مجله ارمون - یادداشت

ماهنامه ارمون

آخرین خبرها :

سین باوند، سرپرست و آهنگساز گروه موسیقی آوای سرو : موسیقی مازندران با ریشه تر از این است که نابود شود

 

 

حسین باوند، سرپرست و آهنگساز گروه موسیقی آوای سرو در گفتگو با ارمون:

موسیقی مازندران با ریشه تر از این است که نابود شود

 

احسان شریعت

درست است که اغلب هنرمندان در سنین کودکی با هدایت بزرگ ترها و آموزش اساتید به سمت هنر کشیده می شوند، اما اغلب در سنین جوانی است که شمه هایی از پدیدار شدن یک هنرمند منحصر به فرد نمودار می شود. هنرمندی که سعی می کند تنها پیرو و مقلد نبوده و سبک خود را بیابد. به همین خاطر در این جستجوهای هنری اغلب هنرمندان را می شود دید که به چند نوع هنر گرایش پیدا کرده و گاه در همه آنها خبره می شوند. یکی از این هنرمندان مازندرانی که می توان استعداد هنری را در رگ و پی او دید «حسین باوند»، هنرمند قائم شهری است که اصالتی سوادکوهی دارد.

 

 

 

اجرای کنسرتهای موسیقی داخلی و خارجی، صاحب سبک بودن در نوازندگی موسیقی سنتی و نویسنده کتاب هشت قطعه در سنتور از جمله افتخارات این هنرمند جوان محسوب می شود. موسیقی را نزد استاد کیومرث وندادی شروع کرده و فعالیت حرفه ای این هنرمند با اجراهای مختلف در استان آغاز گشت. موسیقی را نزد استادانی چون کیومرث وندادی، محمدجواد غلامی، اردوان کامکار و مجتبی زمانی آموخت. از دیگر افتخارات وی می توان به موارد زیر اشاره کرد: برنده لوح و تندیس از فستیوال موسیقی سوئیس به عنوان نوازنده برتر، وارد کردن سبک جدید در موسیقی سنتی ایرانی، اجراهای موفق داخلی و بین المللی و ضبط و ارائه موسیقی تکنوازی و گروه نوازی.

باوند که در کنار موسیقی به خوشنویسی نیز می پردازد ساز تخصصی اش سنتور و ساز دومش سه تار و تنبک بوده که در این زمینه دارای نشان درجه دو نوازندگی وآهنگسازی سنتی است. وی همچنین مدرس ساز سنتور و مبانی آهنگسازی و در عین حال سرپرستی وآهنگسازی گروه موسیقی آوای سرو را نیز برعهده دارد. باوند که در خوشنویسی دارای درجه ممتاز است، بیشتر وقت خود را به موسیقی اختصاص داده و تاکنون نمایشگاه خوشنویسی برگزار نکرد.

وی در گفتگو با ارمون گفت:«اجراهای داخلی در چند شهر و استان و همچنین اجراهای خارجی در کشورهای ترکیه، نروژ، فرانسه، آلمان، سوئد، کانادا و ارمنستان داشتم. کارهای گروهی با گروه خودم که با نام آوای سرو به اجرا درآمد در شهرهایی چون تهران، ساری، سمنان، شیراز، اصفهان، تبریز، بابل، همدان، سنندج، کرمان، کرج، اراک، گرگان، کیش و یزد بود. گروه موسیقی آوای سرو درسال 1389 با همکاری دوست خوبم مهران بابایی تاسیس شد که با هر مشکلی بود این گروه را پا برجا نگهداشتیم. اعضای گروه از 14 نفر تشکیل شده که شامل خواننده و نوازنده های سازهایی چون تنبک، سنتور، تار، عود، بمتار، قانون، نی، دف ودایره، قیچک وکمانچه است.»

ذات موسیقی صدا و حرکت است

این هنرمند قائم شهری در پاسخ به این پرسش که دیدگاه شما در خصوص هنر به ویژه موسیقی چیست؟، گفت:«موسیقی زبان احساسات است و ذات موسیقی صدا و حرکت. باید پذیرفت موسیقی پدیده ای است در فطرت آدمی. موسیقی یکی از زیر مجموعه های فرهنگ در همه جوامع است که با انسان و حکایات و احساسات همراه است.»

باوند با اشاره به دو سطح کار هنری گفت:«کار هنری هم می تواند برای عشق و علاقه باشد و هم جهت درآمدزایی و امرار معاش. در واقع این دو از هم جدا نیستند. به هر حال کسانی هستند که برای دل خود به فراگیری وآموزش موسیقی می پردازند وکسانی هم شغلشان ایجاب می کند.اما در واقع هم علاقه و هم درآمد تأثیر داشته و نمی توان این دو را از هم جدا کرد.»

وی در پاسخ به این پرسش که چرا امروزه برخی جوانان به موسیقی های بی هویت گرایش یافته اند؟ گفت:«به دلیل برخی کم توجهی ها به موسیقی اصیل ایرانی، توجه جوانان از این موسیقی با هویت کنده شده و به سمت موسیقی هایی میل یافته که هیچ ریشه ای در تاریخ و فرهنگ ما ندارند. از این رو ما باید هر روز بیشتر از دیروز تلاش کنیم تا موسیقی اصیل خود را در میان جوانان رونق بخشیم.»

این خوشنویس قائم شهری افزود:«به همین خاطر  جوانان چه در مقام نوازندگی و چه در جایگاه مخاطب به سمت موسیقی های بیگانه می روند. نپذیرفتن فرهنگ موسیقی خودمان و پذیرفتن فرهنگ موسیقی و گرایش به فرهنگهای دیگر جریانی است که بسیاری از جوانان با آن مواجه هستند. یکی ازعوامل تایین کننده دراین جریان امکانات و برتری کشورهای است که دارای ابزار فرهنگی برتر و قابل نفوذتر هستند. این موضوع موجب گرایش و احساس تعلق جوانان ونوجوانان امروزی به موسیقی غربی و نادیده گرفتن فرهنگ موسیقی ملی و بومی است.»

این آهنگساز مازندرانی درباره وضعیت موسیقی در مازندران، اعم از آموزش موسیقی، آموزشگاهها و هنرجویان ابراز داشت:«در حال حاضر در مازندران موسیقی پیشرفت به نسبت خوبی تا امروز داشته و می شود بیشتر از اینها برای توسعه و تحول آن تلاش کرد. اما بسیاری هستند که باواردکردن کارهای متفرقه سعی می کنند ارزش و جایگاه موسیقی ما را زیر سوال برده و از هویت خود دور کنند. موسیقی هایی که به تقلید از موسیقی مازندرانی اما در قالب های بسیار عامیانه و نادرست اجرا می شوند به موسیقی مازندرانی لطمه وارد می کنند.»

باوند ویژگی موسیقی اصیل مازندرانی را شامل آهنگ ها و ترانه های مردم روستاها و نقاط دور از شهر دانست که تا اندازهای طبیعی به نظر آمده و دست علم و هنر به آنها نرسیده است. به نظر وی نغمه های موسیقی بومی محلی چون ساده و طبیعی است بسیار دلنشین بوده و درحافظه ما مازندرانی ها جایی باز کرده که همواره در حال زمزمه کردن آن هستیم.

