ماهنامه ارمون

آخرین خبرها :

اعتقاد که داشته باشی معجزه رخ می دهد

محسن اردشیر، کارگردان تئاتر:

یاسر یمینی

محسن اردشیر، کارگردان تئاتر است. او در جشنواره تئاتر فجر موفق به کسب عناوین برتر شد. در جشنواره های متعدد ملی و بین المللی صاحب عنوان و جایزه شد. تئتار مازندران با پشتکار او، همسرش و گروه تئاتر "سونر" چند پله بالا رفت. اردشیر هم جزو کسانی است که موجبات خوشحالی ما را فراهم آورد.

چگونه و از چه زمانی پا به این عرصه گذاشتید و آیا از فعالیت در این زمینه رضایت دارید؟

سوم راهنمایی بودم که اتفاقی دیدم خواهرم پشت میز پدرم رفت و با یک عروسک دستکشی شروع کرد به اجرا کردن یک نمایش، محو اجرایش شدم طوری که تصویرش از ذهنم هنوز پاک نشده. بعد با پیگیری های زیاد متوجه شدم در شهر انجمن نمایشی هست که بعد از دادن یک تست در صورت قبولی می توانیم در زمینه تئاتر فعالیت کنیم. رفتم و ثبت نام کردم اما خواهرم اولین و آخرین اجرای نمایش اش بود. بله راضی هستم و اگر صد بار دیگر هم متولد شوم باز هم همین راه را خواهم رفت.

سطح تئاتر و فعالیتهای تئاتری استان را نسبت به تئاتر کشور چگونه ارزیابی می کنید؟

وضعیت تئاتر استان نسبت به کشور جایگاه متوسطی دارد. فقط حضور گروه سونر آمل و مهر ساری و چند گروه محدود دیگر در عرصه کشوری را نمی توان به کل تئاتر استان را تعمیم داد.

فعالیت گروه های تئاتری استان را جدی و هدفمند ارزیابی می کنید؟

به هیچ وجه.

چرا؟

تنها گروه ما در مازندران و حتی گروههای بسیار کمی در تهران هدفمند و با برنامه پیش می روند. ببینید تعریف گروه در کل ایران اصلا تعریف درستی نیست. من و همسرم عهد بستیم گروه تئاتر سونر را به سمت گروهی حرفه ایی پیش ببریم، ما به هیچ وجه از هیچ گروهی بازیگر نمی گیریم و بازیگرهم به هیچ گروهی نمی دهیم. بازیگران گروه سونر با اخلاقیات این گروه تربیت می شوند در حالیکه با بازی در یک گروه دیگر ممکن است چیدمان ذهنی آنها بهم بخورد. اعضای گروه سونر نیز دوست ندارند در گروههای دیگر فعالیت کنند.

سطح و کیفیت جشنواره ها و سیاستگذاری تئاتری استان را نسبت به تئاتر کشور چگونه ارزیابی می کنید؟

نسبتا خوب است. ولی نسبت به خیلی از جشنواره های کشور در جایگاه پایینتری قرار دارد. شما نگاه کنید به استانداری همدان، میلیونها تومان برای جشنواره بین المللی تئاتر کودک همدان هزینه می کند اما در بزرگترین رخداد نمایشی بومی ایران که به کمک حوزه هنری استان برگزار می شود کمک در حد صفر است.

بنابراین برخورد مسئولان فرهنگی استان با مقوله تئاتر، جدی و بر حسب شناخت نیست؟

اگر در این ۴ سال فعالیت گروه سونر را از تئاتر مازندران جدا کنید ببینید اصلا جایگاهی دارد در کشور. نه، برخورد وکمکهای مسئولین با گروه ما وسایر گروه های تئاتر بیشتر شبیه یک شوخی است. نهادهایی که باید به کمک ارشاد بیایند عملا خودشان را جدا می کنند که این امر باعث می شود اداره ارشاد نتواند حامی مالی خوبی برای گروههای تئاتر باشد.

