ماهنامه ارمون

آخرین خبرها :

برای رونق گردشگری به حضور تاریخ در فرح آباد برسیم؛ نجابت شازده وار یک بندر

زهرا اسلامی: قبل از شش صبح واپسین پنج شنبه آذر، ماه آخر پاییز است؛ تماس می گیرم با آژانس و چند لحظه بعد راهی می شوم. وقت تنگ است، بنابراین چندان به جاده توجه نمی کنم با این همه، تخیلم دارد راه می افتد و تصویرها از پس ذهنم یکی یکی می آید جلو. حضور پر تعداد کارگران در مسیر برای رفتن سر کاری روزمزد نمی گذارد، مالهایی که از ساری به سمت فرح آباد می روند را پررنگ تر ببینم؛ بار بیشترشان پنبه است. چند کیلومتر که از شهر دور می شوم تابلوهای راهنما هر دو کیلومتر یک بار فاصله را یادآوری می کنند؛ در همه ی تابلوها فرح آباد بالاتر از ساری قرار گرفته است. مقصد کامیون هایی که در جاده مالرو، چوب می برند کارخانه ای کنار روستای اسفندان است؛ تنگ دل تجن.

 بعد از فرح آباد، مه غلیظ است. بیست و چهار دقیقه ای به ساحل می رسم. سرد است و آسمان گرگ و میش. طبق پیش بینی هواشناسی امروز باران نمی بارد. دریا به سرعت روشن و خاکستری می شود، خط افق پیدا نیست؛ آسمان و دریا درهم ادغام شده اند و دقایقی بعد، سرخی میان سبز دریایی تیره دریا را سخت می شود وصف کرد؛ چیزی شبیه رنگین کمان، تابلوی پیش روست. نگران خیس شدن پاهایم نیستم، شیب ماسه های تمیز را پایین می روم، پایین تر. جریان آبی که به طرف ساحل می آیند، پاپوشم را خیس می کنند و موج های بلند از دورتر و باصلابت تر ساحل را نشانه می گیرند. آسمان در محل اتصالش با دریا رنگ عوض می کند و روشنتر و بلوری تر می شود، نمی دانم چون هنوز سپیده سر نزده و فصل دریا نیست آب را شفاف می بینم یا دریا واقعا پاکیزه شده. ساعت از هفت گذشته، از شانه راست به پشت سر نگاه می کنم؛ بالای گوی طلایی پیداست و دقایقی بعد آفتاب، آسمان نیلی را با طلایی و نارنجی سیر در هم می آمیزد و...، هوا سردی مطبوعی با خود دارد؛ آذر ماه آخر پاییز است و با زمستان همسایه.

از تماشای طلوع که فارغ می شوم فرصت دارم ساحل را دوباره ببینم؛ ساحل عمومی مرتب است و خلوت و دریا سوت و کور. حتی یک قایق آن حوالی پرسه نمی زند، تنها پرندگانی، چند لحظه یک بار نوکی به ماسه ها می زنند و...

 بادبان یکی از کشتی ها برافراشته و پرچم کشور همسایه روی عرشه خودنمایی می کند و کسانی لنگر را رها می کنند و کشتی با طمئانینه از ساحل فاصله می گیرد و وقتی دور می شود سرعتش زیادتر از معمول به نظر می رسد، بارش پنبه است و کمتر ابریشم.

تقریبا، زنی را میان جنب و جوش ها نمی بینم؛ مردها گاه با شتاب و زمانی آرامتر باری را از پشت شان روی چوب های کنار اسکله می گذارند و...، و چه کسی باور می کند ساحلی چنین آرام، 400 صد سال پیش پررونق و بندری مشهور بود.

مردانی را می بینم که به نظر صیاد می رسند؛ حدسم درست است. سراغ صید پره را می گیرم؛ با راهنمایی آنها دو کیلومتر از سمت چپ ساحل عمومی دور می شوم، ساعت حدود هشت صبح است و صیادان آماده اند که به دریا بزنند، دو ساعت دیگر برمی گردند. تماشای کسب و کارشان دیدنی است.

آغاز ماجرا

 به فرح آباد می روم، کمتر از دو کیلومتر با بزرگترین دریاچه جهان فاصله دارد؛ سمت راست ورودی  فرح آباد مسجد صفوی خودنمایی می کند. درب که فاصله مسجد و خیابان است را قفل کرده اند، معماری مسجد از همین جا پیداست.