نمی توان از نابودی موسیقی سخن گفت

وی در پاسخ به این پرسش که چرا موسیقی سنتی ما از موسیقی های روز عقب افتاد، اظهار داشت:«مازندران از فرهنگ و تمدنی بسیار کهن و اصیل برخوردار است که نمی توان به این سادگی از نابودی آن سخن گفت. موسیقی بومی و اصیل مربوط به یک منطقه به حدی در تار و پود فرهنگ مردم ریشه دوانده که به این سادگی از بین نمی رود. اما می شود کمرنگ شدن آن را در فرهنگ مردم مازندران دید. به همین خاطر گاه می بینیم که حرکت هایی از طرف برخی جوانان اهل موسیقی صورت می گیرد تا مثلا با ترکیب موسیقی مازندرانی به صورت پاپ، نسل جوان را به این موسیقی نزدیک کنند. این سبک های جدید تلاش می کنند تا موسیقی مازندرانی را  به روز کنند. این حرکت ها برای زنده نگهداشتن موسیقی مازندرانی تأثیرگذار است، اما نباید از چارچوب های کلی خارج شود.»

باوند در همین رابطه به نقش اساتید بزرگ موسیقی مازندران در حفظ آن اشاره کرده و ابراز داشت:«برای مثال زنده یاد استاد احمد محسن پور یکی از پیشکسوتان و بزرگان موسیقی اصیل مازندران بود و برای رشد و رونق موسیقی مازندرانی تلاش قابل ستایشی کرد. به همین دلیل نام این هنرمند عزیز الگوی ما هنرمندان و هنردوستان خواهدبود. اگر این اساتید بزرگ نبودند شاید امروز چیزی از هنر و موسیقی مازندرانی برای ما نمی ماند. باید قدر این بزرگان را بدانیم. نه اینکه تنها پس از مرگ آنها به یادشان افتاده و برایشان مراسم های بزرگ برگزار کنیم. در حال حاضر اساتید بزرگی همچون استاد خوشرو داریم که باید قدر آنها را بدانیم.»

 

 

 

 

 

 

 

طبقه اجتماعی و برگزاری کنسرت های موسیقی در استان ها ؛ نباید ذائقه هنری را دسته بندی کرد

 

 

طبقه اجتماعی و برگزاری کنسرت های موسیقی در استان ها

نباید ذائقه هنری را دسته بندی کرد

احسان شریعت

 

هنر امری اجتماعی است. به قول ژان پل سارتر کتابی که خواننده ندارد گویی وجود ندارد. آثار هنری تولیدات اجتماعی اند که هم بر جامعه تأثیر گذاشته و هم از آن تأثیر می پذیرند. جامعه و هنر در رابطه ای متقابل به سر می برند. تمامی آثار هنری و ادبی بالاخره روزی قصد عرضه شدن به مخاطبان را دارند و این یک قانون عام در عرصه هنر می باشد. از یک قطعه موسیقی گرفته تا یک نقاشی زیبا، از رمانی خواندنی گرفته تا شعری دلکش، از یک مجسمه ی مفهومی گرفته تا یک تئاتر پرمغز، همه و همه اگر به مخاطب عام و خاص عرضه نشوند معنا و ویژگی ذاتی خود را از دست خواهند داد.   

آثار هنری به انواع روش ها به مخاطبان عرضه می شوند. برای مثال متداول ترین روش عرضه ی چند اثر نقاشی نمایش آن در یک نمایشگاه است. و یا آثار متنی همچون شعر و داستان ادبی به صورت کتاب به مشتریان عرضه می شوند. در سالیان اخیر با پیشرفت تکنولوژی و تغییر سبک عرضه ی آثار هنری، مسائل جدیدی برای گفتمان عرضه آثار هنری بروز یافته است. یکی از مهم ترین این مسائل جهان مجازی و سهولت دستیابی به آثار در شبکه های اینترنتی است. به طوری که می شود انواع قطعات موسیقی را در شبکه های اینترنتی پیدا کرد. آثار نقاشی، شعر، داستان، رمان، نگاره های خوشنویسی و غیره را تا جایی که امکانش باشد می شود در شبکه های اینترنتی یافت. این مسأله که تا حد زیادی به هنر به خصوص تولیدکنندگان آثار ضربه می زند در عرصه موسیقی بسیار شدیدتر از عرصه های دیگر است. به طوری که اغلب کشورهای جهان با وضع قوانین کپی رایت به جلوگیری از سوء استفاده و دسترسی غیرقانونی به آثار هنری همت گمارده اند. در این زمینه یکی از راه های دسترسی ناب و عرضه ی پاک هنر، اجرا در کنسرت های عمومی بوده و هست. کنسرت های موسیقی یکی از متداول ترین شیوه های عرضه ی هنر موسیقی اند.

اما مسأله ای که در این نگاشته مورد نظر است، ارتباط میان طبقه اجتماعی و دریافت هنر می باشد. کنسرت های موسیقی در سالیان اخیر با شدت و ضعف گوناگون در تهران و استان های مختلف ایران برگزار شده اند. نکته قابل توجه در این کنسرت ها قیمت بلیت ورودی برای شرکت در آن بوده است. به طوری که با کمی دقت در انواع کنسرت های برگزاری شده ی موسیقی در سالیان اخیر می توان به جمع بندی کلی از این حیث رسید که قیمت بلیت های این کنسرت ها مبالغ تأمل برانگیزی را نشان می دهد. برای نمونه کنسرت هایی که در استان مازندران برگزار می شود مبالغ 50 یا 70 هزار تومانی را برای شرکت در کنسرت تعیین می کنند.

در این زمینه باید پذیرفت که قیمت های فوق برای افراد معمولی و طبقات متوسط شهری نرخ های بالایی محسوب می شود. در شرایط کنونی اقتصادی، اغلب افراد و خانواده های کم درآمد بیشتر به مرتفع ساختن نیازهای دم دستی می پردازند تا اختصاص دادن بخشی از درآمد به علایق هنری. در شرایطی که میزان زیادی از خانواده ها روی مبلغ 45 هزار تومانی یارانه حساب باز می کنند نمی توان از آن ها انتظار داشت رقمی همسطح یا بالاتر از آن را برای رفتن به کنسرت موسیقی هزینه کنند. با این وضع شرایطی به وجود می آید که در زیر بدان اشاره می شود:

نخستین و اصلی ترین پدیده ای که این نرخ گذاری به وجود می آورد تقسیم بندی جامعه هدف دریافت کننده هنر است. وقتی قیمت های بالا برای کنسرت موسیقی هنرمندان فاخر ایران اختصاص می یابد خود به خود افراد طبقات پردرآمد جامعه به این کنسرت ها رفته و به مخاطبان آن تبدیل می گردند. از سوی دیگر افراد متوسط و کم درآمد به طور منطقی مخاطب این گونه کنسرت ها نبوده و هنر فاخر موسیقیدانان و خوانندگان بزرگ به بخش محدود پردرآمد جامعه اختصاص می یابد. افراد و خانواده هایی که توان شرکت در کنسرت های این چنین را ندارند از بهره گیری زنده و هیجانی از موسیقی فاخر بی بهره می شوند. آن ها خود به خود از تربیت زیبایی شناختی چنین سطحی از هنر و موسیقی ملی ایران زمین محروم شده و به طور منطقی نیازهایشان را در جایی به مراتب پایین تر جستجو می کنند. جایی که نیازی به هزینه اقتصادی زیادی نباشد. در آن زمینه معمولاً موسیقی های نازل تری یافت می شود که به هیچ عنوان قابل مقایسه با موسیقی و هنر فاخر نیست. موسیقی های بی هویت و گوش خراشی که در فضای اینترنت، کلوپ ها، شبکه های ماهواره ای و یا در میان جوانان این دست و آن دست می شود از این نوع موسیقی های دم دستی و بی اصالت است. این نوع موسیقی ها که به وفور و تقریباً به طور مجانی در اختیار هر قشری از جامعه قرار دارد تربیت زیبایی شناختی ای را می پروراند که نه به هویت فرهنگی و هنری ما نزدیک است و نه حس زیبایی شناسی هنری خاصی را دنبال می کند.