اگر در جایگاه یک مسئول فرهنگی باشید، برای ارتقا و پیشرفت این هنر در استان چه می کنید؟

حتما ارگانهایی که بودجه فرهنگی دارند را درگیر می کنم، مثلا بخش پژوهش استانداری فقط بودجه اش می رود به حساب پژوهش پزشکی و مهندسی،  هیچ بودجه ای برای پژوهش فرهنگی تعریف نکردند. جریان فرهنگی در کشور ما مثل لاک پشت حرکت می کند. اولین بخش و ستون هر کشور بخش فرهنگی است که اگر نادیده گرفته شود با هیچ چیز جبران نمی شود. امیدوارم این موضوع تبدیل به یک اصل شود و به روزی نرسیم که خیلی دیر شده باشد. مثلا همین سریال بسیار هجو پایتخت که اینقدر برای فرهنگ مازندران و مردمش ضرر دارد را در نظر بگیرید.دقیقا ریشه ما راهدف گرفته وبا واژگونه نماییدارد آن را نابود می کند اما متاسفانه شما می بینید استاندار ما به پشت صحنه این سریال میرود و با گرفتن عکس و فیلم از آن حمایت می کند. اقای استاندار چرا هیچ وقت به دیدن پشت صحنه کار من نیامدید؟ فقط این را میدانم که اگر ساخت این سریال همینطور ادامه پیدا کند دیگراز مازندرانیها فقط نقی معمولی به یادگار خواهد ماند و آرش ها می میرند. در یاسوج اجرای نمایش آیینی داشتیم مردم به ما گفتنند اهل کدام استانید؟ گفتیم مازندران. گفتنند بچه محل نقی و می خندیدند. چه کسی در استان باید جوابگو باشد، براستی چه کسی!

قبول دارید که نمایش، راهکار اثرگذاری در انتقال مفاهیم انسانی، فرهنگ، احساسات و عواطف است؟شما در آثار خود به این مسئله توجه دارید؟ چگونه در انتقال این مفاهیم می کوشید؟

صد در صد همینطور است، بیشترین تاثیر را برجامعه دارد. عموما اگر به عنوان یک کارگردان چیزی را ارائه دهید که دغدغه شما نباشد حتما تاثیر کمتری خواهد داشت.خوشبختانه تا این لحظه دغدغه ما همین بوده اما میزان موفقیتمان را، دوستان باید نظر بدهند. کارهای شاخصی انجام ندادم اما به جرات می گویم بزرگترین دغدغه زندگی من کمک به آدمهاست. از نظر مالی که نمی توانم کمک چندانی کنم اما می توانم با ارائه یک اثر انسانی ادای دین کنم. مثلا نمایشی را در باره بیماران مبتلا به ایدز اجرا کردیم تا آگاهی عمومی را در این باره بالا ببریم .

سالهاست در زمینه آثار آیینی فعالیت میکنید.

مثل این است بگویید چرا پدر و مادرت را دوست داری.آیین و ریشه و فرهنگ من، مادر و خانواده من است و برای شناخت از گذشته خودم و اجدادم قدم بر میدارم و هر چقدر که بیشتر درگیر می شوم ریشه های عمیق این مقوله کنجکاوتر میکند. کارهای آیینی همیشه مخاطب خودش را چنان محو اثر می کند که هوش و حواس را از مخاطب  میگیرد چون ریشه دارد و حافظه تاریخی مردم را قلقلک میدهد. شاید دلیلش این است که هر آیینی از یک فکر بزرگ تغذیه میشود و دارای تفکری بنیادین است که وقتی به آن فکر میکنی شگفت زده می شوی. شما بزرگترین آیین جهان یعنی مراسم عاشورا را در نظر بگیرید که چطور در پوست و خون مردم ریشه بسته و ریشه در اعتقادات عمیق آنها دارد.

بنابراین تئاتر در زنده نگه داشتن آیین ها و ترویج آن تاثیر دارد؟.

آیینها یک نمایش عمومی هستند که با مشارکت مردم برگزار می شوند مثلا تعزیه خود یک نمایش خیابانی است که تماشاگرش در آن حضور فعالی دارند. همینطور عاشورا که در حفظ اعتقادات دینی ما تاثیر فراوانی داشته. حالا برخی از این آیینهای بومی بر اثر تغییر در زندگی روزمره ما در حال فراموش شدن هستند که با اجرای آنها در قالب نمایشهای آیینی تلاش میکنیم جلوی گسسته شدن ارتباط جامعه با آنها را بگیریم.