فرح آباد انگار در خط راستی قرار گرفته و فراخ است و زندگی بیش از 570 خانواده در آن جریانی دلنشین دارد. فرح آباد در 25 کیلومتری شمال ساری، 26 متر پایین از سطح دریا در دهستان رودپی شمالی قرار دارد.

 ماجرا از آنجا آغاز می شود که در سال 1012 ه.ق زمان سلطنت شاه عباس اول، پنجمین شاه از دودمان صفوی که از مادرش فخرالنساء بیگم(دختر میرعبدالله خان، والی مازندرانی) تباری مازندرانی دارد، کلنگ فرح آباد به زمین زده و این شهر طی 5 سال احداث و تأسیس شد. هئیت شهرسازی دوران شاه عباس مناطق مختلف ایران را به لحاظ سیاسی و اقتصادی آن روز دنیا بررسی و امکان سنجی کردند؛ راه ورود به مناطق اروپایی و کشورهایی که صاحب کارخانه های پنبه و ابریشم بودند و می توانستند تولیدات ما را به سایر ممالک صادر کنند، روسیه بود. نزدیکترین مکان برای کسانی که در اصفهان، پایتخت اصلی زندگی می کردند برای ارتباط با روسیه از مسیر کیاسر، ساری و یا فیروزکوه به دریا، فرح آباد بود. نقطه ای دارای وسعت سرزمینی و رودخانه ای پرآب، عمق آب زیاد و قرار داشتن در کنار دریا. اگرچه بعدها مشهدسر (بابلسر) و در دوره قاجار، نوشهر نیز از چنین ویژ گی هایی برخوردار شد، اما در آن زمان فرح آباد بهترین نقطه محسوب می شد. 

اسکله در نقاط مختلف مازندران قدیم ساخته شد اما تنها در فرح آباد، شهری اقتصادی و تجاری بنا کردند. فرح آباد اولین شهری است که در ایران با این هدف احداث شد. شاه عباس بسیاری از سفرا را در فرح آباد به حضور می پذیرفت، سفرنامه نویسان متعددی در آن دوران به این شهر سفر و اشاره کردند که فرح آباد با قسطنطنیه در روم شرقی به عنوان شهر بندری- تجاری برابری می کند. شاه عباس 27 هزار خانوار و قریب به 120 هزار نفر از اقلیت و نژادهای مختلف که از شهرهای شیروان، جمهوری آذربایجان، گیلان، باکو و...، کوچانده شده بودند را در فرح آباد سکونت داد.  

صادرات پنبه و ابریشم از فرح آباد 

 بیشترین دشتهای پنبه ایران آن روزگار در گرگان و مازندران وجود داشت که توسط کشتی های تجاری از فرح آباد به روسیه صادر می شد، تجارت ابریشم نیز در این شهر صورت می گرفت. جا به جایی کالا توسط کشتی در دنیا و در جنوب کشور سابقه 5 هزار ساله دارد، در این دوره نیز بنادر جنوب ایران فعال بودند اما فعال ترین بندر کشور، فرح آباد به شمار می رفت. ساری در جوار فرح آباد شهری فعال و محل تبادل کالا و فرح آباد نقطه ای مرکزی بود که شهرهای علی آباد(قائمشهر)، بهشهر، بابل و ...، این شهر با اهمیت را تغذیه می کردند.

حملات عثمانی به قلمرو شاه عباس کشتار، ویرانی و جدایی قسمت هایی از مناطق حاصل خیز غرب و شمال غرب و مسدود کردن راههای سنتی ایران در غرب را به دنبال داشت. شاه عباس برای مقابله با این حملات علاوه بر اقدامات سیاسی- نظامی و دیپلماتیک درصدد مسیری جایگزین- خارج از قلمرو عثمانی- به دریای مازندران و سواحل آن با قابلیت تولید و صدور ابریشم توجه کرد. او در این زمان تجارت و صدور ابریشم از راه دریای مازندران به هشترخان، راه زمینی جاجرم به دشت مغان را نیز در اختیار داشت. به اعتقاد شاه عباس ارامنه بهترین بازرگانان ابریشم محسوب می شدند. در عین حال، گرجی های ساکن مازندران، بهترین پرورش دهندگان کرم ابریشم بودند. بدین ترتیب راه ابریشم همان که به راه صلح و دوستی معروف بود از مازندران نیز گذشت.  بیش از هر چیز ابریشم خالص و خشکبار و کالاهای تزیینی از راه دریا به روسیه می رفت.