نتیجه اینکه نرخ قیمت گذاری کنسرت ها به این صورت چنین تقسیم بندی نابرابری را از حیث دریافت هنر میان طبقات اجتماعی به وجود می آورد. اگر مقصود برگزارکنندگان آن است که با این نوع قیمت گذاری از ازدحام جمعیت کاسته و جمعیت را تنظیم کنند، می بایست گفت راه های بهتری نیز برای این امر وجود دارد. نباید با قشربندی کردن مردم، ذائقه هنری شان را دسته بندی کرد. هنر فاخر باید به گونه ای در جامعه عرضه شود که همه اقشار اجتماعی از آن بهره مند شوند.

 

 

 

 

سعدی صادقی، مدیر برترین گروه موسیقی نخستین جشنواره "لیلم" اهتر شدند و قدر فرهنگ موسیقی خود را می‌دانند

 

سعدی صادقی، مدیر برترین گروه موسیقی نخستین جشنواره "لیلم" در گفتگو با ارمون:

مردم آگاهتر شدند و قدر فرهنگ موسیقی خود را می‌دانند

آتنا فلاحتی

گروه موسیقی بومی سلیم، برترین گروه جشنواره "لیلم" در سال گذشته بود. سعدی صادقی در دهه نود با هدف حفظ و گسترش موسیقی بومی مازندران این گروه را تشکیل داد و در این سال‌ها می‌کوشد تا ریشه‌های آواها و نواهای مازندران را از سراسر کشور به مرزهایی فراتر از ایران گسترش دهد.

گفت‌وگویی با سعدی صادقی پیرامون چگونگی شکل‌گیری گروه، هدف‌های آن و ... انجام دادیم.

 

 

کمی درباره‌ نوعفعالیت گروه توضیح بفرمایید. گروه سلیم از چه سالی و چطور تشکیل شد؟

در سال 1393 با رویکرد حفظ  و اشاعه فرهنگ غنی موسیقی مازندران تصمیم به تشکیل یک گروه موسیقی گرفتم، در کنار اجراهای گوناگون، کسب مقام نخست در اولین جشنواره‌ سراسری لیلم در سال 95 یکی از دستاوردهای مهم بود و انگیزه‌ای دو صد چندان برای ادامه‌ فعالیت شد که تا امروز ادامه دارد.

چطور به فکر تشکیل گروه افتادید؟

پس از سال‌ها شاگردی در محضر استادان موسیقی، همکاری با گروه‌های گوناگون و کسب تجربه، تدریس حرفه‌ای موسیقی مازندران و همچنین همان‌طور که پیش‌تر گفتم  برای حفظ و اشاعه‌ موسیقی مازندران و نشر و نمو هرچه بیشتر آن میان نسل جوان و البته با توجه به علاقه بسیارم به این موسیقی، ایده تشکیل گروه در ذهنم شکل گرفت.

به غیر از موسیقی محلی و بومی، در حوزه‌ موسیقی سایر مناطق هم فعالیت می‌کنید؟

در اجراهای گروهی خیر، ولی برای آشنایی و فعالیت حرفه‌ای‌تر، این نیاز در همه وجود دارد که بتوانیم تا آنجا که در توان علمی ما می‌گنجد، نسبت به موسیقی سایر نواحی کشور، شناخت لازم را داشته باشیم.

گروه فعالیت پژوهشی هم دارد؟

صد درصد بله، همه اعضای گروه بنا بر توانایی و زمان خود در زمینه موسیقی مطالعه و پژوهش دارند، بدون فعالیت پژوهشی کار و اجرا به‌ویژه برای سرپرست گروه کمی دشوار است، توانایی بدون آگاهی و دانش در نهایت چنانکه باید اثرگذار نخواهد بود و این دو عامل مکمل یکدیگرند. در کنار سایر هنرمندان باسابقه و با تکیه بر دانش بومی آنها، فعالیت پژوهشی خود را داریم که از نتیجه و دانش آن برای پیشبرد هدف‌های گروه استفاده می‌کنیم.

در چه رشته‌ای تحصیل کردید و آیا درآمدتان تنها از فعالیت در عرصه‌ موسیقی است؟

رشته‌ی تحصیلی من متالوژی است، نزدیک به دو سال است که به یک کار دولتی مشغولم و در کنار موسیقی از این کار هم درآمد دارم.

وضعیت کنونی موسیقی مازندران را چطور ارزیابی می‌کنید؟ نسبت به گذشته و چند دهه‌ پیش چه تغییری داشته است؟ روند رو به بهبود و یا رو به زوال است؟

موسیقی مازندران در چند دهه‌ اخیر با تلاش استادان بزرگ و عاشقی مانند استاد احمد محسن‌پور که زحمات زیادی را برای حفظ و اشاعه‌ آن کشیدند، بی‌شک روند رو به بهبود داشته است. پیش از این، تعداد آثار ثبتی و ضبطی که سندیت داشته باشد، بسیار کم بود و به‌جرات می‌توان گفت استاد محسن‌پور و استاد جهانگیر نصری اشرفی اولین کار مهم در این راستا را با همکاری اساتید بومی شرق تا غرب استان انجام دادند. در زمینه‌ اجرای گروهی هم می‌توان گفت گروه شواش انقلابی را در موسیقی مازندران ایجاد کرده که با استقبال گرم و بی‌نظیر مردم روبرو شده است. البته ذکر این نکته الزامی است که گشایش فرهنگ‌خانه مازندران و گروه شواش به همت استاد محسن‌پور، همچنین حضور استاد فقید حسین طیبی، نقش مهمی در افزایش آگاهی مردم نسبت به موسیقی بکر مازندران و سازهای بومی آن داشته‌ است.

از نظر شماملودی‌ها و ترانه‌های مازندرانی و در واقع موسیقی مازندران، میان موسیقی‌ اقوام ایرانی چه جایگاهی دارد؟

موسیقی هر منطقه جایگاه و زیبایی خاص خود را دارد و موسیقی مازندران نیز از این قاعده مستثنا نیست. هریک از ملودی‌ها و ترانه‌ها بیانگر بخشی از تاریخ و هنر و راوی داستان‌هایی هستند که در دل خود پیشینه پربار ما را جای داده است، این داستان‌ها با درونمایه‌های گوناگون خود از زندگی، کار، تصورات، دانش، افسانه‌ها و ... روایتگر سرگذشت و شیوه و توانایی هنری مازندران است.