جشنواره های آیینی و بومی استانی و کشوری، پاسخگوی معرفی آداب و سنن این سرزمین هستند؟

جشنواره ها شاید برای شناسایی و معرفی آیینها مفید باشند و منجر به تولید آثار آیینی و سنتی شایسته شوند اما اتفاق خوب زمانی است که این تولیدات در سطح شهرها و حتی روستا ها اجرا شوند تا مردم با آنها آشنا شوند. اتفاقی که باید بیافتد این است که مسئولان باید از اجراهای عمومی این نمایشها حمایت کنند.

چگونه میتوان از طریق نمایش، جامعه را به سمت یک فضای سالم و شاد سوق داد؟

اجرای نمایش چون زنده و بی واسطه است و قابل لمس، همیشه در گوشت و خون ما نفوذ میکند و می تواند مثل دارو کمک یک جامعه باشد به شرط اینکه در مدارس تدریس شود. بستر سازی شود و جریانی به راه افتد که با اطمینان کامل میگویم، بازدارنده بسیاری از بزهکاریهایی است که در جامعه در حال روی دادن است .

چگونه میتوان مردم را با تئاتر آشنا کرد و آشتی داد؟

مردم عموما عاشق دیدن نمایش هستند چه پهلوانی یا مارگیری باشد یا مراسمی آیینی. چیزی که معلوم است نیاز به اجرای دایمی نمایش در سطح کلان کشور است. در لهستان در جنگ جهانی اول مردم سیب زمینی هم نداشتنند بخورند اما تئاتر هر شب زیر بمباران و موشک اجرا میشد .

از خاطرات اجرای خیابانی بگویید.

نمایش هاپ را در مریوان اجرا میکردیم (این نمایش بهترین نمایش از نگاه تماشاگران شده بود) بعد از دیدن نمایش، پسر کوچکی سرش را گرفت و بلند گفت یک خانواده به خاطر موبایل لعنتی نابود شد. مطمئن باشید، این تماشاگر به موضوع موبایل بسیار جدی تر از بقیه مردم نگاه می کند چرا که دوست ندارد خانواده اش را از دست بدهد.

پیشنهاد شما برای اجرای خیابانی نمایش و از این طریق فرهنگ سازی در سطح جامعه چیست؟

هر ارگانی که مشکلی دارد به جای  چاپ کردن کاغذها و پوسترهایی که جز نابودی درخت و جنگل نتیجه ای در پی ندارد به گروههای نمایش اعتماد کند و از آنها کار بخواهد برای فرهنگ سازی.

شناختی از اجراهای خیابانی و صحنه ای نمایش در کشورهای خارجی و پیشرفته دارید؟ چه تفاوتهایی با اجراهای داخلی ما دارد؟

بله، یوجینو باربا درتئاتر خیابانی مثال زدنی است. در کشورهای جهان اول تئاتر توسط دولت حمایت میشود حتی با اینکه آنها مخاطب خودشان را دارند. اما اینجا حمایتی نداریم برای همین از لحاظ امکانات بسیار بسیار جلوتر از ما هستنند .

از تئاتر کاربردی بگویید.چگونه نمایش میتواند علاوه بر وجوه هنری، به امر کابردی در زندگی مردم تبدیل شود؟

کاربرد تئاتر و نمایش از خانه خودمان شروع میشود، بجای نصیحت کردن فرزندانما ن از کودکی به شکل نمایشی و غیر مستقیم و نامرعی به بچه هایمان آموزش دهیم. ماجرای وضو گرفتن امام حسین و امام حسن برای آموزش دادن به پیرمردی که اشتباه وضو می گرفت را همه میدانیم.

از همکاری خود و همسرتان بگویید، چه تاثیری بر پیشرفت کارتان دارد؟

همسرم خانم غنچه شکوهیان کارشناس ارشد کارگردانی تئاتر است، بدون شک پیشرفت گروه سونر مدیون فعالیت این خانم است. عموما تمام کارهایی که من ارائه میدهم به کمک همسرم است. شاید در بروشور قید نکنیم اما هردوتایمان در هر کاری که می کنیم از فکر هم بهره میگیریم من خوشحالمهمسرم همکار و بهترین دوست تئاتری من است.