ساعت از نه صبح گذشته و آفتاب در فرح آباد پهن می شود؛ فاصله میان مسجد با پل نیمه ویرانه کوتاه است. چه حیف که عکس را 400 سال پیش اختراع نکردند تا از روی تصاویر به جا مانده بتوانیم شهر فرح آباد را در ذهن هم شده بازسازی کنیم. شاه عباس چند زرع خرج این شهر کرد، نمی دانیم. اما به نظر می رسد فرح آباد با درآمد دولت از مالیات ها و صادرات ابریشم ساخته شد. تولید سالانه ابریشم در این دوره را یک میلیون و ۶۷۲ هزار پوند گزارش داده اند که یک سوم این تولید به عنوان عوارض شاهی روانه دربار می شد. در زمان این شاه درآمد نقدی و غیر نقدی کشور افزایش یافت، او بسیاری از نقاط ایران را آباد کرد و بناهای بسیاری ساخت که هنوز برخی از آنها پا برجاست. 

فرح آباد جزیی از راه ابریشم شد

سبک معماری فرح آباد از اسلوب معماری دوره صفوی تبعیت می کند؛ میدانی بزرگ که کاخی در کنار آن بنا شده و رودخانه تجن در این شهر همان نقشی را بازی می کند که زاینده رود در اصفهان. قسمت اصلی شهر در غرب بوده که فرح آباد امروزی بخشی از آن است، مردم عادی در شرق می زیستند که اکنون روستای حمید آباد در آن واقع شده است.

بقایای شهر قدیم به وسعت ۳۰ تا چهل هکتار در منطقه پراکنده ‌است و شناسایی دقیق آنها نیاز به حفاری دارد. بقایایی از کاخ جهان‌نما یا قصر صفوی در غرب رود تجن و پل آجری نیمه ویرانه باقی است. یکی از دلایلی که برای تخریب فرح آباد می شمارند، استحکامات شهرسازی آن بوده که طی 5 سال و به سرعت ساخته شده است. اما به نظر چنین نمی رسد چرا که هنوز بقایای معماری بویژه مسجد، حصار و دیوار شهر علی رغم گذشت 400 سال باقی مانده است. اینکه عوامل انسانی و تخریب های طبیعی باعث از میان رفتن شهر شده است، منطقی تر به نظر می رسد. 

جایی به طور دقیق ذکر نکرده اند فرخ آباد چند سال فروغ داشته، اما پیداست حدود 50 سال شهر فعال بوده و این فعالیت به دوران قاجار رسیده است اما تجارت به مرور و به چند دلیل در آن کم رونق شد؛ حکومت مرکزی، تجارت را به گروههای مختلف ملوک الطوایفی داده و تمرکز قدرت در اقتصاد شکسته شد، و روسیه از این موضوع چندان راضی نبود. توسعه راههای مالرو، رونق گرفتن دیگر بنادر کشور در دوره صفوی یکی دیگر از عوامل پراکندگی تجارت و کسادی بازار فرح آباد بود.

در تاریخ آمده است؛ " فرح‌آباد بارها مورد هجوم ترکمانان قرار گرفته و ابنیه آن حداقل یک بار به طور کامل دچار آتش‌سوزی شده‌است. در سال ۱۶۶۸ میلادی، ۶۰۰۰ قزاق روس با ۴۰ کشتی توپدار، نخست شهر رشت را چپاول نمودند و سپس به فرح آباد آمدند. ابتدا به مدت شش روز نقش تجار را بازی و پول فراوان در شهر خرج کردند و پس از آنکه اعتماد مردم شهر را بدست آوردند در شهر پخش شدند، ناگهان دست به شمشیر برده و هر کس را که سر راه دیدند از دم تیغ گذراندند. حداقل ۵۰۰ نفر را کشتند، خانه‌ها را غارت کردند و با کشتیهای خود از ساحل دور شدند. مهمترین خسارت این حمله، نابودی کامل قصر شاه عباس بوده‌است. اهالی باقی‌مانده فردای آن روز به خیال اینکه قزاق‌ها رفته‌اند به شهر بازگشتند و مشغول جمع‌آوری اثاثیه خود و اجساد کشته‌شدگانشان شدند. ولی قزاقها مجدداً حمله کرده و این بار ۷۰۰ نفر دیگر را کشتند. گنجینه نفیس چینی‌های عتیقه و اشیاء مرجانی و ظروف کریستال باقی‌مانده در قصر را سرقت کرده و حوض زیبای یشم طلاکوب آنرا شکستند."