به نظر شماماندگارترین و شنیدنی‌ترین موسیقی اقوام مربوط به کدام قوم است؟

ببینید نمی‌توانم بگویم کدام قوم موسیقی بهتر یا شنیدنی‌تری نسبت به قوم دیگر دارد، به نظر من موسیقی هر منطقه چه از نظر شعر و کلام و چه از نظر سازها، اگر کاملاً درست اجرا شود، در جایگاه خود شنیدنی و جذاب است، چرا که جمع تمامی این‌ها، فرهنگ موسیقیایی ایران را با این پیشینه گسترده و با ارزش تشکیل می‌دهد.

از فعالیت‌ها و اجراهای گروهتان برای ما بگویید. استقبال چطور بود؟ خارج از ایران هم اجرا داشتید؟

در کنسرت‎ها و جشنواره‌های گوناگون در سراسر کشور شرکت داشتیم که استقبال خوبی و در خوری هم از آنها شد، موسیقی مازندرانی از غنای بسیاری برخوردار است که اجرای آن بر مخاطب عام وخاص اثرگذار است، البته علاقه و وفاداری مازندرانی‌ها در تمام کشور به موسیقی بومی را نمی‌توان نادیده گرفت. گرچه در خارج از کشور اجرایی نداشتیم، امیدوارم بتوانیم ذره‌ای از فرهنگ منطقه‌ خود را در خارج از کشور به گوش جهانیان برسانم که هنوز توفیق آن را نداشتیم.

کارهایی انجام دادید که به‌نوعی نوآوری محسوب شود؟

بله البته، یکی از معیارهای انتخاب فرد یا گروه برتر در جشنواره از طرف داوران، همین معیار نوآوری است.

 وظیفه‌ ذاتی هنر نوآوری است و در صورت چشم پوشیدن از نوآوری و گام برداشتن در یک راه ثابت، نتیجه‌ای جز تکرار مکررات نخواهد داشت. معتقدم باید هر نوآوری بر پایه دانش و اصول موسیقی انجام شود، تلاش می‌کنم با حفظ قواعد و شکل درست موسیقی مازندران، اصول نوآوری را در آثار گروه به کار بگیرم.

آیا اصولاً موسیقی مازندران فضایی برای نوآوری دارد؟

نه‌تنها موسیقی مازندران، بلکه به نظرم موسیقی نواحی و غیرمقامی برای نوآوری فضای لازم را دارد.

با کدام گروه در استان و یا خارج از استان همکاری دارید؟

در استان با بیشتر گروه‌های شاخته شده از جمله گروه‌های شواش، نیما، وارش، هزاردستان، دلبند، گروه استاد خوشرو و ... همکاری داشته و دارم.

گروه سلیم برترین گروه جشنواره لیلم در سال گذشته بود. این انتخاب چه دلایلی داشت؟ آیا همه‌ گروه‌های مطرح استان در این جشنواره حضور داشتند؟ در واقع می‌خواهم بدانم گروه سلیم در رقابت با گروه‌های مدعی اول شد؟

پرسش اول را باید از داوران عزیزی که این انتخاب و لطف را نسبت به گروه سلیم داشتند، پرسید. در جواب پرسش دوم شما، بیشتر گروه‌های مطرح جوان با به‌کارگیری هنرمندان باتجربه در این جشنواره حضور داشتند، اما فکر می‌کنم گروه سلیم از نظر تکنیک و اجرا یعنی چگونگی به‌کارگیری سازهای بومی، انتخاب ملودی و چینش آنها و با توجه به ریتم ملودی‌ها نسبت به سایر گروه‌ها اجرای حرفه‌ای‌تری داشت.

نظرتان درباره‌ی برگزاری جشنواره‌های این‌چنینی چیست؟

جشنواره فرصتی برای سنجش توانایی گروه‌های هنری است که برگزاری درست و داوری عادلانه آن انگیزه‌های بیشتری برای ادامه راه به هنرمندان می‌دهد، با جشنواره‌های بومی و منطقه‌ای موافقم  و امیدوارم ادامه داشته باشد چرا که نسل‌های جوان با تکیه بر دانش برگزارکنندگان و داوران راه هموارتری برای رسیدن به هدف خود پشت سر می‌گذارند.

امسال هم در جشنواره لیلم شرکت می‌کنید؟ به نظر شما این جشنواره در حفظ موسیقی چه تأثیری می‌تواند داشته باشد؟

شورای سیاست‌گذاری جشنواره به گروه برتر، اجازه‌ شرکت در دوره‌ی بعد را نمی‌دهد. برگزاری این جشنواره‌ها سبب می‌شود گروه‌ها و افراد با انگیزه، هدف، امید و کوشش بیشتری ادامه دهند، به‌ویژه این مساله درباره گروه‌های جوان‌تر که با پشتیبانی جشنواره علاقه و تعهد بیشتری به موسیقی پیدا می‌کنند صدق می‌کند، نسل پیش‌رو نیازمند برگزاری چنین جشنواره‌هایی است تا به کمک دستاوردها و برنامه‌های آن بتواند بخشی از فرهنگ بومی مازندران را در قالب موسیقی حفظ کند وگسترش دهد.

با توجه به تغییر ذائقه‌ مخاطبان موسیقی و تمایل روزافزون به موسیقی‌های مدرن و پاپ، می‌توان به ماندگاری موسیقی بومی امیدوار بود؟

به قول شاعر: هر کسی کو دور ماند از اصل خویش/ باز جوید روزگار وصل خویش.

هر چند موسیقی مدرن و پاپ نیز جایگاه و شرایط خاص خود را دارد ولی موسیقی اصیل و بومی با گذشت زمان و پیشرفت‌ها، همیشه اثرگذاری و مخاطب خاص خود را دارد و خواهد داشت، هنرمندان بومی نقش به‌سزایی در تغییر این ذائقه دارند، توجه به موسیقی بومی و در نظر گرفتن برنامه‌های سازماندهی شده برای اجرای پرشمار و سالانه این تغییر اثرگذار خواهد بود، البته نباید از نقش حمایت دولتی و در اختیار قرار دادن امکانات غافل شد، همانطور که می‌دانید با بودجه و امکانات بیشتر و بهتر نه تنها موسیقی بومی مازندران در ایران، که در کشورهای دیگر نیز می‌تواند بهتر شناسانده شود و راه صد ساله را در مدت زمان کمتری طی کند.

برای جذب مخاطبان بیشتر به‌ویژه جوان‌ترها چه می‌کنید؟

با توجه به اینکه خودم از نسل جوان هستم، می‌توانم بگویم انتخاب درست اشعار، اجرای درست و بنیادی موسیقی و همچنین شناخت حال و احساس نسل امروز، از عوامل اصلی جذب جوانان شمرده می‌شود، گروه تلاش می‌کند تا با به‌کارگیری این نکته‌ها و احترام به سلیقه نسل جوان مخاطبان بیشتری را به موسیقی بومی و اصیل مازندران جذب کند.

به طور کلی، موسیقی‌های اقوام به‌ویژه موسیقی مازندران، پتانسیل لازم برای خلق آثار جدید متناسب با سلیقه‌ی مخاطبان امروز را دارد؟

بله. در غیر این صورت موسیقی و حتی فرهنگ یک منطقه درجا خواهد زد و در نهایت از گردونه‌ی اجرا و رقابت حذف خواهد شد، در طول تاریخ هیچ‌وقت این‌گونه نبوده و نیست.

