم این صدای موسیقی از لابی سینما پخش می شود!
مسایل اساسی ما این هاست، این که چه در مدیریت کلان و چه در یک سینما، افراد تخصصی در جایگاهی که باید باشند، قرار ندارند.



 

آدم های خوشبخت کتاب می خوانند

IMAGE

دوشنبه, 23 اسفند 1395 یک بغل رمان برای فروردین رقیه توسلی جایی خواندم کتابخوانی بر گنجینه لغات مان می افزاید و ما را می برد به دنیای بی حصار خیال، پای همان پلی که نسل ها را به هم می رساند. خواندم، فرصت می دهد از سطح بگذریم و به مفهوم خوب و بد و درست و غلط، عمیق تر بیندیشیم. دوستی کردن می آموزد به ما،...
ادامه مطلب...

حالش را از نارنج ها بپرسید

IMAGE

شنبه, 25 دی 1395 فاطمه خنیده باید هفته‌ها می‌گذشت تا بتوانم در مورد سینمایی بنویسم که به گفته‌ی مادرم آخرین بار وقتی یک دختربچه‌ی پستانک به دهانِ جیغ جیغو بودم، برای دیدن فیلمی که فقط یادش است علیرضا خمسه در آن بازی می‌کرد به آنجا رفتیم. هیچ زمینه‌ی ذهنی از سینمایی که قرار بود درموردش...
ادامه مطلب...

روایتی از یک تاریخ زنده سه سال و یک قرن

IMAGE

پنج شنبه, 27 اسفند 1394 ناکشا یاران: «افشین آذریان» هنرمند سینما و تئاتر تنکابنی این روزها مشغول پشت سر گذاشتن مراحل نهایی یک مستند از زندگی چهره‌ای تاریخی است. شخصیتی که هم تاریخ را به خوبی می‌شناسد و هم برای خود یک تاریخ کامل است. مستند «سه سال و یک قرن» به تهیه‌کنندگی «افشین آذریان» و انجمن...
ادامه مطلب...

مازندران؛ نگین انگشتری سرزمین آریایی ها

IMAGE

دوشنبه, 26 اسفند 1392 مریم عبدالهاشم پور:سرزمین چهار فصل و هزار رنگ مازندران بیش از هر دیار دیگری در گرما گرم تابستان و سرما سرد زمستان سخاوتمندانه با دریا و کوه و جنگل و رود و آبشار و تالاب و همه زیبایی هایش آغوش می گشاید تا به تو و هر انسان دیگری بگوید؛ این جا، موزه اکوتوریسم ایران است و نگینی روی...
ادامه مطلب...

سینما برای فیلم یاسینما برای کنسرت؟

IMAGE

یکشنبه, 21 مهر 1392 چند باری است که در تنها سینمای مرکز استان، هراز گاهی کنسرت برگزار می شود. وقتی از خواننده و ارکستر و کنسرت خبری نیست، فیلم های ضعیف و بی محتوا روزها و شب های متوالی در سالن سینما جاخوش می کنند و البته موجب می شوند دخل و خرج سینما به ضرب و زور، جفت و جور شوند وگرنه فیلم های خوب،...
ادامه مطلب...

کندو کاوی در باره تعیین استاندار آینده مازندران ریسک بزرگ پذیرش مسئولیت استانداری

IMAGE

شنبه, 16 شهریور 1392 حسین برزگر ولیکچالی ؛روزنامه نگار و مدرس دانشگاه: مراسم تحلیف هفتمین رئیس جمهور اسلامی ایران سیزدهم مرداد 1392 برگزار شد و حجت الاسلام والمسلمین دکتر «حسن فریدون روحانی» به عنوان رییس جمهور منتخب مردم ایران در انتخابات 24 خرداد 1392 سوگند یاد کرد. از سوی دیگر در همین روز، اسامی...
ادامه مطلب...

شرحي بر (هشتهاي كف دست) مجموعه غزل هاي «حسن حسن پور»/تراژدي مرگ عاشق، در خوانشي تازه

IMAGE

جمعه, 11 اسفند 1391 ماهنامه ارمون /احسان مهديان :قصد ندارم در پي  بيان تاريخ شعر و تحولات آن باشم اما نمي توان غزل معاصر و تدبيرهاي بديع و صنايع جنون آور آن را ناديده انگاشت. مجموعه اي كه پيش رو داريم در 87 صفحه توسط انتشارات شلفين ساري و آواي مطهر قم، در سال 1391 منتشر و در نمايشگاه بين المللي كتاب...
ادامه مطلب...

 

 

 

 

 

 

طراحی و ساخت : شرکت تحلیلگران ایده طبرستان