شهری گردشگری در فرح آباد

قدم زدن در فرح آباد به باغ های آن نزدیکم می کند؛ تعدادی از فرح آبادی ها هنوز پرتقال هایشان را نچیده اند و نرگس های ترد و تازه در حاشیه ی بعضی باغ ها جلوه ای می فروشند و عطر مستانه ی زمستان را. هوا حسابی تر است. شاه عباس کدام پگاه را با نرگس هایی چنین مست در این دیار معتدل آغاز کرده بود، فرصتی برای این کار داشت؟ او که بی وقفه دستور ساختن می داد و آباد می کرد و شهریاری کاردان بود. با احتیاط شاخه ای برمی دارم و به جان می دهم عطری تحسین برانگیز را.

به تازگی صحبت از ساختن شهری در محل فرح آباد کنونی مطرح شده، دکتر علی ماهفروی، کارشناس میراث فرهنگی و گردشگری استان که یکی از مطرح کنندگان و مدافعان این طرح است، در این باره می گوید:« فرح آباد یک شهر بندری است که نه تنها متعلق به مازندران که به ایران تعلق دارد و برنامه ریزی آن باید بر اساس توسعه ملی مورد توجه قرار بگیرد. مطمئناً ما نمی خواهیم شهری با همان کارکرد شهر بندری دوره صفویه را در این منطقه بنا کنیم و یا حتی بنا نداریم منطقه آزاد تجاری را به ساحل فرح آباد اختصاص دهیم. معتقدم؛ میلیاردها دلار هزینه و بندر امیرآباد احداث شد، بنابراین لزومی ندارد که تعدد نقاطی مثل امیرآباد را در مازندران داشته باشیم. از طرفی فرح آباد نیز نباید اهمیت خود را برای همیشه از دست بدهد. کارکرد این شهر می تواند متفاوت باشد، راه حل پیشنهادی ما نگاه به فرح آباد از دریچه گردشگری است.»

 او رونق صنعت پاک گردشگری در فرح آباد را امری میسر می داند و می گوید:« اهمیت این موضوع را هنوز درک نکردیم در حالی که گردشگری در دنیا، تفاهم ملت ها را پیگیری می کند. قدرت گردشگری صرفاً اشتغال و یا درآمد زایی نیست؛ قدرت حضور خرده فرهنگ ها و فرهنگ های کمتر شناخته شده در ساخت فرهنگ جهانی است. وقتی بنا باشد گردشگری محور توسعه کشور و مقصد توریست های اروپایی و جنوب شرق آسیایی ایران باشد، شهروندان و مسئولین مازندرانی نیز مثل صاحب خانه ای که قبل از دعوت میهمان، خانه را به لحاظ بهداشتی، رفاهی و... آماده می کند، باید هم به لحاظ زیست محیطی، بهداشتی، اقامتی و... فضا را مهیای حضور میهمان کنند.»

او تاکید می کند؛« برای نزدیک شدن به اندیشه های جهانی در هزاره سوم، نیاز به خانه تکانی داریم.

 فرح آباد روستای پیشرفته ای است با قدرت تاریخی و طبیعی در اذهان تاریخ جهان که می توان با اندکی تلاش آن را احیاء کرد. رودخانه دائمی تجن تقریبا در همه ی فصل ها پرآب در فرح آباد جاری است. فرح آباد دارای وسعت است که با برنامه ریزی می توان شهری تجاری و گردشگری از آن معرفی کرد. شهرهای مطرح شمال ایران مثل رامسر، چالوس، بابلسر و... برای فعالیت های مختلف در کنار دریا ساخته شده اند اما فرح آباد با همه استعدادش، بکر باقی مانده است. طرح جامع توسعه تجارت محدود و گردشگری گسترده در فرح آباد می تواند منطقه را متحول کند.

 ساحل ساری از بیشترین تخت و اقامتگاه ساحلی اغلب دولتی در استان برخوردار است و 12 کیلومتر ساحل عمومی دارد. در محور ساری به دریا تعداد پرشماری مجموعه پذیرایی و رستورانی وجود دارد و پر ترددترین محور دانشگاهی استان محسوب می شود. 13 مرکز دانشگاهی و آموزشی از جمله دانشگاه علوم پزشکی، دانشگاه کشاورزی و علوم طبیعی، بزرگترین دانشگاه آزاد منطقه و... در این جاده فعالند.