نظرتان درباره‌ی گروه‌های موسیقی استان که موسیقی اقوام مختلف کشور را در کنسرت‌ها اجرا می‌کنند، چیست؟

آنچه که شاهد آن هستم این است که همه گروه‌ها و افراد فعال دراین زمینه، با وجود مشکلات فراوان تلاش می‌کنند تا در ماندگاری و اثرگذاری موسیقی بومی نقش داشته باشند، گرچه باید از این زحمات قدردانی کرد، ولی به نظر من بهتر است موسیقی هر منطقه، توسط هنرمندان و خنیاگران همان منطقه اجرا گردد.

خودتان تاکنون چنین اقدامی کرده‌اید؟ چرا؟

برای شناخت و حرفه‌ای شدن خودم و گروه این کار را انجام دادم، ولی نه برای اجرا و این حق را به هنرمندان همان منطقه می‌سپارم.

در اجراها معمولاً با چه مشکلاتی مواجه هستید؟

در سال‌های اخیر حمایت‌ها کمی بیشتر شده، هرچند مشکلات کم نیست. یکی از این مشکلات، توان مالی این گروه‌هااست، در خصوص فعل حلال و حرام بودن موسیقی، در این سال‌ها محدودیت کمتر شده، چرا که مردم آگاه‌تر شده‌اند و قدر فرهنگ خود را می‌دانند. در کنار این‌ها، اگر حمایت‌های مسئولین این حوزه بیشتر شود، انگیزه‌های ما هم بیشتر می‌شود.

چه باید کرد تا مردم و جوانان از کنسرت‌های موسیقی محلی استقبال بیشتری کنند؟

از دیرباز موسیقی جزء جدایی‌ناپذیر زندگی مردم مازندران بوده‌است. هنوز هم همین‌طور است، هنوز مانند گذشته موسیقی کار، شادی، عزا و غیره داریم که این موضوع برخاسته از زندگی روزمره‌ مردم و با توجه به جغرافیای زندگی آن‌ها می‌باشد.

هنرمندان این بخش وظیفه‌ خود که اجرای موسیقی است را در حد توان انجام می‌دهند اما سیاست‌گذاری‌های مرتبط با جذب مردم توسط وزارت‌ فرهنگ و ارشاد و همچنین رسانه‌ها در این زمینه اثرگذار است. به‌عنوان نمونه، اختصاص سالن‌ها مجهز و بزرگ با هزینه‌ی کم برای گروه‌ها و مخاطبانشان می‌تواند یکی از این موارد باشد.

همان‌طور که پیش از این اشاره شد، موسیقی در شادی و غم حضور دارد. حال برای اینکه جامعه‌ای شاد داشته باشیم، موسیقی و هنرمندان این رشته می‌توانند چه کاری انجام دهند؟

از گذشته تا کنون برای هر بخش از زندگی اجتماعی، موسیقی خاصی وجود داشته و دارد. همین که فضا برای اجرای موسیقی و کنسرت‌ها بازتر شود و هنرمندان بیشتر حمایت شوند، خود باعث ایجاد شادی در جامعه می‌شود.

از برنامه‌های آینده‌ی گروه سلیم بگویید.

گروه سلیم در حال حاضر مشغول ضبط آلبومی به نام (ماه ده و چار) است که ان‌شاءالله به زودی با همکاری شرکت فرهنگی هنری مهر آوا منتشر خواهد شد. همچنین اجرای کنسرت‌های بزرگ در شهرستان‌های مختلف از برنامه‌های گروه سلیم است و مشغول تمرین برای این کنسرت‌ها هستیم.

- آیا به زودی شاهد حضورهای بین‌المللی این گروه خوب مازندرانی خواهیم بود؟

با توکل بر خدا و همت اعضای گروه و حمایت مسئولین، امیدواریم موفقیت‌هایی در عرصه‌های بین‌المللی کسب کنیم.

 

 

هنر درمانی ؛موسیقی شفا می دهد

 

 

هنر درمانی

موسیقی شفا می دهد

 

سید بابک میرمبینی

دانشجوی دکترای روانشناسی تربیتی

 

فعالیت‌های خلاق روان درمانی با استفاده از مواد و روشهای (هنری - دیداری - شنیداری) را هنردرمانی گویند.

 تاریخچه «بهداشت روانی» به قدمت بروز بیماریهای روانی‌است. اما امروزه در رویکردهای سلامت نگر واژه «سلامتی» یک مؤلفه سه بعدی روانی، اجتماعی، جسمانی است و فارغ از جنسیت محسوب می‌شود. اختلالات عاطفی و روانی، که بطور مداوم روبه تزاید است از جمله مهمترین عوامل مؤثر در کاهش کیفیت زندگی در تمام جوامع بشری ست. بر خلاف تصور عمومی نابهنجاریهای«روانی _ عاطفی» در میان کودکان و نوجوانان در قیاس با دیگر مقاطع سنی درصد بالاتری را به خود اختصاص داده‌است و تقریباً ۲۲ درصد از دانش آموزان در طی یک سال، عوارض و نشانه‌های اختلالات روان شناختی را بر اساس معیارهای DSM-V تجربه می‌کنند. اما کمتر از ۲۰درصد آنان از خدمات سلامت روانی بهرمند می‌شوند. از آنجا که خانواده و مدرسه از جمله مهمترین نهادهای اجتماعی مرتبط با کودکان، هستند، لزوم آموزش والدین و مربیان در راستای ارتقاء سطح بهداشت روانی از ضروریات امروز جامعه ماست. می‌توان برای مدارس بعنوان اصلی‌ترین پایگاه آموزشی کودکان با دارا بودن تنوع و گستردگی جمعیتی به مراتب بیشترازخانواده، کارکردی دوگانه قائل شد. از یک سو مدارس می‌توانند زمینه ساز افزایش وگسترش هر چه بیشتر مشکلات عاطفی روانی کودکان باشند و از دگر سو با کارکردی پیشگیرانه در ارتقاء سطح آگاهی و به طبع کاهش اثرات مخرب رفتارهای نا هنجار روانی دانش آموزان بکوشند و موجبات تشخص تحصیلی و شخصیتی کودکان را فرهم آورند.

 امروزه یکی از شیوه‌های نوین مقابله با ناراحتی‌های روانی عاطفی که در سطح جهان مورد تأکید قرار گرفته و استفاده از آن کم‌کم بصورت گسترده‌ای رواج یافته، بهره‌گیری از تکنیکهای «هنر درمانی» است که خوشبختانه بر پایه مطالعات بعمل آمده مصادیقی از شناخت و استفاده‌های اولیه از آن طی چند سال اخیر در کشورمان نیز دیده شده‌است.