به عنوان یک هنرمند اگر بنا باشید برای شادی پایدار در جامعه و خوشحال شدن مردم پیشنهادی در حوزه رشته خودتان بدهید، چیست؟

نیاز به جریان سازی دار، شادی عموما اکتسابی است چه در زندگی چه در هرجا و یا مکانی که قرار داریم. باید شاد بودن را یاد بگیریم. از زیباسازی های کوچک نگذریم. نباید منتظر باشیم جریان یا جشنی برای شاد بودن ما فراهم شود. بیشتر مردم به رنگ سیاه علاقه زیادی دارند. آموزش و پرورش مهارتهای زندگی شاد و زندگی کردن را میتواند در دستور کار خودش قراردهد. الان فقط  بخش آموزش را در کار اولویت قرار داده. اگر اشتباه نکنم بزرگترین و محبوب ترین مدرسه دنیا که دانش آموزان آن در مراحل تحصیلی همه جزو نخبگان هستند که دانش آموزان شاد و سرزنده ای دارد در تایلند یا مالزی است. طی یک پروسه تحقیق چند ساله متوجه شدند دانش آموزان این مدرسه در روز یک ساعت درس میخوانند و بعد از آن به بازی و مهارت های زندگی میپردازند و جالب این است که آنها شدیدا عاشق مدرسه خود هستند. ما باید از پایه شروع کنیم .نسل ما اصلا خندیدن را تمرین نمیکند،مهارت زندگی به آنها یاد داده نمیشود و این به نظر من ایراد جامعه است.

به نظر شما چرا از شادی فاصله گرفتیم و جامعه ای به نسبت افسرده داریم؟

چیزی به عنوان شادی را درک نکرده ایم،جدی نگرفتیم و اصلا مثل غذاو لباس به عنوان اصلی ترین نیاز خود در نظر نگرفته ایم، به آن فکر نکرده ایم و همیشه به آینده موکولش کرده ایم و به آرزوهایی که قراراست در آینده به آن برسیم و با به دست آوردن آن شاد باشیم پرداخته ایم. این یک اشتباه بزرگ است، ما در حال زندگی می کنیم، پس بهتر است آینده را به آینده موکول کنیم.

اگر بنا باشد تصویری از مازندران انتخاب کنید، آن تصویر کدام است؟

مازندران بهشت خدا روی زمین پر تصویر و زیبایی. من عاشق جنگل هستم، جنگل ناشناخته است برخلاف کویر صاف و رو.

چگونه اعتماد جامعه را نسبت به توانائي هاي خود جلب كرديد و توانستید در رشته خودتان جزو موفق ها محسوب شوید؟

رنج کشیدم وتلاش کردم،به دست آوردن افتخارات بزرگ در شهر کوچک سخت است، اگر اعتقاد داشته باشیم حتما معجزه رخ خواهد داد. میگویم معجزه چون کاری که گروه تئاتر سونر در آمل شروع کرد خیلی سخت بود. زمانی که در آمل میخواستم نمایشی را به روی صحنه ببرم بازیگر دخترنداشتم، من توانستم در آموزشگاه بازیگری خودم ده ها بازیگر تربیت کنم. جامعه برای اینکه اول تو را بپذیرند شدیدا نابودت میکند اما اگر پشتکارو تلاش داشته باشیم مجبور میشود تو را بپذیرد و وقتی پذیرفت، اتفاقات خوبی پیش می آید.

 

 

جای خالی بنفشه و پامچال روی لباس زنان مازنی

IMAGE

دوشنبه, 23 اسفند 1395 فاطمه حيدري شهابي، طراح لباس در گفتگو با ارمون: فاطمه حيدري شهابي در رشته طراحي تكنولوژي دوخت کارشناسی گرفت و کارشناسی ارشد طراحی لباس و پارچه. او مدرس دانشگاه آزاد واحد قائم شهر است. مزون "شاپرک" را در ساری مدیریت می کند. دوره های مختلف طراحی لباس از جمله خلاقيت در تزئينات...
ادامه مطلب...

 

 

 

 

طراحی و ساخت : شرکت تحلیلگران ایده طبرستان