 ماهفروزی می گوید:« در گردشگری با سه جمعیت روبرو هستیم؛ جمعیت ساکن، نیمه ساکن که افراد برای کارهای اداری و تحصیل در منطقه ای حضور دارند و جمعیت سوم را گردشگران تشکیل می دهند که جهت گذراندن اوقات فراغت سفر می کنند. جاده فرح آباد یکی از پر ترافیک ترین جاده های کشور محسوب می رود. دانشجو خودش سفیر گردشگری است؛ تردد قریب به 50 هزار دانشجو در یک محور، یک فرصت استثنایی است. این افراد می توانند ساختار جمعیتی فعال و پویا باشند، علاوه بر این دانشجو خودش در منطقه هزینه می کند. فرح آباد با اجرای درست طرح جامع می تواند با ظرفیت های باغی و کشاورزی و دسترسی نزدیک به بندر امیرآباد، فرودگاه بین المللی، مرکز استان و راه آهن به عنوان مقصد گردشگری در ایران دوباره به جایگاه خودش دست نزدیک شود.»

او که با تقسیم اراضی در مازندران مخالف است، می گوید:« با تمرکز خدمات گردشگری در تکه های از پیش تعیین شده با ماموریت خاص در طرح جامع، اشکالی نمی بینم اگر بخشی از زمین ها تغییر کاربری شوند. نباید باغات فرح آباد را با این نیت که می خواهد شهری گردشگری ایجاد شود از بین ببریم اما می توان طبق طرح تغییراتی ایجاد کرد.»

شکوهی خیال انگیز 

گشتی در فرح آباد می زنم دلم نمی آید روستا بناممش، شهری خیال انگیز که شکوه آن در تاریخ آمده است می تواند یکی از مقاصد برتر گردشگری ایران باشد؛ دسترسی به آن آسان است و این مردم اغلب زیبارو در تقابل با گردشگر نیستند، آنها تجربه 300، 400 ساله را در این آب و خاک در چنته دارند. 

سه تا پنج کیلومتر از رودخانه تجن قابل کشتیرانی است؛ فرمانداری می تواند با برنامه و با همکاری نهاد های مرتبط دو سوی رودخانه را به تفرجگاهی مبدل کند. صید ماهیگیری در رودخانه تجن از قدمت دیرینه برخوردار است؛ بیشترین ماهی های خاویاری شمال کشور از آن صید می شد. متأسفانه به خاطر پسابهای کارخانه های طول مسیر، تخم ریزی در این رودخانه  کاهش یافته است. احتمالا ساکنان فرح آباد قدیم فقط از سر تفنن ماهی از آب نمی گرفتند. بیشترین ماهی دریای خزر در روستای ماهفروز محله که اسم قدیمش ماهی فروشی محله بود، صید می شد. اما الان جز در طغیان و سیل، ماهی دیده نمی شود. 

ماهفروزی می گوید:« من بچه کناره رود تجن هستم، در تمام فصول سال ماهیگیری می کردیم. تماشای ماهیگیری و صید ماهی می تواند در رونق گردشگری مؤثر باشد.»

فرح آباد می تواند در برنامه ریزی گردشگری استان یکی از اولویت های نخست ما در گردشگری ساحلی و فراساحلی باشد. بعضی کارشناسان معتقدند به دلیل شیب دریا در منطقه فرح آباد کشتی های بزرگ نمی توانند در آن پهلو بگیرند.

کارشناس گردشگری استان می گوید:« ما نیز علاقه ای به پهلو گرفتن چنین کشتی هایی نداریم، بنادر نوشهر و امیرآباد برای این منظور کفایت می کند. فرح آباد جهت برنامه ریزی در توسعه سفر دریایی بویژه حضور گردشگران کشورهای همسایه دارای فرصت است. توجه میراث فرهنگی به فرح آباد به عنوان یک مقصد در گردشگری فرهنگی با تخصیص اعتبار خاص ملی و استانی، می تواند چهره منطقه را دگرگون کند. تکثر فعالیت ها در فرح آباد می تواند پاسخگوی تنوع و تکثر علاقه ها در طول سال باشد.»

ماهفروزی با بیان اینکه مکاتب معماری صفوی و بومی منطقه می بایست در طراحی ساختمان های جدید لحاظ شوند، ادامه می دهد:« این کار، چندان دشوار نیست آنهایی که مجوز ها را صادر می کنند، ضوابطی برای این امر تعیین کرده و بر حسن اجرای آن نظارت داشته باشند. در این صورت حداقل پوسته ظاهری شهر به هویت خودش برمی گردد، اگر قرار است گردشگر بیاید، می خواهد معماری هنرمندانه و تلطیف منطقه را ببیند نه چهره عصبانی آنرا.»

شهری در دل باغ

باغ های فرح آباد متعدد است و یکی از مشخصه های فرح آبادی های امروزی باغداری ست، لازم است محصولاتی که در فرح آباد تولید می شود در بسته بندی مناسب عرضه شود؛ از مرکبات تا ماهی. 