 

پیشینه هنر درمانی

هر چند مبحث هنر درمانی از دیرباز مورد توجه اندیشمندان و فیلسوفان از جمله ارسطو بوده و کارکردهای درمانی هنر با عناوینی چون «کاتارسیس» یا «پالایش روانی» از هزاران سال قبل مطرح گشته، اما کاربرد روان شناسانۀ هنر به شکل امروزی نخستین بار توسط زیگموند فروید ارائه شد و دیری نپایید که هنر و روانکاوی از تأثیرات متقابل یکدیگر بهره‌ها بردند. فروید در تعدادی از رساله‌ها و نوشته‌های خود به روانشناسی هنرمند و تاثیرات روانشناسانه آثار هنری بر مخاطبان اشاره‌های مستقیمی دارد و فعالیت‌های هنری را به مثابه ابزاری نیرومند جهت تحلیل روانکاوانه شخصیت مورد ارزیابی جدی قرار می‌دهد. سالها بعد(۱۹۵۸) کرامر مشخصا به منظور رفع اختلالات هیجانی در کودکان به شیوه "نقاشی درمانی" متوسل شد. وی هدف هنر درمانی را ایجاد موقعیتی برای انتخاب و تغییر رفتارها می‌داند و به باور او این کار فرصتهایی را برای تجربه مجدد تعارضها پدید می‌آورد، تا از این راه به رفع، تحلیل، یا پاسخگویی آنها بپردازد.

هدف از فعالیت‌های هنر درمانگرانه رشد هویت، شخصیت و نیز برانگیختن احساس موفقیت در کودکان از طریق ابزارهای ابتکاری خودمحور است. سایمون معتقد است که هنر درمانی یا روان درمانی هنری مستلزم توجه به نیازهای روانی بیماران، نظیر نیاز به آزادی، اظهار وجود و آرامش است و بر همین اساس نیازمند توجه به جزئیات مهارتهای هنری نیست و فعالیت‌ها و تولیدات هنری را نه به خاطر رویکرد زیبایی شناسانه آن‌ها بلکه به دلیل نقش روانکاوانه و درمانگرشان مورد توجه قرار می‌دهد.

هنر درمانگر

هنر درمانگر در اصطلاح به شخصی اطلاق می‌شود که با شناخت و احاطه بر جوانب مختلف هنر و روان‌شناسی وبا کمک یک تیم متشکل از پزشکان و هنرمندان تلاش می‌کند با بهره‌گیری از شیوه‌های هنری ویژه به درمان‌گیر کمک کند تا مکنونات غیر کلامی خود را در قالب اثری بدیع و خلاق به منصۀ بروز و اظهار برساند. یک درمانگر با چنین هدفی می‌تواند جلسات درمانی خود را بسته به شرایط به صورت انفرادی، خانوادگی یا گروهی هدایت کند.

هنر درماني چگونه عمل مي‌کند؟

 هنر درمانگر مي‌تواند از روش‌هاي متنوع و متعدد هنري از جمله موسیقی، نقاشي، طراحي، مجسمه‌سازي و کولاژ (تصوير تکّه‌کاري) در مورد بيماران، از کودک تا سالمند، استفاده کند. کساني که دچار آسيب‌هاي هيجاني، خشونت جسمي، بهره‌کشي خانگي، اضطراب، افسردگي و ساير مشکلات رواني شده باشند مي‌توانند از خود بيانگري خلاقانه سود ببرند. خدمات هنر درماني مي‌تواند در مدرسه، سازمان‌هاي اجتماعي، بيمارستان و مراکز روان درماني خصوصي در دسترس بيماران باشند. ممکن است کنجکاو باشيد بدانيد که جلسات هنردرماني چه تفاوتي با کلاس‌هاي معمولي هنرآموزي دارد. در کتاب مرجع هنردرماني نوشته کتي مالديوچي چنين آمده است: «در اغلب جلسات هنردرماني، تمرکز بر روي تجربيات دروني (احساسات، ادراکات و تصوّرات) خود شخص است. با وجودي که هنردرماني ممکن است شامل يادگيري مهارت‌ها يا تکنيک‌هاي هنري شود امّا تأکيد به طور کلّي نخست بر ايجاد و بيان تصاويري است که از درون فرد برمي‌آيد، نه بر آن چيزهايي که او در دنياي خارج مي‌بيند.» و با وجودي که در بعضي از کلاس‌هاي سنتي هنري نيز ممکن است از شما خواسته شود که از روي تصوّرات و تخيلاتتان طراحي يا نقاشي کنيد امّا در هنردرماني، دنياي دروني تصاوير، احساسات، افکار و ايده‌هاي شما همواره در درجه اوّل اهميت قرار دارد. 

موسیقی درمانی

در یونان قدیم ارتباط نزدیکی بین موسیقی و شفا وجود داشت. این همبستگی به یکی از خدایان یونان آپولو شخصیت و شکل داده است. آپولو هم خدای موسیقی و هم خدای طب بود. یونانیان معتقد بودند که امراض نتیجه عدم هارمونی در وجود فرد است و موسیقی با قدرت روحی و اخلاقی خود می تواند با برگرداندن هارمونی و نظم در بدن سلامتی را برای فرد مورد استفاده به ارمغان آورد.

موسیقی درمانی یک فرآیند فعال است. در موسیقی درمانی، ما انتظار داریم که موسیقی ما را در برگرفته و در تمام وجودمان جریان پیدا کند. به خاطر داشته باشید: انرژی در پی اندیشه می آید هر جا که فکر باشد انرژی هم وجود دارد.

برای بهتر گوش کردن به موسیقی دو مطلب را به خاطر بسپارید:

1-     صدای موسیقی در حدی باشد که شما با آن راحت هستید.

2- خودتان را تسلیم موسیقی کنید.

 

مواردی چند از موسیقی درمانی

کاربرد موسیقی درمانی برای کمک به افراد عقب مانده با حرکات ریتمیک موزیکال می توان مهارت در هماهنگی های حرکتی را بهبود بخشید، اشعار آوازهای مخصوص را می توان نوشت که از طریق آن مراحل و روش های مهارت های خودیاری مثل لباس پوشیدن و مسواک زدن را یاد بگیرند و به خاطر بسپارند. موزیک تراپیست ها، برای اینکه برنامه های درمانی و روش های مؤثر برای در حال جریان ایجاد کنند، باید برنامه ریزی دقیقی را به کار گیرند. جریان برنامه ریزی شامل چهار مرحله کلی است:

1-تعریف مشکل درمانجو یا زمینه نیاز آن (سنجش)

2-فراهم کردن هدفی برای درمانجو که به رفع مشکل یا نیاز او کمک کند.

3-برنامه ریزی مناسب فعالیت های موزیکی

4-تکمیل روش ها و فعالیت ها و ارزشیابی واکنش های درمانجو

مشاهدات و تجربیات اخیر نشان داده است که کاربرد موسیقی در درمان ناتوانی های یادگیری اشخاصی که آسیب های شنوایی دارند، اشخاصی که آسیب های بینایی یا آسیب های گفتاری دارند، مورد استفاده قرار می گیرد.