در زمان غیر پیک سفر می توان بسته سفر برای صید ماهی و لذت بردن از طعم ماهی در کنار صیادان را آماده کرد. این منطقه بکر می تواند با ادغام جغرافیا و غذ، مدلی از خودش ارائه دهد.

هیچ دیوار کاهگلی در فرح آباد به چشم نمی خورد. ساخت و ساز در منطقه نیز می بایست با دقت و برای فضاهای عمومی مثل هتل، میهمانپذیر و فضاهای پذیرایی صورت بگیرد تا فرح آباد به یکی از بنادر تفریحی کشور مبدل شود، در این صورت از شبه جزیره میانکاله تا رامسر کشتی هایی تفریحی تردد خواهند کرد. به هر گوشه که سر می زنم باغی می بینم، فرح آباد یک باغ شهر است؛ روستا در داخل یک باغ بزرگ قرار دارد. محمد طاهری 45 سالی دارد، درب باغش را تعمیر می کرد که سر صحبت را باز کردم، او می گوید:« فکر می کنم 2500 هکتار باغ در فرح آباد باشد. درآمد خانواده هایی تنها از این راه است، فقط مرکبات نداریم، همه فصل سال میوه هست، هلو و شلیل و لیمو و نارنگی و...»

 ماهفروزی اما معتقد است؛ هر که علاقه مند است گردشگری ایران شکل بگیرد فرح آباد را درست معرفی کند، همه مسئولینی که با این منطقه مرتبط هستند آنرا در سطح ملی ببینند. اگر فرح آباد به عظمت خود بازگردد مطمئن باشید ضرر نخواهیم کرد و جمعیت گردشگری آن بسیار بیشتر از جمعیت دوران شاه عباس خواهد شد.»

از سرک کشیدن در حمام نیمه ویرانه ی فرح آباد پشیمان می شوم، ساعت حدود ده صبح است، راه آمده را بر می گردم، درب مسجد همچنان قفل است. از میان میله ها مسجد تنها را تماشا و به بازدیدهای قبل از اینم اکتفا می کنم نمی دانم چرا از میان همه ابنیه تاریخی فقط  مسجد به جا مانده، تردی ندارم اعتقادات مذهبی مردم در این حفاظت موثر بوده است. مسجد در زمينى مستطيل شکل و فرم آن چهار ايوانى است. ايوان اصلى با گنبد بزرگ آجرى در قسمت جنوبى که محراب نيز در آنجا واقع است، قرار دارد. در دو طرف ايوان دو شبستان وجود دارد و گرداگرد حجره‌هايى براى درس طلاب بنا شده، بناهاى ضلع شمال به رباط و کاروانسرا بيشتر شباهت دارد و احتمالا براى استراحت مسافران بوده است. شاید ناخدای کشتی ها نیز در اینجا خستگی راه از تن به در می کردند، کسی چه می داند. آب مورد استفاده اين مجموعه به وسيله جوى‌هاى روباز آجرى با شيب‌بندى ملايم از رودخانه تجن وارد حوض حياط مرکزى و آب مازاد از ضلع غربى آن خارج مى‌شد. این مسجد زیبای تنها می تواند لوکیشن فیلمی باشد یا مجموعه ای که شاید تاریخ هم در آن ورق بخورد...

رستوران ها و مجتمع های پذیرایی در مسیر دریا و مجموعه های دانشگاهی در راه بازگشت قرار دارند. به گفته کارشناسان در صورت رونق فرح آباد، تاسیسات پذیرایی و گردشگری موجود پاسخگوی 30 درصد نیازها خواهد بود.

زباله سوز؛ تنها با استانداردهای جهانی

نفس عمیقی می کشم، از بوهای ناخوشایند کارخانه ام دی اف سازی خبری نیست، شنیده ام در شهر بندری هامبورگ آلمان، کارخانه زباله سوز در وسط شهر واقع شده. مسئله احداث کارخانه زباله سوز را با کارشناس گردشگری سازمان میراث فرهنگی استان در میان می گذارم، ماهفروزی معتقد است؛« اگر کارخانه زباله سوز در این منطقه احداث نمی شد، بسیار بهتر بود اما قرار است ساری نفس بکشد بنابراین می بایست زباله های آن در جایی تبدیل شود، با هر کیفیتی کارخانه زباله سوز آغاز به کار کند، دچار مشکلاتی خواهیم بود اما امیدواریم در استقرار کارخانه و حمل زباله طبق فناوری و علم روز دنیا رفتار شود تا آسیب ها به حداقل برسد؛ باید پیش از هر چیز به یاد داشته باشیم با جاده دانشگاهی و گردشگری روبرو هستیم.»