 

کاربرد موسیقی درمانی در نارسائی های گفتاری

افرادی که در ارتباط کلامی مشکل دارند با خواندن آوازها و سرودهای مخصوص می توانند در شمرده تلفظ کردن اصوات، گفتار مورد نیاز و مهارت در تشخیص لغات رشد و تمرین کنند. ریتم و صدای موسیقی همچنین می تواند تقویت جریان تکلم را در اختلالات گفتاری مانند لکنت زبان آسان سازد. از موسیقی برای اشخاص زبان پریش (آفازیک) به عنوان روش برای برقراری رابطه کلامی می توان استفاده کرد.
تکنیک شناخته شده، درمان آوازی ملودیک(Melodic

intonation Therapy)

در اوایل دهه هفتاد میلادی به عنوان یک روش ترمیمی برای بخشی از مسائل گفتاری بزرگسالان زبان پریش به وجود آمده است. در این روش جملات کوتاه در نمونه های ساده آهنگین، با آواز خوانده می شود. به موازاتی که بیماران عبارات و جملات را یاد می گیرند، آهنگ ها کمرنگ تر و محو می شوند، این روش بر پایه این نظریه قرار گرفته که وقتی نیم کره سمت چپ، آسیب می بیند می توان به وسیله اغراق در آواز (ریتم، با تأکید بیان کردن و جملات ملودیک) با کمک نیم کره راست مغز، تکلم را کمک، تحریک و تسهیل کرد.

کاربرد موسیقی درمانی در درمان معلولیت های ارتوپدی

 بنابر نظر رودنبرگ (1982) از موسیقی می توان در چند منظور درمانی برای معلولین ارتوپدی استفاده کرد:

1- کاهش حواس پرتی

2-     رهایی از تنش ها و حساسیت های شدید

3-     تقویت تمرین های عضلانی

4-افزایش احساس ارزش شخصی

فعالیت های مختلف موسیقی درمانی می تواند جهت بهبود وضعیت مفاصل و ماهیچه ها و افزایش هماهنگی حرکات آنها کمک کرد مثلاً نواختن سازهای انتخاب شده با شیوه های مخصوص می تواند تحرک و استقامت مفاصل را افزایش دهد و با هماهنگی قسمت هایی از بدن را بهبود بخشد.

یکی دیگر از منافع یادگیری نواختن ساز برای معلولین، احساس کامیابی و رضایت است. نواختن ساز، احساس ارزش شخصی را افزایش می دهد و اگر به صورت گروهی نواخته شود، رشد اجتماعی شان تقویت خواهد شد.

کاربرد موسیقی ‌درمانی ‌در ‌درمان‌ سالمندان
سالمندی معمولاً با درجاتی از زوال کارکرد جسمی و ذهنی همراه است. که این درجات در افراد مختلف متفاوت است. بیشتر افراد مسن خصوصاً آنهایی که در خانه های سالمندان زندگی می کنند، علائمی از اختلالات فکری و بدنی دارند.

بسیاری از سالمندان مشکل پزشکی مانند بیماری های قلبی، دیابت، سرطان و یا فشارخون دارند. به علاوه عده ای نیز به دلایل عاطفی دچار افسردگی و تنهایی می شوند. موسیقی درمانی می تواند در زمینه تقویت کارکرد جسمی و روحی این افراد مؤثر واقع شود. به عنوان مثال موسیقی همراه با تمرینات و ورزش های روزانه، می توان احساس دردی را که غالباً توأم با این ورزش هاست از ذهن دور ساخته و یا انگیزه و محرک لازم را برای شرکت در انجام این قبیل ورزش ها و فعالیت های حرکتی فراهم کرد. دست زدن نشاط انگیز و موسیقی ریتمیک می تواند ورم مفاصل انگشتان را صاف کند، اعتماد به نفس او را افزایش داده و انرژی مثبت را در اینگونه افراد تقویت کند. مهم است به خاطر بسپاریم که موسیقی مورد علاقه سالمندان مانند دیگر اقشار مردم دامنه وسیعی دارد. علاقه آنها متناسب با سنشان تغییر می کند. معمولاً افراد مسن به آهنگ های معروفی که در دوران جوانی حوالی سنین 18 تا 25 سالگی گوش می دادند، علاقه نشان می دهند.

                                                            

 

 

 

 

رجب رمضانی، سرپرست گروه امیر پازواری در گفتگو با ارمون: موسیقی بومی؛ عشقی که مرز ندارد

 

 

رجب رمضانی، سرپرست گروه امیر پازواری در گفتگو با ارمون:

موسیقی بومی؛ عشقی که مرز ندارد

 

54 سال از عمرش می گذرد اما هنوز با نوای موسیقی خود را احیاء می کند. وارد خانه اش که می شوی گویی که در تونل زمان وارد گذشته ها شده ای، تمامی چیدمان خانه رنگ و بوی سنتهای مازندران را به خود گرفته و این نشان از عشق صاحبان خانه به فرهنگ اصیل مازنی است.

با مهمان نوازی که خاص مردمان خونگرم شمالی ست ما را در خانه اش پذیرا می شود، خانه ای که بوی عشق و موسیقی در هم آمیخته شده است. می گوید«موسیقی بومی عشقی ست که مرزی برایش متصور نیست و این شیوه عاشقی را سالهاست که با جان و دل پذیرفته ام.»

رجب رمضانی، سرپرست گروه امیر پازواری از سالهای دلدادگی اش به موسیقی می گوید:«16-17سال بیشتر نداشتم که به واسطه دوستی با برادران خشرو با ساز سنتور آشنا شدم.

سال1359ابتدا نزد احمد محسن پور فراگیری موسیقی را آغاز و سپس در محضر اساتید به نام آن دوران نادر سینکی و کیومرث وندادی ساز سنتور را به صورت حرفه ای دنبال کردم،آن سالها بیشتر تحت تاثیر کارهای پایور و مشکاتیان سنتور می نواختم.»

موسیقی برایش جریان زندگیست این از تک تک واژگانش هویداست گویی در گذشته ها غرق شده و این غرق شدن برایش لذت بخش است.

سالها پس از فراگیری حرفه ای موسیقی سال1369-1370به اتفاق برادران خود و تنی چند از دوستان  علاقه مند به موسیقی محلی به فکر تشکیل گروه موسیقی مستقلی برای خود افتادیم.

ساز و کار گروه که تشکیل شد به واسطه اینکه امیر پازواری معروف به شیخ‌العجم و امیرالشعرا از شاعران مازندرانیدوران حکومت صفویان که به زبان مازندرانیشعر می‌سروده نام گروه را امیرپازواری نام گذاری کردیم تا یاد و خاطره این شاعرمحلی گوی پا بر جا بماند.

او می گوید:«در سال1382 نیز توانستم مدرک صلاحیت تدریس از مرکز توسعه فعالیتهای فرهنگی هنری تهران را دریافت کنم و تا به امروز به عنوان سرپرست گروه امیر پازواری مشغول به فعالیت در حرفه موسیقی بومی محلی هستم.»

آلبوم نرگس جار سال ١٣٧١، آلبوم هژبرخوانی  سال1373، بهار وارش سال١٣٧۵، تش سما سال١٣٨١، ورف سما سال ١٣٨٣و لارما سال١٣٨٧ از مهمترین مجموعه آثار ثبت شده توسط مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد در قالب آلبوم بوده که تنظیم و آهنگ سازی آن را رجب رمضانی به عهده داشته است.

وی درباره حضور و اجرا در جشنواره های مختلف با همراهی گروه امیر پازواری به سرپرستی و آهنگسازی اش می گوید:« اولین کنسرت محلی  گروه امیر پازواری درسال1370 به خوانندگی استاد خشرو در سینما فجر قائم شهر برگزار شد که استقبال خوبی هم از آن شد.