صید سنتی شکار، ماهیگیری، برکه هایی مملو از نیلوفرهای آبی در روستاهای این جاده هر کدام فرصت اند. اگر شاه عباس، هم روزگار ما و بر مسند امور بود دستور تولید چه محصولی را صادر می کرد؟ ممکن بود سیاحان را به دیدن نیلوفرهای آبی دعوت کند؟ بساط ماهیگیری راه می انداخت؟ طرحهای شنا را زیر و رو می کرد؟ ما را روی عرشه کشتی های تفریحی می نشاند؟ دو طرف این جاده را باغ در برمی گرفت؟ صنایع دستی ما را با نبوغش سر و سامان می داد؟ نمی دانم.

در کتاب اقتصاد اصفهان در دوران صفویه نقل می‌شود در زمان شاه عباس سه دسته کاسب در میدان نقش جهان فعالیت می‌کردند که یک دسته آن کسبه سیار بودند که با چرخ و گاری اجناس خود را حمل  و در بخشی از میدان یا کنار پیاده روها بساط می‌کردند. اگر یکی از آنان دو بار پشت سر هم در بازار حاضر نمی‌شد عوامل حکومت به خانه او می رفتند و در صورتی که مریض شده و یا حادثه ای برایش اتفاق اقتاده بود، ابتدا رسیدگی به بیماری و یا حادثه پیش آمده می‌کردند و هزینه های او را کامل و علاوه بر آن همه هزینه ی دوره بیماری و ماندن در خانه را برای او می‌پرداختند. این رسیدگی تا بازگشت این کاسب به میدان ادامه می‌یافت و وقتی برای دوره جدید کاسبی وارد میدان می‌شد، عوامل حکومت به او مراجعه می‌کردند و درآمد یک ماه او را می‌پرداختند. چون با وقفه ای که در کسب او ایجاد شده بود به راحتی نمی توانست به کسب درآمد بپردازد. 

همچنین امنیت حاکم در ایران بزرگ آنچنان بود که کاروان سراهای متعدد با امکانات کامل برای استراحت مسافران جاده‌ها مهیا بود به گونه‌ای که شاه عباس سالی یک بار و بعضی وقت‌ها بیش از یک بار پای پیاده تا مشهد برای زیارت می رفت و باز می‌گشت. 

صدای پای قاطرها و اسبها 

میان خودروهای پرتعداد در مسیر بازگشت، کجاوه ها نیز بر روی قاطر، الاغ و اسب به چشم می خورد؛ صدای پایشان میان این همه هیاهو نیز شنیده می شود. تصادف حتما واژه ای نا آشنا برای آنهایی بود که از اصفهان راه می افتادند و با عبور از کوهپایه، نائین، انارک، جندق، دامغان، کیاسر و ساری به فرح آباد می آمدند. 

این جاده زیبا تنها به لحاظ گردشگری مطرح نیست که کارخانه هایی مثل تولید کپسول گاز خودرو، کارتن سازی، تفلون، تولید دان مرغ  و...، مرکز بزرگ تحقیقات شیلات مازندران در حاشیه آن سالهاست فعالند. شاید آلودگی تجن نازنین و بزرگترین دریاچه جهان با فعالیت غیر استاندارد آنها آلوده شده اند. شاه عباس می دانست که چگونه از بحر خزر ماهی بگیرد و ما...

کدام شاعر بود که سرود؛

 این کوه بلند است ولی نیست دماوند 

 این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست

 این شهر عظیم است ولی شهر غریب است

 این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

در دامن بحر خزر و ساحل گیلان 

موجی است که در ساحل دریای عدن نیست

پیترو دلاواله در سفرنامه خویش از فرهنگ و تمدنی در مازندران وصف می کند که تا به آن زمان در هیچ کجای دنیا نظیر آن را ندیده بود. شما هم چنین مطلبی را بخوانید باورتان می شود مازندران ما همانی باشد که او درباره اش گفته؟ مورخان و سفرنامه نویس ها هم می توانند افسانه بگویند!

روایت کرده اند؛ شاه عباس پیش از بر آمدن آفتاب روز جمعه بیست و چهارم جمادی الاول سال 1038 هجری قمری در کاخ جهان نمای فرح آباد درگذشت و او را موقتاً در جوار امامزاده ای در فرح آباد که امروز به امامزاده خلیفه معروف است دفن کردند و پس از مدت کوتاهی نبش قبر شده و به شهر دیگری که احتمالاً کاشان است، انتقال داده و مجدداً به خاک سپرده شد. چنین روایتی درباره کاخ مجموعه عباس آباد بهشهر نیز وجود دارد. مهم است شاه عباس در کدام شهر از دنیا رفته باشد؟ او باید روانش شاد باشد. کاش می توانستیم لحظاتی شانه های همواره استوارش را قرض بگیریم... 

به شهر می روم، چای عصرانه را ننوشیده دوباره راه رفته را باز می گردم و به حضور غروب می رسم. ساعت از چهار و نیم گذشته است و دریا دیدنی تر از همیشه.

آبی آسمان با قرمز کمرنگ عجین شده و خورشید دارد فرو می رود؛ گرگ و میش است و سردی هوا دلچسب.

سه کشتی لنگر انداخته اند، آمد و شد کم نیست و همه خودشان را برای یک شب سرد آماده می کنند. بعضی ها انگار باید شب را در اسکله بگذرانند و بقیه، راهی فرح آباد می شوند، تا شاید حمامی کنند، غذایی بخورند و...

غروب ساحل پرتحرک تر از طلوع آن است؛ آفتاب کهربایی محو می شود و دریا همچنان آرام است، شب دریا قصه های بیشتری دارد.  

  

 

 

سوتیتر:

دکتر ماهفروزی؛ علاقه ای به پهلو گرفتن کشتی های تجاری در فرح آباد نداریم، بنادر نوشهر و امیرآباد برای این منظور کفایت می کند. فرح آباد جهت برنامه ریزی در توسعه سفر دریایی بویژه حضور گردشگران کشورهای همسایه دارای فرصت است. توجه میراث فرهنگی به فرح آباد به عنوان یک مقصد در گردشگری فرهنگی با تخصیص اعتبار خاص ملی و استانی، می تواند چهره منطقه را دگرگون کند. تکثر فعالیت ها در فرح آباد می تواند پاسخگوی تنوع و تکثر علاقه ها در طول سال باشد.

 

 

ماهفروزی؛ گردشگری در دنیا، تفاهم ملت ها را پیگیری می کند. قدرت گردشگری صرفاً اشتغال و یا درآمد زایی نیست؛ قدرت حضور خرده فرهنگ ها و فرهنگ های کمتر شناخته شده در ساخت فرهنگ جهانی است. وقتی بنا باشد گردشگری محور توسعه کشور و مقصد توریست های اروپایی و جنوب شرق آسیایی ایران باشد، شهروندان و مسئولین مازندرانی نیز باید مثل صاحب خانه ای که قبل از دعوت میهمان، خانه را به لحاظ بهداشتی، رفاهی و... آماده می کند، باید هم به لحاظ زیست محیطی، بهداشتی، اقامتی و... فضا را مهیای حضور میهمان کنند.

 

 

فرح آباد یک شهر بندری است که نه تنها متعلق به مازندران که به ایران تعلق دارد و برنامه ریزی آن باید بر اساس توسعه ملی مورد توجه قرار بگیرد. مطمئناً ما نمی خواهیم شهری با همان کارکرد شهر بندری دوره صفویه را در این منطقه بنا کنیم و یا حتی بنا نداریم منطقه آزاد تجاری را به ساحل فرح آباد اختصاص دهیم. معتقدم؛ میلیاردها دلار هزینه و بندر امیرآباد احداث شد، بنابراین لزومی ندارد که تعدد نقاطی مثل امیرآباد را در مازندران داشته باشیم. از طرفی فرح آباد نیز نباید اهمیت خود را برای همیشه از دست بدهد. کارکرد این شهر می تواند متفاوت باشد، راه حل پیشنهادی ما نگاه به فرح آباد از دریچه گردشگری است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جای خالی بنفشه و پامچال روی لباس زنان مازنی

IMAGE

دوشنبه, 23 اسفند 1395 فاطمه حيدري شهابي، طراح لباس در گفتگو با ارمون: فاطمه حيدري شهابي در رشته طراحي تكنولوژي دوخت کارشناسی گرفت و کارشناسی ارشد طراحی لباس و پارچه. او مدرس دانشگاه آزاد واحد قائم شهر است. مزون "شاپرک" را در ساری مدیریت می کند. دوره های مختلف طراحی لباس از جمله خلاقيت در تزئينات...
ادامه مطلب...

 

 

 

 

طراحی و ساخت : شرکت تحلیلگران ایده طبرستان