 

پس از آن  در سال 1373برای بار دوم کنسرت موسیقی در سینما فجرقائمشهر برگزار شد. در سال ١٣٧۵ گروه امیر پازواری به خوانندگی نورالله علیزاده و در سال ١٣٧٧به خوانندگی علیزاده و محمود شریفی نیز در قائمشهر به برگزاری کنسرت اقدام کرد.

شرکت در جشنواره دهه فجر تهران سال ١٣٧٨، شرکت در جشنواره مقامی کرمان ١٣٧٨، مقام نخست جشنواره محلی در رامسر، تنکابن ١٣٧۶شرکت در جشنواره موسیقی محلی بابلسر ١٣٧٧ و قائم شهر ١٣٧٨به عنوان گروه دوم و گروه برتر به همراه بیست گروه محلی دیگر از جمله فعالیتهای گروه امیرپازواری به سرپرستی رجب رمضانی بوده است.

وی می گوید:«در سالهای 1385 و نیز امیر پازواری با هدف القاء فرهنگ بومی محلی مازندران راهی آلمان و اسپانیا و فرانسه شد1387 و در شهر های پاریس، برلین، هامبورگ و هانوفر کنسرتهایی در شان مردم مازندران برگزار کرد.»

وی برگزاری جشنواره های موسیقی را مهمترین گام برای اعتلای موسیقی بومی مازندران می داند و می گوید:«رشد و اعتلای خلاقیت ها و آفرینش های موسیقایی، ایجاد زیر ساخت و بسترهای مناسب به منظور ارائه، ثبت و معرفی آثار هنرمندان موسیقی معاصر، تقویت زیرساخت های دیپلماسی فرهنگی از جمله اثرات برگزاری درست و هدفمند جشنواره های موسیقی فلکلور بوده است.»

جشنواره های موسیقی بومی همچون "لیلم"می تواند فرصتی برای جوانان علاقه مند به موسیقی فلکور باشد تا استعدادهای درخشان کشف و از طریق حمایتهایی که پس از آن باید انجام شود، نوعی کارآفرینی در این حرفه ایجاد شود.

رمضانی می گوید:«فکر جوان مانند لوح نانوشته است، باید از فکر جوانان برای استحکام و غنای موسیقی محلی مازندرانی استفاده کرد و از این طریق فرهنگ موسیقایی استان را به ایران و جهان شناساند.»

حرفهایش پایان می یابد اما گویی آرزویش هنوز در تارهای کمانچه اش گره خورده...

سوتیتر:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زیر مجموعه ها

ازدحام کاندیداها در شورای پنجم تکرار نمی شود

دوشنبه, 23 اسفند 1395 احسان شریعت سه ماه به انتخابات اردیبهشت 96 ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا باقی مانده و از هم اکنون افکار عمومی به ویژه گروه های سیاسی برای حضور و مشارکت در این انتخابات آماده شده اند. انتخاباتی که به صورت دووجهی برگزار شده و آحاد ملت در کنار انتخاب نامزد ریاست جمهوری...
ادامه مطلب...

تحلیلی بر رویکردهای سیاسی در رفتار مدیران مازندرانی

دوشنبه, 23 اسفند 1395 حفظ صندلی احسان شریعت در تمامی نقاط جهان و نظام های سیاسی، مدیران اجرایی تقریباً به طور گریزناپذیری مجبورند تا حدی به موضع گیری سیاسی دست زده و خود را منتصب به جریان یا جریاناتی بدانند. جدا از نحوه عملکرد مدیران که در چارچوب شایستگی یا لیاقت ایشان جای می گیرد، مدیران همواره...
ادامه مطلب...

شهردار نخبه یا خرد جمعی شورا؟

IMAGE

چهارشنبه, 31 شهریور 1395 احسان شریعت شوراهای اسلامی شهر و روستا به عنوان فصلی از قانون اساسی که در زمان دولت اصلاحات حیات یافتند، مقدمه ای برای تمرین دموکراسی و ارتباط مردم و مسئولین به شمار می آیند. چه آنکه اعضای شورای اسلامی شهر و روستا از دل مردم برون آمده و خود با گوشت و پوست خویش مشکلات مردم را...
ادامه مطلب...

عوامل انگیزشی سفر،نیاز به گریز

IMAGE

چهارشنبه, 31 شهریور 1395   دکتر عبدالحکیم تیرگری، روانشناس بالینی عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مازندران       از زمینه های مهم و اصلی مطالعات روانشناختی رفتار بشر و عوامل مرتبط با آن موضوع نیازها و انگیزه های بنیادی است. موضوع مورد نظر در این زمینه پاسخ به این پرسش با اهمیت است که نیازهای انسان...
ادامه مطلب...

در راستای قانونگذاری و توسعه نیافتگی کمیسیون اجتماعی، یک گام عقب تر از جامعه

IMAGE

سه شنبه, 06 بهمن 1394 احسان شریعت: چندی دیگر انتخابات حساس و سرنوشت ساز هفتم اسفند برگزار شده و مردم یک بار دیگر در تصمیمی سرنوشت ساز دو انتخاب بزرگ خواهند کرد؛ انتخاب نمایندگان مجلس دهم و انتخاب حساس مجلس خبرگان رهبری. در حالی که به زعم اغلب کارشناسان سیاسی انتخابات خبرگان امسال از حساسیت بالایی...
ادامه مطلب...

سبز گم شد

IMAGE

شنبه, 21 شهریور 1394 نرجس طاهری:عصر یک روز تعطیل چند خانواده برای بازی و سرگرمی بچه هایشان ساعاتی از فضای شلوغ و پر سرو صدای شهر خارج شدند. مکانی که آنها دور هم جمع شدند از یک طرف به دریا و رودخانه و از طرف دیگر به داخل روستا و خیابان اصلی راه دارد. بچه ها سخت مشغول بازی کردن با یکدیگر هستند و با سر و...
ادامه مطلب...

کارشناسان از تحقق یا عدم تحقق اهداف سند چشم‌انداز 20 ساله می‌گویند نگاه جاه‌طلبانه به رشد اقتصادي

IMAGE

جمعه, 26 تیر 1394     در این سال‌ها، کشورهای منطقه و رقبا نیز بیکار نبوده‌اند و با وجودی که رکود اقتصاد جهانی فعالیت همه را کند کرده است، نسبتا رشد داشته‌اند و در این حالت رسیدن به اهداف چشم‌انداز درصد بالایی از رشد اقتصادی را می‌طلبد. وعده‌های خوشبینانه‌ای که داده می‌شود در بهترین حالت...
ادامه مطلب...

زنان کارآفرین نیاز دارند؛ عزم مسئولین

IMAGE

جمعه, 26 تیر 1394           مریم پروین، مدرس دانشگاه:جدای از افزایش تعداد زنان در جوامع مختلف با توجه به قابلیتهای آنان در بسیاری از حوزه ها، استفاده از ظرفیتهای زنان در بخش کارآفرینی و تحقق ضرورت ایجاد بستر مناسب برای حضور هر چه فعالتر و خلاقتر زنان در جامعه را باید جدی انگاشت.    فرآیند توسعه...
ادامه مطلب...

 

 

 

 

 

 

طراحی و ساخت : شرکت تحلیلگران ایده طبرستان